شهید حسین ایمانی

تاریخ‌تولد:۱۳۵۰/۰۴/۴
تاریخ شهادت:۱۳۶۷/۰۲/۷
اللهم اغفرلى و لوالدى و للمومنین یوم یقوم الحساب«خداوند تمام مومنین و پدر و مادرم را در روز قیامت ببخش»
اى پدر مهربانم! زبان از گفتن لطف شما عاجز مى ماند. اى پدر! مى دانم با چه زحماتى ما را بزرگ کردید و به اینجا رساندید، اما من براى شما یک مهمان بودم ولیکن خداوند این مهمان را از شما گرفت و به پیش خود برد. خداوندانشاءالله  تمام زحماتى که شما براى بزرگ کردن من کشیدید، ببخشد. بنده که ۱۲ امامى {هستم} باید راه آنان را ادامه دهم و هیچ یک از امامان با مرگ طبیعى از دنیا نرفته اند. این خود نشانگر آن است که آنان همیشه براى پیاده کردن عدل در جهان و براى نابودى ظلم، تلاش و جهاد کرده اند.

اى پدرم!
همانا از تو تشکر مى کنم که مرا به این راه پر ثمر و این راه هدایت ساز هدایت کردید.
همانا اى پدرم!
براى من گریه نکنید، براى معلم من امام حسین که تشنگى و گرسنگى را در بیابانهاى جگر سوزان تحمل کرده اند،گریه کنید. براى واقعه کربلا گریه کنید. اگر جنازه من به دست شماها رسید در نزدیک دو شهید اسلام محبت الله  نادى و اسماعیل اکبرى دفنم کنید.
از آنجا که یادم هست به هیچ کس بدهکار نیستم.
به شهادت رسیدم در این جبهه هاى پر خطررسیدم نزدیکى حضرت اکبر و اصغر
حسین ایمانى ۶۷/۲/۴

وصیت نامه دوم
بسم رب الشهداء والصدیقین
با سلام و درود بر امام الزمان (عج) و رهبر انقلاب اسلامى و امت شهیدپرور ایران. وصیت نامه ام را به این ترتیب شروع مى کنم:
اولین سفارش بنده این است که: امام را تنها نگذارید. همیشه در جبهه هاى نبرد حضور یابید. دومین سفارش بنده این است که: کسانى که وصیت نامه بنده را مى خوانند تنها و تنها مسیرى را بپیمایید که در آن مسیر فکر کرده،هدف را دقیقا یافته اند.
اینجانب که در سنگر علم و دانش مشغول تدریس بودم، عاشق راه امام حسین (ع) و یاران باوفاى وى شدم.
چنانکه امام حسین، رهبر پیشواى جهان فرموده است: ((من مرگ سرخ را بهتر از زندگى ننگین مى دانم)) یا پیامبر اکرم (ص) فرموده است: هر کس مى خواهد به درجه تقدس الهى برسد، جهاد نماید.
این بنده حقیر که جهاد مى نمایم تا به آرزوى دیرینه خود برسم، از کلیه مربیان و معلمان و پدرم و دوستانم کمال تشکر مى نمایم، چون بنده مادر ندارم، از وى یاد نمى کنم.
الجهاد افضل من کل شى‌ء «جهاد در راه خدا از همه چیز برتر است»
خداوندا!نمى دانم با چه زبانى از تو تشکر نمایم. تو را شکر مى گویم که از لطف خود {قدرتى} به من عطا نمودى که توانستم جهاد کنم و به آروزى دیرینه خود (شهادت) برسم و در نزد معلم باوفایم قرار بگیرم.
خداوند گفته است:«هر کس فریاد مسلمانى را بشنود و به یارى او نشتابد، مسلمان نیست»من هم فریاد مردم مسلمان خونین شهر (خرمشهر) یا غیره را شنیدم و به یارى آنان شتافتم و الحمدلله  پیروز و موید گشتم.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code