حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۴ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
شهیدعلی اصغرافشاری
18

شهيد علي اصغر افشاري در سال 1349 در سلطنت آباد تهران بدنيا آمد و پس از ايام طفوليت و تحصيلات ابتدائي و متوسطه كه هميشه جز شاگردان ممتاز مدرسه بود و از نظر انجام فرايض ديني نيز از هشت سالگي به بعد هرگز نماز و روزه او ترك نمي شد.او در سال 1357 با موفقيت […]

پ
پ

شهيد علي اصغر افشاري در سال 1349 در سلطنت آباد تهران بدنيا آمد و پس از ايام طفوليت و تحصيلات ابتدائي و متوسطه كه هميشه جز شاگردان ممتاز مدرسه بود و از نظر انجام فرايض ديني نيز از هشت سالگي به بعد هرگز نماز و روزه او ترك نمي شد.او در سال 1357 با موفقيت در پنج دانشگاه مختلف تهران و شهرستانها بالاخره در رشته مهندسي مكانيك دانشگاه صنعتي شريف تهران مشغول به تحصيل و تزكيه شد و چنانچه  در رژيم سابق بدون توجه به تهديدهاي رژيم كه هميشه متوجه خانواده اش كه يك خانواده ارتشي بود در فعاليتهاي مذهبي و سياسي شركت فعالانه داشت پس از انقلاب هم هميشه اين مسير را آگاهانه و بي باكانه و بدون هيچ انحرافي از جمله ولايت فقيه ادامه مي داد تا جائيكه با اجازه خانواده و ميل و رغبت

شخصيش بعد تعطيل شدن دانشگاه رسماَ به عضو نهاد انقلابي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پادگان امام حسين (ع) در آمد و با شركت دائمي خود در مراسم دعاهاي كميل مدرسه شهيد مطهري نماز جمعه را و مراسم مسجد جمكران – قم و شركت در راهپيمايي ها سعي بر تبليغ اسلامي خود داشت و از نظر مشخصات روحي و شخصي تبعاَ همچون مومناني كه خداوند در قرآن كريم آنها را ستوده و در وصفشان سوره اي را اختصاص داده داراي صفات خالص و پاك انساني كه حاكي از صيانت كه به اوليا ا… و اين صفات مزين باشد نمي تواند به چيزي جز شهادت فكر كند شهيد به علت احتياج واحد مربوطه سپاه تهران اجازه شركت در جبهه را نمي يافت با دريافت برگه مرخصي با اجازه و رضايت كامل پدر و مادر خود عازم دانشگاه اصلي خود يعني جبهه جنوب در تاريخ 7/2/61 گرديد در آخرين حمله شركت داشته باشد تا شايد از اين طريق رهرور راه رهبرش امام حسين (ع) و پيرو خط نائب امام عصرش خميني بت شكن باشد و بالاخره هنگام آزادسازي خونين شهر در طرح بيت المقدس با نام يا علي بن ابيطالب در جبهه شلمچه در تاريخ 20/2/61 بدرجه رفيع شهادت نائل آمد.

وصیت نامه

بسمه‌تعالى
و لاتحسبن الذين قتلوا فى سبيل‌الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون/ آل عمران 169
الذين امنوا و هاجروا و جاهدوا فى سبيل‌الله باموالهم و انفسهم اعظم درجة عندالله و اولئك هم الفائزون/توبه 20
شايد نوشتن وصيتنامه براى رزمندگان راه حق و سربازان اسلام، بخصوص در اين جنگ تحميل يك سنت شده باشد و البته بخش اعظم رسالت يك رزمنده شهيد با اين نوشته‌ها تامين مى‌گردد، رسالتى كه ناشى از تعهد آن رزمنده براى كمك به پيشبرد خط الهى و پيشتازان آن خط در هر مقطع زمانى مى‌باشد و در اين زمان نيز وجود رهبر و پيشتازى چون امام امت براى هدايت كاروان هابيليان اين وظيفه را هر چه بيشتر تذكرمى‌دهد.ولى من به واسطه سنگينى خطا و گناه و غلبه نفس نمى‌توانم به خود اين اجازه بدهم كه من هم رزمنده‌ام و يا اينكه من هم پيرو امامم. ولى به دليل آنكه شايد در مجاورت سربازان اسلام و اين مجاهدين واقعى فى سبيل‌الله بتوانم بهره‌اى ببرم و با ديدن حال و قيافه‌اى نورانى كه منبعث از ايمان واقعى آنها است به يارى خداوند تارك و تعالى به همراه آنها آمده‌اند و در ضمن با وجود قلب سياه و گرفته. آرزوى بخشش از خداى تبارك و تعالى را دارم و پيامى ندارم و نمى‌توانم داشته باشم جز بيان آنكه بخواهيم از تمامى برا دران و خواهران كه براى سلامتى امام امت دعا كنند و اينكه خدا ايشان را تا طلوع خورشيد مهدى (ع) پايدار نگهدارد. انشاءالله اينكه از كليه برادران و خواهران كه در طول زندگى با آنها تماس داشته‌ام خواهشمندم كه اگر ناراحتى و مسئله‌اى از من دارند مرا ببخشند و از من بگذرند كه واقعازير بار فشار گناهانم در حال خرد شدنم. لااقل با بخششهاى شما مقدارى از مجازاتهايم تخفيف يابد. از همه بيشتر از پدر و مادر عزيزم تقاضاى عفو و دعا مى‌نمايم من براى شما فرزندى قابل نبودم و چيزى و عاملى جز اذيت و جنگ اعصاب براى شما فرشتگان آسمانى زندگيم نداشتم و از شما مى‌خواهم كه بعد از من ناراحتى نداشته باشيد و اينكه فقط دعا كنيد كه خداوند گناهانم را ببخشد و همانطور از ديگر افراد خانواده‌ام (خواهرم كوچكم و امير) توصيه مى‌كنم كه مطالعه كنند تا شناخت لازم را نسبت به اسلام پيدا نمايند. فرزند خواهرم مهدى را سعى در خوب تربيت شدنش بكنيد، همانطور كه تا به حال به يارى خداوند تبارك تعالى خوب بوده است. در زمينه وضعيت شخصى خود من پدرم وكيل تام الاختيارم مى‌باشد. خمس پول داخل بانك را پرداخته‌ام و بقيه را به صلاح خود هر كار كه مى‌خواهيد و مى توانيد انجام دهيد. كتابهاى داخل پادگان كه مقدارى است از افراد خانواده، آنهايى كه مى‌توانند استفاده كنند و مى‌توانند بردارند. در خاتمه نيز از تمام اهل خانواده فاميل و دوستان و همكاران التماس دعا دارم و بخصوص از برادران سيد تقوى كه شلوار خاكى ايشان را بدون اجازه در جبهه مى‌پوشم كه انشاءالله خواهند گذشت.

على اصغر افشارى تاريخ 9/2/1361 جبهه جنوب كشور، شلمچه

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.