آنگاه که آواي بيداري در آسمان ايران طنين انداز شد او هم به سيل توفنده توده هاي ميليوني پيوست و در صف سپاهيان توحيد جاي گرفت. وي بارها با گروه هاي ضد انقلاب درگير و حتي تهديد به ترور شد.وقتي که شب پرستان تيره دل رويت خورشيد انقلاب اسلامي را برنتابيدند و جنگ ناجوانمردانه اي را بر ايران تحميل کردند، يعقوبعلي به گروه مرغان آغشته به عشق بسيج پيوست و روانه ي دلخانه ي پرنگار جبهه شد تا به پاسداري از مرزهاي شرف و آزادي همت گمارد.
او با حضور مردانه اش در عملياتهاي زيادي شرکت کرد و همپاي ديگر مجاهدان دلاور ايران زمين لبخند تجاوز را بر لبان متجاوزين خشکاند. سرانجام مرغ بلند آشيان جانش تاب ماندن در قفس تن را نياورد و او در عمليات کربلاي 4 در تاريخ 1365/10/05 در حالي که فرماندهي گروهان غواصان را بر عهده داشت در منطقه ي ام الرصاص عراق شربت شهادت را بر سر کشيد و چهره در خضاب خون کرد.
پايان انتظاري پرشکوه و آغاز ابديت و جاودانگي. فهرست عملياتي که شهيد شاهد در آن شرکت داشت:
2- فتح المبين
3- بيت المقدس (زخمي شدن از ناحيه سر)
4- والفجر مقدماتي
5- والفجر 3
6- والفجر 4 (اصابت ترکش)
7- عمليات والفجر 6
8- خيبر
9- بدر (زخمي شدن از ناحيه دست)
10-والفجر 8 (همراه با مجروحيت شديد از ناحيه دست و شکم و ريه)
11-کربلاي 4 – بوارين (شهادت)
بخشي از خاطرات شهيد يعقوبعلي محمدي به نقل از دوستان :
براي اولين بار در باختران با هم آشنا شديم. بسيار جدي بود و به ندرت مي خنديد. با اينكه اهل نماز شب و تهجد بود و هر شب بدون استثنا براي راز و نياز بلند مي شد، اما هرگز بروز نمي داد. گاهي هم به شوخي مي گفت:
ـ لطفا برادراني كه اهل نماز شبن، وقت عمليات دور بر ما نچرخن. اونا هر جا كه ميرن، خمپاره رو هم به دنبال خود مي كشن و بايس تاوان نماز شب اونا رو ما بديم!
گاهي هم مي گفت:
ـ اشتباهي وضو بگيرين و نماز تونو عوضي بخونين تا خمپاره به سراغ سنگراتون نيان!
يكبار من و شهيد باقر فتح اللهي، چند روز او را زير نظر گرفتيم. نيمه هاي شب كه مي شد، بي سروصدا بر مي خواست و به نماز شب مي ايستاد. يك روز از او پرسيدم:
ـ يعقوب، راستي! چرا اين كار را توئ پنهان مي كني؟ نماز خوندن كه اين حرفا رو نداره!
و او در جوابم گفت :
ـ اين كار كه بزرگترين عامل رشد آدمه، اگه خداي ناكرده از روي ريا و خودنمايي باشه، بزرگترين مانع رشد خواهد بود. اگه ديديد كسي نماز شبشو جلو چشم همه مي خونه، بدونين كه يا خيلي بالا بالاها رسيده يا اينكه آدم خطرناكيه و بايس ازش ترسيد.
در تشييع جنازه من فقط ذكر خدا را داشته باشيد و الله اكبر را تكرار كنيد. مبادا در اين مورد بدگويي به انقلاب شود و در اين موقعيت حساس كه عاشوراي حسين بار ديگر در ايران زنده شد و نشان داد حسين ها هنوز هستند و تا حكومت الله را در سراسر جهان برقرار سازند به پيكار عليه كفر ادامه مي دهند.
آري به ميداني قدم نهاده ام كه نتيجه اش از قبل گرفته و با ايمان كامل پيكار مي كنم، چون اگر در ميدان كشته شوم، به مقام والا دستيافته و راه حسين(ع) را رفته ام و اگر زنده ماندم، شاهد پيروزي بزرگي كه همان پيروزي مسلمين بر كفار است ،خواهيم برد.
و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا … و عاقبت زمين به متقين و صالحين به ارث گذاشته مي شود و جا ءالحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا كه اين وعده خداوند است: و لايخلف الله وعده ان وعدالله حق ما ميتوانيم با نثار خون, خوني كه در مقابل اسلام ناچيز است، زمينه حكومت مهدي(عج) به زودي است.
به عقيده من هر كس در سپاه باشد و پيرو خط امام زمان(عج) و رهبر انقلاب امام خميني باشد، بايد در راه خدا جهاد كند و از جان و مال و زندگي اش دريغ نكند و ما ايرانيان مثل مردم كوفه نيستيم كه در كوفه حضرت مسلم(ع) و در صحراي كربلا امام حسين(ع) را گذاشتند. اكنون وقت انجام وعده اي كه من براي خود داده ام، فرا رسيده است و با پيام حسين زمان، خميني كبير ديگر نتوانستم، طاقت بياورم و براي احيا اسلام عزيز و انجام وعده خود را دواطلبانه از پادگان آموزشي به جبهه اعزام شدم.











































































ثبت دیدگاه