حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

جمعه, ۱۸ آذر , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5995 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد دیدگاهها : 362×
سردارشهید روح الله شکوری
3

زندگینامه سردار شهید روح الله شکوری روح الله شکوری در روز پنجم خرداد ماه ۱۳۴۰ در روستای شاه بلاغ از توابع شهرستان زنجان در یک خانواده متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود. او پس از گذراندن دوره خردسالی جهت آشنای و آموزش کتاب انسان ساز خدا قرآن کریم به مکتب خانه رفت و در […]

پ
پ

زندگینامه سردار شهید روح الله شکوری

شهید روح الله شکوری

روح الله شکوری در روز پنجم خرداد ماه ۱۳۴۰ در روستای شاه بلاغ از توابع شهرستان زنجان در یک خانواده متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود. او پس از گذراندن دوره خردسالی جهت آشنای و آموزش کتاب انسان ساز خدا قرآن کریم به مکتب خانه رفت و در نزد استادش که همان پدر بزرگ ایشان باشد. الفبای آیات روح بخش قرآنی را به خوبی فرا گرفت و اسامی ۱۴ معصوم (ع) را نیز حفظ نمود.

او در سن ۶ سالگی در یک سانحه پدر بزرگ را که در تعلیم آیات قرآنی به وی زحمات فراوانی کشیده بود از دست داد. هنوز او از فراق پدر بزرگش فارغ نشده بود که غم جانسوز فوت پدر بر سیمای کودکی او نشست و از همان اوان کودکی طعم تلخ یتیمی را چشید تا اینکه روح الله به همراه دیگر اعظاء خانواده برای ادامه زندگی از روستای شاه بلاغ کوچ کردند.

وی برای ادامه تحصیل علم دردبستان خاقانی و مدتی در دبستان ابتدائی رازی در زنجان مشغول شد و دوره ابتدائی را با موفقیت به اتمام رسانید به طوری که او در ادب و نظم و پیشرفت تحصیلی زبانزد همه اولیا مدرسه و همکلاسی هایش بود. وی در همان کودکی نماز و دیگر واجبات الهی رابجا می آورد با اینکه هنوز به سن بلوغ نرسیده بود وارد مدرسه راهنمای گردید که همزمان با انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (س) بر علیه طاغوت زمان بود او نیز همراه دیگر دوستانش و خانواده و امت حزب الله در راهپیمای های عظیم مردمی که بر علیه رژیم ستم شاهی انجام می گرفت شرکت می کرد ، بخاطر مشکلات شدید خانواده اش از ادامه تحصیل بی بهره ماند.
روح الله در سال ۱۳۵۹ به خدمت سربازی اعزام شد و بعد از طی دوره آموزشی نظامی در پادگان قزل حصار کرج در بیمارستان شهربانی تهران مشغول انجام وظیفه گردید که در طول خدمت سربازی نیز توانست در اوایل تجاوز عراق به میهن اسلامی مان بطور داوطلب برای چندمین بار در جبهه های نبرد حضور یافته و در عملیات غرور آفرین بیت المقدس (آزادی خرمشهر)شرکت نماید او هنوز خستگی دو سال سربازی اش را بدر نکرده بود که در بسیج مستضفین ثبت نام کرد و عازم منطقه عملیاتی غرب گردید و از همان روزهای نخستین لباس مقدس سربازی را به تن کرد و به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آمد و پس از طی دوره مربی گری نظامی در پادگان امام حسن تهران آموزش نظامی برادران بسیجی را به عهده گرفت که در طول خدمت خود در سپاه با مسولیت های مختلف رزمندگان پر توان اسلام شرکت فعالانه داشت از جمله مسئولیت های او می توان فرماندهی گردان – مسئول آموزش نظامی –فرماندهی گردان و محور را نام برد .

همچنین در عملیات رمضان-والفجر- پاکسازی مناطق جنگی در محور غرب و عملیات والفجر ده و مرصاد را نام برد.او با مهربانی و عطوفت و تدابیر نظامی مدیریت قوی اعتماد بنفس اطاعت از فرماندهی احساس مسئولیت روحیه مقاومت و شهادت طلبی را بین نیروهای تحت امر و همکاران دوستان و آشنایان و همچنین خانواده به یادگار گذاشت در طول زندگی هفت ساله ازدواج فرزندی را به نام فاطمه از خود به یادگار گذاشت.
پرونده زندگی دنیوی او در عملیات پیروزمندانه مرصاد با خون سرخش بدست منافقین کور دل در مورخه ۶۷/۵/۶ پس از جنگی جانانه و نا برابر در هم پیچیده و همراه با دیگر شهیدان به ندای هل من ناصر سالار شهیدان حضرت ابا عبدا…. الحسین (ع) لبیک گفته و در سر سفره آن امام همام حضور یافت.

وصیت نامه شهید روح الله شکوری

مادر! شادی روح من بعد از شهادتم به صبر و استقامت تو در مقابل این پیش آمد است. در این برهه از زمان که بیشتر کشورهای دنیا بر علیه انقلاب اسلامی ایران قد علم کرده اند که به خیال خام خود این انقلاب الهی را از پای در آورند همه آنها بدانند که این آرزو را به گور خواهند برد و ما تا آخرین قطره خون در مقابل این ابر جنایتکاران که در راس آنها شیطان بزرگ آمریکا قرار دارد ایستادگی خواهیم کرد و دین خود را به اسلام و انقلاب و امام عزیز ادا خواهیم کرد.
مادر عزیز دوست داشتم در دوران پیریت عصای دستت باشم و تلافی روزهای سختی را که در راه بزرگ کردنم کشیده بودی در آورم اما چه کنم که دین و عزت ناموس اسلام در خطر بود و من و امثال من باید می رفتیم تا اسلام و قران می ماند مادر جان من ننگ داشتم از اینکه مثل خارهای خشک بیابان با هر بادی سوت بزنم و اصل را رها کنم و به حاشیه بپردازم.

مادرم مبادا پیش این و آن گریه کنی و دست به صورت بری که ازاین کار تو دشمنان خوشحال و دوستان ناراحت می شوند . در این برهه از زمان که کشورهای دنیا دست به دست هم داده ان تا این انقلاب را از پای در آورند همه انها بدانند که این آرزو را باید به گور ببرندو ما تا آخرین قطره خون خود در مقابل ابر جنایتکاران ایستادگی خواهیم کرد .

چنانچه امام عزیزمان می فرمایند ما مثل امام حسین وارد جنگ شده ایم و باید مثل امام حسین به شهادت برسیم. وصیت من به خانواده ام این است که بعد از شهادت من ناراحت نشوند چرا که من امانتی در بین شما بودم و این امانت باید به صاحب اصلی خودش که همانا خداست برگردد.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.