بسم رب الشهدا والصديقين
من آن گلوله اي را دوست مي دارم كه قلبم را سوراخ، سوراخ كند و آن تركش خمپاره اي را دوست دارم كه بدنم را تكه تكه كند، چرا كه مرا از اين خاكدان پست رهايي بخشيده و به سوي معبودم الله پيوند مي دهد.
همانا انسان در وجودش احساس و در خودش لمس مي كند كه به كسي احتياج دارد. به كسي، به حكيمي دانا و بزرگ احتياج است.
همانا آخرت تمامي انسان ها به دو جا ختم مي شود يا به جايي كه در آن آسوده مي شود، بهشت است، مي رسد يا ختم به جهنم كه هميشه در عذاب الهي خواهد بود.پس انسان ها بايد در اين جهان فاني و بد و بي مهر و محبت راهي را در پيش بگيرد.
اولا: راه و صراط مستقيم و ختم به في سبيل الله باشد
و دوم: در آخرين لحظات عمرش با خون غلطان باشد. پس چه بهتر كه راه ما جز شهادت در راه خدا چيز ديگري نباشد و بعد براي انسان هايي كه طلوع خورشيد يا غروب برايشان فرقي ندارد، همان طور هم كه صراط مستقيم با صراط شيطانی برايشان فرقی نمی كند. آنچه نوشتم، مقدمه اي از وصيت نامه بود
بسم الله الرحمن الرحيم
با سلام و درود به خانواده هاي شهدا و مجروحين و معلولين و بخصوص بر امت شهيدپرور ايران و مخصوصا امت شهيدپرور زنجان. اميدوارم كه در پيشبرد اهداف خويش و در پيشبرد انقلاب صبور و دلير باشيد.
اي امت شهيدپرور زنجان! اي امت شهيدپرور ايران!
آماده و هوشيار باشيد كه دشمنان اسلام براي تجاوز و از بين بردن دين خدا و كتاب و مكتب و راهنمايي كه داريد، به پا خواسته اند. پس در برابر دشمنان صبور باشيد كه خدا با شما است.
اي امت دلاور! تا به حال اين دشمنان خونخوار و چپاولگر چشم طمع به ايران دوخته اند، پس اين حرف بردرانه ام را قبول كنيد كه از كشور و از اسلام و قرآن مواظبت كنيد.
والسلام











































































ثبت دیدگاه