شهيد عطاءالله رفيعي دوم اسفند سال 1344 درشهرسجاس به دنياآمد پدرش سعدالله كشاورزي ميكردومادرش خاورنام داشت.اين شهيدبزرگوارتاسوم متوسطه درس خواند.سال 1365ازدواج نمودوازسوي بسيج درجبهه حضوريافت وچهارم بهمن سال 1365درشلمچه براثراصابت تركش به سينه،صورت،دست وپاشهيدشد.مزاراودرزادگاهش واقع است.
وصیت نامه
(بسم الله الرحمن الرحيم)
خدايا براى سومين بار وصيت نامه ام را تعويض مى كنم. خداوندا! در اين سه مرتبه كه در جبهه شركت كردم، شهادت را نصيبم نكردى. البته شكى نيست كه تا به حال لياقت شهادت را نداشتم و در اين مدت بهترين دوستانم و نور چشمانم در كنارم به شهادت رسيدند. خدايا! به من كمك كن كه لياقت شهادت در راهت را پيدا كنم و باز با خجالت و شرمندگى آخرين وصيت نامه ام باشد كه مى نويسم. به نام خداوند و به نام آن كس كه همه چيزم اوست. زندگيم اوست و زنده بر اويم. به نام او كه از اويم و بودنم از اوست. رفتنم از اوست يادم از اوست. جانم از اوست. معشوقم اوست. معبودم اوست. مقصودم اوست. اميدم اوست.
سلام بر شهيدان اسلام و شهداى انقلاب اسلامى بخصوص شهداى جنگ تحميلى و خانواده شهدا و امت شهيدپرور ايران. اينجانب عطاءالله رفيعى هدفم از رفتن به جبهه اين بوده است كه اولا خدمتى به اسلام بكنم به فرموده امام لبيك گفته كه مى فرمايد: ((مساله اصلى جنگ است)) و من هم تمام مسائل و مشكلات را زير پايم گذاشتم. خدايا! به من كمك كن كه در اين دانشگاه بزرگ علم و ادب اسلام موفق شوم كه جز اين چيزى نمى خواهم. شما اى خواهران و برادران مسلمان! پيام من به عنوان يك شهيد اين است كه قدر اين نعمت الهى را بدانيد (يعنى امام عزيزمان). همه گوش به فرمان اين بزرگوار باشيد و در راه راست حركت كنيد و از خون شهيدانى كه هدفشان پيروزى اسلام بوده، دفاع كنيد. پدر جان! هميشه در راه اسلام قدم بردار و شهادتى را كه نصيب فرزندت شد، نعمتى از طرف خدا بدان و خدا را شكر بگو و مرا حلال كن. مادر جان! خوشا به حالت كه چنين فرزندى در اسلام تربيت كردى و تو بودى كه هميشه افتخار مى كردى كه فرزندت در جبهه است. پس حالا هم افتخار كن كه فرزندت در راه اسلام به شهادت رسيد به افتخارى بالاتر از افتخار اول و از شما مى خواهم كه مرا حلال كنيد. برادر عزيز! هميشه به ياد خدا باش و در راه دين مبين اسلام قدم بردار و اگر شهادت نصيبم شد، اسلحه به زمين افتاده ام را خودت بردار و از دين اسلام و قرآن و از خون شهداى اسلام پاسدارى كن. خواهران عزيزم و عزيزتر از جانم! من شما را توصيه مى كنم كه هرگز در سوگ و عزاى من گريه و زارى نكنيد كه دشمنان اسلام از گريه شما سوء استفاده مى كنند و از همشهريان عزيزم بخواهيد كه اگر از من بدى ديده اند به بزرگى خودشان اين حقير را ببخشند و حلالم كنند. برايم يك سال نماز به جا آوريد و در زادگاهم شهرك سجاس در بهشت امام زاده ابراهيم كنار قبر پسر عمه گراميم شهيد قند على گنج خانلو دفن كنيد. و مرتب خدا را ياد كنيد و شكر بگوييد. نگذاريد كه دشمنان اسلام خوشحال شوند، بلكه با قامتى استوار از مردم پذيرايى كنيد. والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته اردتمند همه رهروان راه حسين ابن على (ع) شهيد عطاءالله رفيعى
امضاء











































































ثبت دیدگاه