
شب موقع افطار هم فقط یک پارچ آب می خورد و می خوابید. نبی الله با اینکه آن روز سختی کشید ولی روزه اش را نشکست و روزه کامل گرفت . مادر شوهرم چند روزی را برای مسافرت به شهر آمده بودند و من هنوز پختن نان را یاد نگرفته بودم نبی اله که در نانوایی کار می کرد گفت : تو خمیر نان را آماده کن من می پزم . من یک تشت بزرگ خمیر درست کردم تنور را آماده کردم وصبح نبی الله به من پختن نان را یاد داد و هر دو مشغول پختن نان شدیم و یک تشت بزرگ به اندازه ای که نیاز داشتیم نان می پختیم و من پخت کردن نان را از نبی اله یاد گرفتم .










































































من شنيده ام كه او قبل از اينكه شهيد بشود كار هاي شهيد گونه داشت ، مثلا فرشي را تازه خريده بود به مردي كه از أو كمك خواسته بود تا دخترش را بتواند شوهر دهدً فرش را ب أو ميدهد و ميگويد ببر و به هيچكس نگو
سلام شما نسبتی با این شهید دارید؟ در صورتی که از نزدیکان این شهید عزیز هستید عکس و اسنادشون رو به رسم امانت در اختیارمون قرار بدید اسکن کنیم و یا مصاحبه ای ترتیب داده بش و خاطرات بیشتری جمع آوری بشه.تلفن هماهنگی 33556065
بله از بستگان نزدیک ایشان هستم، درخواست شمارو به همسر و فرزند ایشان انتقال میدم تا در صورت تمایل باشما هماهنگ کنند.
متشکرم
او مرد جنگ بود ندیده او را دوست داریم