زندگینامه سردار شهید روح الله شکوری
روح الله شکوری در روز پنجم خرداد ماه 1340 در روستای شاه بلاغ از توابع شهرستان زنجان در یک خانواده متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود. او پس از گذراندن دوره خردسالی جهت آشنای و آموزش کتاب انسان ساز خدا قرآن کریم به مکتب خانه رفت و در نزد استادش که همان پدر بزرگ ایشان باشد. الفبای آیات روح بخش قرآنی را به خوبی فرا گرفت و اسامی 14 معصوم (ع) را نیز حفظ نمود.
او در سن 6 سالگی در یک سانحه پدر بزرگ را که در تعلیم آیات قرآنی به وی زحمات فراوانی کشیده بود از دست داد. هنوز او از فراق پدر بزرگش فارغ نشده بود که غم جانسوز فوت پدر بر سیمای کودکی او نشست و از همان اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید تا اینکه روح الله به همراه دیگر اعظاء خانواده برای ادامه زندگی از روستای شاه بلاغ کوچ کردند.
وی برای ادامه تحصیل علم دردبستان خاقانی و مدتی در دبستان ابتدائی رازی در زنجان مشغول شد و دوره ابتدائی را با موفقیت به اتمام رسانید به طوری که او در ادب و نظم و پیشرفت تحصیلی زبانزد همه اولیا مدرسه و همکلاسی هایش بود. وی در همان کودکی نماز و دیگر واجبات الهی رابجا می آورد با اینکه هنوز به سن بلوغ نرسیده بود وارد مدرسه راهنمای گردید که همزمان با انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (س) بر علیه طاغوت زمان بود او نیز همراه دیگر دوستانش و خانواده و امت حزب الله در راهپیمای های عظیم مردمی که بر علیه رژیم ستم شاهی انجام می گرفت شرکت می کرد ، بخاطر مشکلات شدید خانواده اش از ادامه تحصیل بی بهره ماند.
روح الله در سال 1359 به خدمت سربازی اعزام شد و بعد از طی دوره آموزشی نظامی در پادگان قزل حصار کرج در بیمارستان شهربانی تهران مشغول انجام وظیفه گردید که در طول خدمت سربازی نیز توانست در اوایل تجاوز عراق به میهن اسلامی مان بطور داوطلب برای چندمین بار در جبهه های نبرد حضور یافته و در عملیات غرور آفرین بیت المقدس (آزادی خرمشهر)شرکت نماید او هنوز خستگی دو سال سربازی اش را بدر نکرده بود که در بسیج مستضفین ثبت نام کرد و عازم منطقه عملیاتی غرب گردید و از همان روزهای نخستین لباس مقدس سربازی را به تن کرد و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و پس از طی دوره مربی گری نظامی در پادگان امام حسن تهران آموزش نظامی برادران بسیجی را به عهده گرفت که در طول خدمت خود در سپاه با مسولیت های مختلف رزمندگان پر توان اسلام شرکت فعالانه داشت از جمله مسئولیت های او می توان فرماندهی گردان – مسئول آموزش نظامی –فرماندهی گردان و محور را نام برد .
همچنین در عملیات رمضان-والفجر- پاکسازی مناطق جنگی در محور غرب و عملیات والفجر ده و مرصاد را نام برد.او با مهربانی و عطوفت و تدابیر نظامی مدیریت قوی اعتماد بنفس اطاعت از فرماندهی احساس مسئولیت روحیه مقاومت و شهادت طلبی را بین نیروهای تحت امر و همکاران دوستان و آشنایان و همچنین خانواده به یادگار گذاشت در طول زندگی هفت ساله ازدواج فرزندی را به نام فاطمه از خود به یادگار گذاشت.
پرونده زندگی دنیوی او در عملیات پیروزمندانه مرصاد با خون سرخش بدست منافقین کور دل در مورخه 67/5/6 پس از جنگی جانانه و نا برابر در هم پیچیده و همراه با دیگر شهیدان به ندای هل من ناصر سالار شهیدان حضرت ابا عبدا…. الحسین (ع) لبیک گفته و در سر سفره آن امام همام حضور یافت.
وصیت نامه شهید روح الله شکوری
مادر! شادي روح من بعد از شهادتم به صبر و استقامت تو در مقابل اين پيش آمد است. در اين برهه از زمان كه بيشتر كشورهاي دنيا بر عليه انقلاب اسلامي ايران قد علم كرده اند كه به خيال خام خود اين انقلاب الهي را از پاي در آورند همه آنها بدانند كه اين آرزو را به گور خواهند برد و ما تا آخرين قطره خون در مقابل اين ابر جنايتكاران كه در راس آنها شيطان بزرگ آمريكا قرار دارد ايستادگي خواهيم كرد و دين خود را به اسلام و انقلاب و امام عزيز ادا خواهيم كرد.
مادر عزيز دوست داشتم در دوران پيريت عصاي دستت باشم و تلافي روزهاي سختي را كه در راه بزرگ كردنم كشيده بودي در آورم اما چه كنم كه دين و عزت ناموس اسلام در خطر بود و من و امثال من بايد مي رفتيم تا اسلام و قران مي ماند مادر جان من ننگ داشتم از اينكه مثل خارهاي خشك بيابان با هر بادي سوت بزنم و اصل را رها كنم و به حاشيه بپردازم.
مادرم مبادا پيش اين و آن گريه كني و دست به صورت بري كه ازاين كار تو دشمنان خوشحال و دوستان ناراحت مي شوند . در اين برهه از زمان كه كشورهاي دنيا دست به دست هم داده ان تا اين انقلاب را از پاي در آورند همه انها بدانند كه اين آرزو را بايد به گور ببرندو ما تا آخرين قطره خون خود در مقابل ابر جنايتكاران ايستادگي خواهيم كرد .
چنانچه امام عزيزمان مي فرمايند ما مثل امام حسين وارد جنگ شده ايم و بايد مثل امام حسين به شهادت برسيم. وصيت من به خانواده ام اين است كه بعد از شهادت من ناراحت نشوند چرا كه من امانتي در بين شما بودم و اين امانت بايد به صاحب اصلي خودش كه همانا خداست برگردد.











































































ثبت دیدگاه