حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۲۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
معلم شهید محمدرضا احمدی
19

شهید محمدرضا احمدی فرزند محمد در تاریخ 1343/10/10 در روستای خلیفه حصار از توابع شهرستان ابهر دیده به جهان گشود. دوران طفولیت را در دامان پر مهر پدر و مادر سپری کردو در سن 7 سالگی برای کسب علم و دانش در مدرسه ابتدایی روستا قدم نهاد . بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی برای ادامه […]

پ
پ

شهید محمدرضا احمدیشهید محمدرضا احمدی فرزند محمد در تاریخ 1343/10/10 در روستای خلیفه حصار از توابع شهرستان ابهر دیده به جهان گشود. دوران طفولیت را در دامان پر مهر پدر و مادر سپری کردو در سن 7 سالگی برای کسب علم و دانش در مدرسه ابتدایی روستا قدم نهاد . بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی برای ادامه تحصیل در مقطع راهنمایی با وجود مشکلات زیادو رفت و آمد روزانه به روستای همجوار (درسجین) رفته و تحصیلات راهنمایی را در آنجا به پایان رساند 

علاقه وافر ایشان به درس و کسب علم موجب شد که سالهای اول ، سوم وچهارم متوسطه را در دبیرستان رسالت ابهر با فعالیت در انجمن اسلامی و پایگاه و دوم دبیرستان را در دبیرستان شهید بهشتی منطقه 10 تهران سپری کند. شهید در خرداد ماه 63 فارغ التحصیل و بلافاصله در دانشرای تربیت معلم شهید رجایی قزوین قبول شده و در رشته مترجمی زبان انگلیسی مشغول به تحصیل شد تا در آینده شغل مقدس انبیاء (معلمی)را بر عهده بگیرد. ایشان در حین تحصیل دائما” به فکر جبهه و رزمندگان اسلام بود و چند بار میخواست خود را به جبهه برساند اما این فرصت برایش میسر نمی شد تا اینکه در سال 64 با کاروانی از تربیت معلم راهی جبهه های حق علیه باطل گردید ،

آموزش های لازم را که گذراند به منطقه شلمچه اعزام شد ، مدتی در آنجا بود ، ماموریتش که در شلمچه به اتمام رسید می بایست به روستای خود باز گردد . پس از انتقال به پشت جبهه فرماندهان اعلام کردند ،برای عملیات والفجر 8 نیرو لازم است محمد رضا بخاطر شور و شوق شهادت و علاقه وافرش به جبهه آمادگی خود را اعلام کرد تا به مبارزه با دشمنان اسلام یپردازد ، سرانجام نیز درتاریخ 64/11/21 در عملیات والفجر 8 در فاو به شهادت رسید و پیکر مطهرش بعد از تشییع در گلزار شهدای خلیفه حصار بخاک سپرده شد.

وصیت نامه

يا ايها الذين امنوا ان تنصروالله ينصروكم و …
يا ايها الذين امنوا اطيعوالله واطيعوالرسول والامر منكم
اينك كه دست جنايت كار آمريكا از آستين يكي از جاني ترين دست نشاندگانش (صدام ) بيرون آمده و هزار ها نفر از مردم جنوب و غرب كشورمان را به خاك وخون كشيده و يا آواره نموده است ، وظيفه ماست كه براي بيرون راندن اين مزدوران از كشور اسلاميمان و برقرار نمودن آئين مقدس اسلام خود را براي رفتن به جبهه آماده كنيم و به دنيا بفهمانيم كه اسلام از آن است كه ابرجنايتكاران بتوانند برآن غلبه كنند ، چرا كه ( الاسلام يعلوا ويا يعلي عليه ) پروردگارا شاهد باش كه براي كمك به اسلام وبرقراري آئين اسلام به جبهه آمده ام . پروردگارا اگر اين قطره خون من براي اسلام مفيد وموجب پيشرفت آن مي شود . آمده ام تا آن را تقديم كنم .
پروردگارا اگر مي دانستم كه اين قطره خون من موجب پيشرفت اسلام خواهد شد از تو مي خواستم كه هزار بار به من جان بدهي تا آنرا در راه تو فدا كنم وبراي دفاع از آئين ات هزار بار به شهادت برسم .پروردگارا اينك كه از دنيا و متعلقات آن دست شسته ام و به درگاه تو آمده ام ، از تو مي خواهم كه مرا به مرادم برساني و آن مراد و مقصود چيزي جز رسيدن به جوار قربت چيز ديگري نيست زيرا 🙁 بصرت علي هذا بك فكيف اصبر علي فراقك )
پدر و مادر گرامي ام : مدتها بود كه خود را براي رفتن به جبهه آماده مي كردم . اما چون با مخالفت شما مواجه مي شدم به روي خود نمي آوردم تا مبادا موجب رنجش شما شوم خوشبختانه موقعيتي پيش آمد و كارواني با نام كاروان تربيت معلم عازم جبهه ها شد كه بهترين موقعيت براي من بود كه خود را آماده كنم تا با اين كاروان به جبهه بروم به اين ترتيب هم شما را راضي مي ديدم وهم به آرزوي ديرينه خودم مي رسيدم ، بزرگترين سعادت براي انسان آنست كه پدر ومادر از كاري كه او انجام مي دهد راضي باشند.
وبزرگترين خسران و زيان براي انسان آنست كه پدر و مادر از او راضي نباشند من هيچوقت نتوانستم كه شما را راضي كنم . اميدوارم كه مورد عفو و بخشش شما قرار گرفته باشم . نكته اي كه بايد بر شما سروران تذكر دهم اين است كه من داوطلبانه و با اختيار خود عازم جبهه شدم و هيچ فردي يا موسسه اي مرا به جبهه نفرستاده برادران عزيزم ، پس از پدر و مادرم شماها بوديد كه بيشترين نقش را در تربيت من داشتيد وحق بزرگي به گردن من داريد . تمام مخارج تحصيل وزندگي من به عهده شما بود كه متاسفانه نتوانستم آنرا جبران نمايم از شما عاجزانه تقاضا دارم كه مرا حلال كرده و حقوقي كه برمن داشتيد ، بخشش نماييد . ديگر اينكه از متعلقات دنيا چيز مهمي ندارم و فقط از شما درخواست مي كنم كه به اين وصيتنامه من عمل نمائيد.
من در مدت حياتم گناهان زيادي داشته ام و زيان ها و خسارات زيادي به اهالي روستاي خليفه حصار رسانده ام از شما درخواست مي كنم كه از هم از اهالي ودوستان براي من حلاليت بگيريد و هركس ادعاي حقي كرد حق اش را بدهيد ، بخصوص از برادر ابراهيم حسني كه حدود 5 سال پيش نسبت به او جسارت كردم و او راكتك زدم وبرادر تقي قديمي نوبتي گاو رفته بودم يك گردوي او را كند و عزيز احمدي كه چشمه او چرانيدم و دو گردوی او راشكستم . ودر زمان حياتم موفق نشدم كه اين گناهان وجسارات را جبران كنم ، از اين برادران هم براي من حلاليت بگيريد .
السلام عليكم ورحمه ا…و بركاته
خداحافظ
13 دي ماه 1364، ساعت4 بعدازظهر
محمد رضا احمدي

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.