عليرضا بيات در تاريخ 49/7/1 در شهر زنجان متولد شد و در تاريخ 1/9/49 همراه پدر و مادر خود به شهر کرمانشاه عزيمت نمود و دوران طفوليت خود را در شهرکرمانشاه بسر برد تا اينکه تا اينکه به دبستان مدائن رفت و دوره راهنمايي و دبيرستان را در کرمانشاه تمام کرد و در سال 1/3/58 به زنجان آمد و ديپلم را از هنرستان زنجان دريافت نمود که با دوست خود به نام احد فقفوري وارد سپاه شد
او در انقلاب پیشتاز بود و با دوستان کرمانشاهي خود در تظاهرات و پخش اعلاميه هاي حضرت امام (ره) فعاليت مي کرد تا اينکه در سپاه دوره تکميلي تخريب را به پايان رساند و در عمليات محرم شر کت کرد بعد از 15 روز اعزام شديدا زخمي گرديد و خانواده خود را ازاين موضوع مطلع نگرداند مدت 20 روز در ساري و 10 روز در تهران بستري بود به زنجان آمد و دوباره به جبهه مهران اعزام شد و عمليات محرم به پايان رسيد تقربيا پيروزمندانه برگشتند بعد از عمليات محرم در سپاه مشغول تمرين پيامگيري خود بود عمليات پاک سازي بانه و سردشت شرکت کرد .
گرداني تشکيل داده بودند به نام گردان قامت بيات که فرماندهي ان را به عليرضا بيات سپرده بودند از عمليات بانه و سردشت برگشتند در سال 62 گردان قامت بيات را به جبهه اهواز در تاريخ 29 بهمن ساعت 1 نيمه شب جهت شرکت در عمليات خيبر اعزام گردید گردان قامت بيات را به برادر حسن باقري تحويل مي دهد و خود به عنوان يک بسيجي با ديگر بسيجيان به نبرد مشغول مي گردد که متاسفانه عمليات خيبر چندان موفقيت آميز نبوده و مفقود الاثر ميگردد به گفته يگان سپاهي خود بيش از آنکه عمليات خيبر شروع شود بايستي در پشت فرماندهي عملياتي قيداد تحويل بگيرد که هرگز در آن پشت نتوانست وظيفه فرعش انجام دهد و بجاي ما نبرده برادر رحيم تاران مدتي در قيداد انجام وظيفه نمود.يکي از بهترين خاطرات پدر و مادرش اين است که در مدت 21 سال زندگي افتخار آميزش مي توانيم به جرات بگوييم که نماز يوميه اش قضا نشده بلکه نماز شبش هم قضا نگرديده است وقتي حقوق ميگرفت خرج توجيبي بر ميداشت و بقيه اشرا به مستمندان مي داد در حالي که چندين نفري در سپاه هستند که آنها بهتر می توانند خاطراتشان را تعريف نمايند کلا در 3 عمليات شرکت کرده 1 عمليات محرم 2 پاکسازي بانه وسر دشت 3 عمليات خيبر مفقود گرديده و زندگي اش به پايان رسيد.
فعاليت هاي مبارزاتي پيش از انقلاب و بعد از انقلاب:
پيش از انقلاب در کر مانشاه دوران کودکي و نوجواني بود که در تظاهراتهاي خياباني و پخش اعلاميه ها و با دوستانش در تظاهرات شرکت مي کردند علي رضا بود که اگر گاردي ها مي آمدند فورا دوستانش را به منزل ببرد چون خانه ما در مجاورت 2 دبستان قرار گرفته بود کسي شک نميکرد پس از انقلاب هم در سپاه مشغول انجام وظيفه بود .
خصوصيات اخلاقي و فکري:
در خصوصيات اخلاقي و فکري زبان زد دوستان و آشنايان بود، هيچکس صداي بلند نامبرده را نشينيده بود افکارش روشن و اخلاقش انساني و اسلامي بود.
– رابطه برخورد پدر و مادر و با دوستانش رابطه صميمانه داشت.
– آخرين ديدارش با شما و توصيه اش چه بود . آخرين ديدارش 29 بهمن 62 ساعت 11 شب از سپاه به منزل آمد حمام رفت و در موقع خداحافظي پدر من گردان را به جبهه اهواز ببرم و برد ميگردم بروم قيداد ولي اينطوري شد توصيه اش بيشتر میگفت از غيبت دوري کنيد.
-خاطرات از رفتن به جبهه ، هيچ خاطره اي از جبهه تعريف نميکرد شايد به خاطر سري بودن و يا آنچه که خود بود و مي گفت و عمل ميکرد
-خاطره اي از تاثيرات آن در دوستان وآشنايان نامبرده دوستان فراواني در سپاه داشت که از همان روز اول وي را فراموش کرده اند و کدام به ما و زندگي خود مشغول شدند .
به روایت پدر شهید:
من حبيب پدر مفقودالاثر علي رضا بيات هستم حالا 17 سال است بازنشسته شده و آخرين دانه هاي تسبيح عمرم را مي شمارم زيرا گفتني ها را بايد گفت نميدانم چه علتي باعث شده بعد از 12 سال فراموشي يادي از ما کرده ايد عجيب است. در سال 63 عده اي از برادران به منزل آمدند و گفتند مي خواهيم مصاحبه و فيلم برداري نمائيم گفتم بفرمائيد .
برادري که فيلم برداري مي کرد تند تند مي گفت بگو سردار شهيد اسلام علي رضا بيات آيا با سردار اسلام اينطور استقبال مي کنند که بعد از 12 سال تازه به ياد افتاده است البته نظرم مسئولين جديد نيست سخنم با آن مسئوليني است که بفکر اين سرداران نبودند تماما به فکر مقام ودرجه بودند و آنانرا فراموش کرده اند چه بهتر به جاي سردار شهيد اسلام يک بسيجي گمنام بمانند ما هم افتي مي کنيم سپاه زنجان تاکنون چه برنا مه اي براي اين شهدا انجام داده اند نه ياد واره اي و نه ياد بودي نه بزرگداشتي نه کنگره اي نه شب شعري چه حتي براي اين سرداران يک کوچه 2 متري هم بنام آنان نيست اينطور تجليل مي کنند آن هم تجليل فراموشي . ولي سليمان خاطرها و ديگران خيابان با اسم آنان هست گله دارم از تمام دوستان و هم رزمان که حال در سپاه هستند حتي يک بار هم به منزل ما نيامده اند گله دارم از بنياد شهيد موقعي که آيت ا… خامنه اي رئيس جمهور ايران بود به زنجان تشريف آوردند کليه خانوده هاي شهدا را به مسجد شهدا در گورستان پائين دعوت نمودند زمستان بود هوا سرد برف باريده بود برفها آب شده بود بعد از استماع فرمايشات رئيس جمهور به بيرون رفتيم وديديم که تمام کفشهاي مدعون را به محوطه ريخته اند 2 ساعت تمام پدر و مادر خواهر و برادر و حتي همسران شهيدان با پاي برهنه بدنبال کفشهايشان مي گردند کسي نبود که جواب بدهد که اينکار را کرده است گله دارم از امور فر هنگي بنياد شهيد که عملکردش در امور آموزش و پرورش بسيار ضعيف بود مادر علي رضا فرهنگي است از سال64 لغایت 72 در دبستان شاهد تدريس مي کرد معاون دبستان بود و اواخر مسئول تغذیه شان را از شاهد بیرون کردند چرا بخاطر اینکه او نمی گذاشت بیت المال حرام شود و درست کار میکرد و چراها زیاد است و تعداد معدودی در دبستان شاهد تدریس می کنند به فرمایش حضرت امام (ره) از دور دت هم بلند نکرده اند نه خانواده شهید هستند و نه در فامیلهابشان شهید است آنان باید باشند ولی مادری که فرزند 21 ساله شهید داده است و بچه هائ که پدر شهید داده اند که این دو درد همدیگر را بهتر درک می کنند و ضمنا این مادر پا به سن گذاشته در مدارس دیگر تدریس کند و ساعتها به انتظار خط واحد یا تاکسی باشد مریض شود چون مادر شهید است آنانکه پارتی دارند باید در شاهد تدریس کنند و از امکانات آن استفاده نمایند.
گله دارم از بنیاد شهید تا کنون در رادیو و تلوزیون اعلان نکرده اند که به هیچ خانوداه شهید مبلغ 3 ملیون ریال بعنوان خوبی داده ایم و مجانی مکه ،سوریه ،نبرده ایم و ماهیانه 300000 ریال حقوق نداده ایم مثل معروف می گوید از داخل خودمان را و از بیرون دیگران را می سوزانیم گله دارم از دوستانش که بسیار بودند حتی یک مرتبه به دیدار خانواده اش نیامده اند ناگفته نماند در اوایل چندین مینی بوس واتوبوس بسیجیان گردانش آمدند و اظهار همدردی و یادش را گرامی داشتند ولی برادران پیامی اصلاَ منظور از این همه گله مندی درد دل بود برایتان ابراز داشتم چون در اول نامه یک شعر نوشته بودم و برای مطالبم را برسانم هدف یکی است خدمت به جمهوری اسلامی آنها رفتند و به سمت دیار خود رسیدند ولی وای بحال ما که ماندیم و نتوانستیم خدمتی انجام دهیم و جدیدا بنیاد شهید تلفن داده آیا کسی هست بپرسد که چطور واگذار گردید در اوایل سال 73 برادری آمد و مدارک خودش را فتوکپی دیپلم عکس علت را پرسیدم گفت: می خواهند درجه بدهند و مدارک را به تهران ارسال میکنم سئوال دارم چطور شد خانواده شاهد دوماهه درست شد ابلاغ گردید ولی شهدای دیگر هنوز تهران جواب نداده است و تضمینی نگرفته اند یا پشت گوش انداخته اند و یا به فراموشی سپرده اند اینطور معلوم است که ما خانواده شهیدان مهمان ناخوانده هستیم که صاحب خانه خوشش نمی آید علی رضا بیات وصینامه ای در منزل دارد در چندین برگ نمی دانم وصیت نامه برای پدر مادرش نوشته ویا به جامعه هنوز کسی این وصیت نامه را ندیده است تا به آن عمل نماید . علی رضا همیشه میگفت شهادت تزریق خون است بر پیکر بی جان (اجتماع)
دوبرادر و 2 خواهر دارد برادر بزرگش در ستاد مشترک رئیس شرکت عمران ایران است برادر کوچکتر وی در شرکت کوپا مشغول است و خواهرانش مشغول تحصیل می باشند مادر علی رضا بیات فرهنگی است پدرش بازنشسته ارتش بیوگرافی خانواده اش اینست علیرضا نه مفقود الاثر است نه اسیر در سیمای وی شهادت بوضوح آشکار بود.
با درود به روان پاک شهدا و پیروزی رزمندگان اسلام و سلامتی امام امت و یاران با وفای او :
اینجانب علیرضا بیات نام پدر حبیب ش ش 432 ت ت 1341 صادره از زنجان .
با اعتراف و اقرار وحدانیت خداوند قادر و متعال و با ایام و یقین و اطاعت از امر وی و ایما به 124 هزار پیامبر بر حق که آخرین آنها محمد (ص) می باشد . و ایمان و اعتقاد بر 12 امام بر حق شیعه که آخرین آنها مهدی صاحب زمان (ع) که هنوز زنده و باقی است و روزی خواهد آمد و با ایمان و یقین کامل به جمهوری اسلامی به رهبری رهبر عالی قدر امام خمینی .
خداوند متعال را شکر گزارم که در چنین زمانی که در کنار این برادران به دنیا آمدم زمانی که اگر واقعاً بر روی تفکر شود که یکی از نعمت های عالم است بر بشریت امروزی که این مسئله را ریشه ای برخورد کرد و علت آن را یافت در مرحله اول باید دید خلقت انسان و حیوان برای چیست . حیوان موجودی است که از هر لحاظ بر انسان برتری دارد از لحاظ غذا خوردن بهترین و تازه ترین غذاها بیشترین و از لحاظ مسکن که در طبیعت بهترین منزلها را برای خود درست می کند و وسایل پیشرفته انسان مانند رادار که در خفاش صدق می کند .
از لحاظ قدرت و زور که پر زورترین مخلوقات می باشد و حیوان از هر نظر بر اسنان برتری دارد جز در یک مورد که آن عقل و فکر است که حیوان کارهای خود را بر اثر غریزه انجام می دهد و هر وقت گرسنه شد غذا می خورد و به خاطره غریزه از خانه خود کوچ می کند ولی انسان به خاطر تفکر و قدرت فکری که خداوند متعال به انسان عطا فرموده می تواند به تمام مخلوقات برتری جوید .
انواع وسایل راحتی و وسایل بهداشتی را برای خود درست کند وسایل مبارزه کردن و سایل را که بشر را می تواند به دنیای دیگری به غیر از زمین ببرد و خلاصه کلام این است که آیا این عقلی که به این انسان داده شده در چه مواردی از آن استفاده شده آیا هدف از خلقت انسان این است که مانند یک حیوان زندگی کند اگر این بود که حیوان از هر لحاظ به انسان برتری دارد و چه لزومی دارد که این فکر به انسان داده شود تا در همین راه حیوانیت استفاده شود و باید دانست هدف خلقت انسان چیز دیگری است که همان تکامل و به هدف رسیدن انسان و هدف همان به خدا رسیدن است همانطوری که در آیه 30به بعد سوره بقره می آید هدف خلقت انسان جانشینی خدا بر روی زمین می باشد و این جانشین بودن مستلزم آن است که انسان فکر خود را در جهت خدایی شدن سوق دهد و این فکر نباید در مسائل پوچ و مادی حذف شود .
هدف از خلقت انسان عبارت برای خدا است چون در آیه فوق چنین آمده خلقت نکردم جن و انس را جز برای عبادت پس متوجه می شویم که انسان برای عبادت خدا بوجود آمده تنها راه رسیدن به هدف عبارت است تنها با عبارت ما توان فکر و عقل را پرورش داد و این عبادت باید خالص برای خالق باشد و الان در یک موقعیت زمانی واقع شده ایم که انسان واقعاً آن ارزش انسانیت خود را دریافت و می داند که باید برای آخرت خود توشه ای بر دارد و امروز اسلام ما در خطر اجنویان دیو صفت است که از هر طرف و به وسیله های مختلف به آن حمله ور شده اند از نظر بعد اقتصادی ، نظامی ، فرهنگی ، اجتماعی، و غیره که هر کس به اندازه توان خود باید در این راه مبارزه کند تا وظیفه اصلی خود که حفظ و گسترش اسلام انجام داده باشد .
من بر حسب این وظیفه و با صدای هل من ناصر امام به او لبیک گفته و در این جهاد عظیم شرکت جسته ام تا شاید بتوانم آن مسئولیتی که بر هر فرد مسلمان گذاشته شده انجام داده باشم و همانطوری که امام هشدار دادند واسلام امروز در خطر است اسلامی که از 1400 سال پیش نگذاشتند رشد کند اسلامی که با خون هزاران شهید آبیاری شده شهدای صدر اسلام و یا شهدای انقلاب اسلامی ایران که برای لحظه لحظه های این انقلاب خون داده شده و فعل حال مسئله فعلی جنگ تحمیلی است که هدفی جز نابودی اسلام و انقلاب ندارد و به قول امام امروز تمام اسلام در مقابل تمام کفر ایستاده است و خدای ناکرده اگر کوچکترین صدمه ای به این اسلام برسد تا سال های سال اسلام و مسلمین خبری نخواهد بود و من به خاطر ادای وظیفه به جبهه آمدم تا شاید توانسته باشم راه آن هزاران شهیدی که همه در این راه جان باخته اند و باید در این راه تمام سختی ها را تحمل کرد و خدای من شاهد است که من برای شهادت به جبهه نیامده ام زیرا شهادت فقط آرزوی من است و انتظار آن را می کشم ولی هدف من پیروزی اسلام و ادای وظیفه به شهدا و مجروحین است و اگر در این راه شهادت نصیبم شد خداوند را شکر گذارم که توانسته ام لیاقت آن را پیدا کنم که با شهدای دیگر هم نشین شوم در میان آنان سر افکنده نباشم . و پیام من به برادران مسلمانم این است که ارزش واقعی خود را بفهمند و بدانند که برای چه به دنیا آمده اند برای چه کسی کار و تلاش می کنند و در چه زمانی واقع شده اند و کلامی دارم با پدر و مادر عزیزم
پدر گرامی : از زحمتهای بی دریغ شما کمال تشکر و قدردانی را دارم و امیدورام که توانسته باشم وظیفه فرزندی خود را نسبت به شما انجام داده باشم و امیدوارم که در جهت حرکت به دنبال امام و اسلام همیشه موفق باشید .
و ای مادر گرامی : می دانم که چه زحمتهای دلسوزانه ای برای ما کشیده ای چه بی خوابی چه درد سرهای که نمیدانم و نتوانسته ام جبران کنم و واقعاً تشکر و قدردانی می کنم از این که مرا از بچگی با نماز و قرآن آشنا کردی و امروز به برکت زحمت های شما این راه را طی کرده ام و به پیروزی رسیده ام امیدوارم که از من ناراحت نباشید چون این یک راهی است که هر کس دیر یا زود خواهد رفت و حلا چه بهتر که در این راه باشد و ای مادر از تو درخواست می کنم همانطوری که راه واقعی زندگی کردن را به ما یاد دادی به بچه ها یاد بده و اینجانب حمید راوصی را وکیل خود قرار می دهم تا هر چندی که دارم به صلاح خود و در راه مناسب به کار گیرد دیگر عرض قابل ذکری نمی یابم به جز سلامتی و پیروزی شما و از تمام دوستان و آشنایان و فامیلها حلالیت می طلبم . 62/12/3
کعبه يک سنگ نشان نيست که ره گم نشود
حاجي احرام دگر بندو ببين يار کجاست
ثبت دیدگاه