حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنجشنبه, ۳۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
شهید رضا سلیمانی
18

  در تاریخ  28/6/1347 در شهر ابهر در خانواده ای مذهبی و فرهنگی بدنیا آمد . بعد از گذراندن دوران کودکی پا به مدرسه گذاشت و در دبستان ابن سینا تحصیلات ابتدایی را پشت سر نهاد ؛ سپس در مدرسه راهنمایی امیر کبیر و پس از آن در دبیرستان دکتر شریعتی به ادامه تحصیل پرداخت […]

پ
پ

 

در تاریخ  28/6/1347 در شهر ابهر در خانواده ای مذهبی و فرهنگی بدنیا آمد . بعد از گذراندن دوران کودکی پا به مدرسه گذاشت و در دبستان ابن سینا تحصیلات ابتدایی را پشت سر نهاد ؛ سپس در مدرسه راهنمایی امیر کبیر و پس از آن در دبیرستان دکتر شریعتی به ادامه تحصیل پرداخت . در ایام تحصیل چندین بار بعنوان شاگرد اول و ممتاز از مدرسه و معلمین خود جایزه دریافت نمود و چون از نعمت صوت خوش برخوردار بود ضمن آموزش تجوید و قواعد قرائت و نیز احکام و اصول عقاید و حدیث ، در جلسات مذهبی در مسابقات مختلف قرآن شرکت کرده و چندین بار در مسابقات استانی مقام ممتازی را کسب نمود . او اهل مطالعه بود و مطالعه کتابهای مذهبی را دوست داشت ، نماز و روزه و دعاهای کمیل و توسل او ترک نمی شد ، شجاع – درسخوان – مهربان – دلسوز و خوش خلق بود و به مال دنیا ارزشی قائل نبود .  در سال 1362 اولین بار در جبهه جنگ شرکت کرد. بعد از آن فعالیتهای خود را در زمینه های فرهنگی و هنری از جمله فعال کردن انجمن اسلامی دبیرستان و اجرای تئاتر و سرود و مطالعات آثار شهید مطهری متمرکز نمود  و با فعالیت در پایگاه بسیج به گشت شبانه، آموزش قرآن ، راه اندازی حلقه های معرفتی و برپایی مر اسم دعای کمیل و توسل در مسجد باب الحوائج اهتمام ورزید و با بهره گیری از اساتید به تقویت مبانی اعتقادی و عرفانی پرداخت و وقتی که خود را آماده شرکت در کنکور و امتحانات سال چهارم دبیرستان می نمود ،احساس تکلیف کرد که باید بفرمان امام در جبهه حضور یابد ، بالاخره به آرزوی نهایی خود نائل و در تاریخ 12/2/1365 در جبهه فاودر ادامه عملیات والفجر 8 به دیدار یار شتافت و پیکر مطهرش بعد از تشییع در گلزار شهدای ابهر بخاک سپرده شد و پدر ایشان بعد از شهادت فرزند، منزل خود را تبدیل به حسینیه شهید رضا سلیمانی می نمایند.

گوشه هايي  از مناجات شهيد كه بيانگر روح تشنه شهادتم و شوق وصال محبوبش است :

الهي! اين از رحمت تو بدور است بنده اي تشنه را تشنه تر كني

الهي! در بيابان دنيا بدنبال آب حياتم تا روحم را با آن سيراب گرانم  جامه عشقت برايم گمشده اي است كه ديوانه وار خود را به اينطرف و آنطرف ميزنم تا آن را بيابم

الهي !ميخواهم سبك شوم و سبكبالي باشم كه از آنچه پوچ است چشم بپوشم و بر آنچه حق است پيوند عشق زنم كه همه اين ها بدون اذن تو و رضاي تو ميسر نيست،

الهي! سيماي دنيا پرستي برايم چونان كابوسي وحشتناك گشته است كه مي خواهد تورا از من بگيرد ولي اي خدا از تو مي خواهم قلبم را آنچنان سير تحول گرداني كه فريب ظاهر دنيا را نخورم وبه وصالت برسم،

الهي! گويي دلم همچون پرنده اي بال شكسته است كه آرزوي پرواز دارد پروردگارا اگر بدانم كه تنها عبادت مرا به تو ميرساند نيز شرط است و اين رضايت ،تنها در سايه اي عبادت حاصل نمي شود بلكه عبادت با خلوص و خضوع تحمل رياضت و صدق نيت و عمل به گفته هاي تو آن را ممكن  مي سازد

الهي! دوست دارم  نقاب تن و روحم را بر كنم آنگونه باشم كه پرده اي ميان من و تو نباشد  مي خواهم از آفتاب عشقت هاله اي از نور  را در دلم راه دهم و اين دل مرده ام بسوي كعبه كوي تو كنم تا شايد بتو عاشق تر شوم،

الهي! آتشفشان وجودم تنها و تنها باد ياد صفت رحمانيت تو خاموش مي شود پس اي خداي من مي خواهم از من راضي باشي  و اين دل شوريده حال را با آنچه كه خود صلاح مي داني آرام بخشي مولاي من از شراب وصلت مستم كن و با رساندن به مقام فناي در عشقت مستم كن و مرا  از درگاه لطفت مران و از رحمتت محروم وگردان

الهي! اين سوز و گداز عبدي است سرا پا تقصير كه تنها آرزويش رسيدن به وصال توست و براي او آرزويي جز يافتن مغفرت و رضاي تو نيست  و ميلي جز پروانه به كويت نيست

الهي! اين مرغ پر و بال شكسته را از قفس و بندگي شيطان رها كن و در هواي عشق و محبت به او اجازه پرواز ده تا بتواند به ثنا خواني مشغول باشم.

نمونه ای از نقاشی هنرمند شهید رضا سلیمانی

 

 

 کارنامه شهید

 

بخش هایی از وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

ان الله اشتري من المومنين انفسهم ………………..(سوره توبه آیه 110)

البته خدا جان و مال اهل ايمان را به بهاي بهشت خريداري كرده است؛ آنها در راه خدا جهاد مي كنند كه دشمنان دين را به قتل رسانند يا خود كشته  شوند، اين وعده حقي است بر خدا (در تورات وانجيل وقرآن) .

 درود بر آنانكه به دنيا پرستي و آنچه كه انسان را از خدا دور مي گرداند پشت كرده اند و درود بر  مجاهدين واقعي ياران امام زمان (عج) آنان كه چونان علي (ع) روز را به شب مي رسانند و شب را به روز، همانند حسين (ع) بر مرگ سرخ لبخند عشق مي زنند؛  عشق به حسين(ع) وحقيقت از قلب هر بسيجي زبانه مي كشد ،هركس تاب درك اين عشق را نداشته باشد، دل كندن اواز اين وابستگي ها سخت مي شود . پيوند قلبي با خدا ، عشق به حسين وراه اورا به دنبال خواهد داشت و آنگاه هنگام سر دادن آهنگ وصال است كه با آغوشي باز مرگ را پذيرا مي شود. بنده اي بودم كه در طول زيستنم آنچنان از فرمان خدايم فرمانبرداري نكردم و آنچنان كه خدا مي خواست نبودم ولي از آنجا كه در رحمت خداوند به سوي هر گناهكار واميدوار باز است من هم به رحمت او اميدوارم واز باب تذكر آنچه را كه دلم مي خواهدمي خواهم بنويسم اكنون كه در ميان صداي خمپاره و توپ هاي دشمن نشسته ام چيزي جز عشق را در ميان  جوانان بسيجي نمي بينم و اين نشانه ي اوج عرفان و عمل به احكام خداست ، چه صفايي دارد كه انسان قدرتي در دست داشته باشد تا بتواند افسار شيطان را در دست گيرد و فقط مطيع فرمان خدا باشد و اين در  سايه اي ترك معاصي و ايمان قلبي به خداست، الهي مرا همچون   بزرگاني كن كه بجز تو كسي را نديدند و بجز تو بر كسي دل نبستند اميد دارم آنان كه خود را به فراموشي سپرده اند و به ارزش والاي انسانيت پي نبرده اند ناقوس بيداري شهدا را  بشنوند وخود را در برا بر جامعه مسئول بدانند.

 پدر و مادر قهرمانم اي بزرگواراني كه من هميشه به وجود شما  افتخار مي كنم شما مصداق بزرگان اسلام هستيد كه از اول زندگي ام  زحماتي بي حد را در راه رسيدن به كمال متحمل شده ايد؛ به ياد دارم در آغوشتان اشك بر گونه هايتان را كه براي حسين(ع) ريخته مي شد، اكنون مي خواهم بگويم كه من به بركت اشك هاي گرم تان عاشق امام حسين (ع) «پرچمدار خط سرخ آل محمد (ص)» گشته ام و مي خواهم از چونان مجاهداني باشم كه خود را تا خدا رسانده اند.

 مادر جان با تو عهد بستم كه در كربلاي راه حسين(ع)تبليغ كنم  با تو پيمان بسته ام كه در كربلا رهرو خون علي اكبر باشم و بايد تو نيز افتخار كني كه فرزندت حق بودن راه حسين را فهميد و اين را درك كرد ، پدر جان در زندگي ام  زحمات بي حدي را برايم متحمل شدي و اين حكمت خدا بود كه زحماتت را به پاي  فرزندي مي ريختيد كه در راه  رسيدن به كمال جهاد نمود، پدر و مادر بزرگوارم خدا به شما امانتي داده بودكه  بايد اين امانت را به نحو احسن حافظ مي بوديد و بر شما باد جنه الماًواي كه امانت را بهتر از آنچه كه  انتظار مي رفت تحويل داديد نه شما مال من هستيد و نه من مال شما،  همه براي خداييم و اين اراده و تصميم انسان است كه بايد امانت الهي را به نحواحسن تحويل دهيم و فكر نمي كنم اشك ريختن براي سرباز امام زمان(عج) كه در راه حسين(ع) جهاد كرده است معنايي داشته باشد با همه ي اينها مي خواهم حلالم كنيد تا سبك بال باشم، برادران عزيز و مهربانم سربازاي كه طريق زندگي تان برايم الگو بوده است و در دنيا چيزي بجز محبت و نيكي از شما نديدم ميخواهم صادقانه در راه خدا فعاليت كنيد و بيرق ام را در دست بفشريد تا انشالله مجال به فرصت طلبان ندهيد، مرا در دعاهايتان فراموش نكنيد و براي گناهانم از خدا طلب بخشش كنيداميدوارم روزي فرارسد كه بيرق اسلام توسط شما فرزندان اسلام در كربلاي حسين(ع) بر افراشته شود خواهر مهربانم تو كه از اول زيستنت  زينب وار بودي و چونان مجاهدان بودي كه در اين سنگر فعاليت داشتي اميدوارم همان گونه باشي كه خواهر حسين(ع) ميخواهد و در جبهه هاي مقاومت فعال تر باشيد و سنگر هاي مسجد و دعا را خالي نگذاريد، حجاب شما همانند تيغ برانيست كه هر ريشه ي فاسدي را مي كند خواهر مهربانم در طول زندگي زحمات زيادي بر دوشت انداختم و آنچنان كه بايد نبودم ولي اميدوارم مرا دعا كني و برايم از خدا مغفرت بخواهي و در اين هنگام آرزو دارم پرچم خونين مرا ، دوستان و ياران فداكارم بر چنگ بگيرند و هرگز صحنه را خالي مگذارند سنگرهاي عشق و محبت را بين يكدگر بيشتر كنيد بر بهانه جويان و آنها كه خود را به پوكي زده اند فرصت ندهيد و اميدوارم هر گونه بدي از سوي اين بنده ي حقير متوجهتان شده است عفوم كنيد سخن زياد وليكن وقت كم است و بيش از اين نميتوانم بنويسم.

 پروردگارا اين جهاد را از من بپذير و به بركت اين عمل، گناهانم را بريز.                                   (65/2/10)

التماس دعا

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.