شهید علیرضا حمزه

شهید علیرضا حمزه

وصیت نامه شهید علیرضا حمزه

تاریخ‌تولد  :12/01/1349
تاریخ شهادت :۰۹/۰۲/۶۵
بسم الله الرحمن الرحیم

ان الذین آمنوا و الذین هاجروا و جاهدوا فى سبیل الله اولئک یرجون رحمه الله  والله  غفور رحیم(بقره ۲۱۸)

آنانی که ایمان آوردند و از وطن خود هجرت نموده و در راه خدا جهاد کردند، اینان امیدوار و منتظر رحمت خداباشند که خدا بر آنها بخشاینده و مهربان است.
 اى خداى مهربان تو خود مى دانى که براى چه این راه را انتخاب کردم و در این راه از هیچ کوششى دست نخواهم برداشت تو آگاهى که من با شناخت و آگاهى و رهنمودهاى امام امت (ولایت فقیه) و نایب الامام به میدان نبرد و جنگ حق علیه باطل شتافتم و به خاطر تحکیم اسلام محمدى و تداوم انقلاب اسلامى و خط اسلام اصیل و خط امام که همانا خط صراط المستقیم است به جهاد فى سبیل الله  روانه شدم تا پرچم اسلام بر بزرگترین قله این جهان برافراشته شود گر چه خونم به زمین ریخته شود چون این خون در مقابل اسلام و قرآن هیچ ارزشى ندارد.
اى خداى عزیز تو شاهد باش این حقیر به خاطر حفظ اسلام و قرآنت به میدان جهاد و نبرد شتافتم.
ان الله  اشترى من المومنین اموالهم و انفسهم بان لهم الجنه(توبه ۱۱۱)
اى خوشا با فرق خونین/ در لقاى یار رفتن سرجدا پیکر جدا/در محضر دادار رفتن
اى جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین (ع) در میدان نبرد شهید شد. اى جوانان مبادا در غفلت بمیرید که على در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بى تفاوتى بمیرید که على اکبر حسین  در راه حسین (ع) و با هدف شهید شد.
اى مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیرى کنید که فردا در محضر خدا نمى توانید  جواب زینب را بدهید که تحمل ۷۲ شهید را نمود.
همه مثل خاندان وهب جوانانتان را به جبهه هاى نبرد بفرستید و حتى جسد او را هم تحویل نگیرید زیرا مادر وهب فرمود  سرى را که در راه خدا داده ام پس نمى گیرم.
پدرم و مادر مهربانم من این وصیت نامه را قبل از این که به شهادت برسم نوشته‌ام و امیدوارم که با یک پیروزى کامل یا جزئى براى خدا و اسلام و قرآن جان بى ارزشم را به الله آفریننده خود تسلیم نمایم. امیدوارم که براى شما یک فرزند نیکو و صالح بوده باشم.
از شما مى خواهم پس از شهادتم هیچ گونه گریه و زارى نکنید بلکه خوشحال باشید زیرا من پیروز شدم و به آرزوى خود رسیدم و امیدوارم برادرم و دوستانم بعد از من بتوانند با پایدارى مرز و بوم این کشور اسلامى را از دست دشمنان پلید و کافر پاک گردانند
پدرم و مادرم هر موقع به یاد من افتادید و خواستید گریه کنید و یا اینکه بر سر قبر من بیایید آن لحظه به یاد کربلاى حسین (ع) باشید که در آن زمان با کافران و ستمگران براى پابرجا ماندن اسلام و آزادى تمام مسلمانان از زیر سلطه یزید جنایتکار جانى چگونه جان خود و فرزندان عزیزشان دو دستى تقدیم حق تعالى کردند.
مادر جان مگر على اکبر و قاسم و فرزند شش ماهه اش در عاشورا در کربلاى امام حسین  شهید نشدند و مگر حضرت عباس دو دستش را از تن جدا نکردند پس من که از آن بیشتر نیستم بلکه یک بنده گناهکار بیش نبودم و اگر سال ها عبادت و گریه و زارى در مقابل خدا مى‌کردم شاید نمى توانستم تمام گناهانم را جبران کنم  ولى انسانى که به فیض شهادت مى رسد تمام گناهانش پاک مى شود.
ضمنا پیام من به پدرم و مادر گرامیم این است که در هر جا صبور بوده و خدا را شکر کنید که چنین افتخارى نصیب شما شده است.
برادرم و خواهران عزیزم شما ادامه دهندگان راستین راه شهیدان باشید و فقط به این بیاندیشید که این دنیا فانى است و آخرتى بدون پایان در پیش است.
دوستان مهربانم مطمئن هستم که شما راه شهیدان را دنبال خواهید کرد و فقط یک چیزى را به شما مى گویم که نفس اماره را نابود کنید تا بر درون خویش راه یابید و مى توانم بگویم که آمریکا نوع تکامل یافته  نفس اماره است که امام او را شیطان بزرگ خوانده است پس بکوشیم که نفس اماره را نابود کنیم و در جهت تکامل به سوى الله  پیش رویم و در این راه امام و روحانیت مبارز و متعهد را راهنماى خویش قرار دهیم.  

والسلام
خداوندا مرا با شهداى کربلا محشور بفرما. و من از خانواده‌ام و از دوستان آشنایان مى خواهم که مرا ببخشند.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار  

جنگ جنگ تا پیروزى                         

 (امضاء) علیرضا حمزه‌اى تاریخ نوشتن ۶۴/۱۱/۱۴

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code