حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6296 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
روحانی شهید سیداحمد آقامیری
2

زندگینامه روحانی شهید سیداحمد آقامیری از وادی السلام تا قم سیداحمد آقامیری در سال ۱۳۱۵ در سلطانیه زنجان و در خانواده¬ای مذهبی چشم به جهان گشود. پس از پایان دوره ابتدایی با هوش فراوان و تقوایی که داشت، برای کسب علوم و معارف اسلامی به حوزه¬ علمیه«هیدج» و سپس حوزه علمیه زنجان عزیمت کرد. در […]

پ
پ

زندگینامه روحانی شهید سیداحمد آقامیری

از وادی السلام تا قم
سیداحمد آقامیری در سال ۱۳۱۵ در سلطانیه زنجان و در خانواده¬ای مذهبی چشم به جهان گشود. پس از پایان دوره ابتدایی با هوش فراوان و تقوایی که داشت، برای کسب علوم و معارف اسلامی به حوزه¬ علمیه«هیدج» و سپس حوزه علمیه زنجان عزیمت کرد. در سال ۱۳۳۷ جهت ادامه تحصیل، رهسپار نجف اشرف شد و در آنجا از محضر اساتید بزرگی همچون «آیت الله حاج سیدمحسن طباطبایی حکیم»، «آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی» و دیگر حضرات کسب فیض نمود. از خودش نقل میشد که در سال های تحصیل در غربت، متحمل مشکلات بسیار زیادی بوده است به طوری که هر روز را با یک قرص نان سپری می کرده است ولی هیچکدام از این قبیل مشکلات، شوق و انگیزه او را برای تحصیل از بین نبرد.
پس از مدتی به جهت دیدار با خانواده و صله ارحام به تهران بازگشت ولی وقتی پس از مدتی میخواست دوباره به نجف الاشرف باز گردد، به خاطر انقلابی که در عراق رخ داده بود، اجازه ورود نیافت و در ایران ماندگار شد. این مانع نیز بهانه ای برای ترک تحصیل علوم دینی نبود و برای همین، برای اینکه بتواند از حوزه جوان قم نیز بهره ببرد، به آنجا رفته و از محضر «آیت الله بروجردی» و «آیت الله وحید شیرازی» بهره برد. در سال ۱۳۴۶ نیز با دختر «آیت الله سیدمحمد میرطاهری» که از روحانیان مبارز زمان خود بود، ازدواج کرد.

تحصن در دانشگاه تهران
شهید حجت الاسلام سیداحمد آقامیری زنجانی، از طاغوت و طاغوتیان بیزار بود و از جنایت ها و خیانت های دربار پهلوی دلی پرخون داشت، تا اینکه با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ جرقه قیام امام امت(ره) بر ضد طاغوت زده شد و آقاسیداحمد نیز خود را به سیل عظیم مردم و روحانیت انقلابی پیوند زد.
این شهید بزرگوار در مساجد و محافل، از امام و انقلاب اسلامی می گفت، در راهپیمایی ها پیشاپیش مردم حرکت می کرد و با سخنرانی های کوبنده بر علیه شاه، چهره پلید آن رژیم را افشا می نمود. در دی ماه ۱۳۵۷، زمانی که بختیار فرودگاه ها را بسته بود تا از ورود امام امت(ره) به کشور جلوگیری کند، وی به همراه تعداد دیگری از روحانیون و علمای مبارز، چندین روز را بدون آب و غذا در مسجد دانشگاه تهران تحصن کردند، تا اینکه پرواز پاریس-تهران به زمین نشست و دل میلیونها عاشق، به دیدار امام(ره) منوّر گشت.

محرابی به خون آغشته
روزهای سخت ترِ انقلاب آغاز شده بود و مؤمنان مجاهد به دنبال انجام تکلیف شرعی خود بودند. این روحانی مبارز نیز در دیداری که در ۱۹ بهمن ۵۷ با امام(ره) داشت، از ایشان دستور گرفته بود تا اسلحه هایی را که در زمان مبارزه به دست مردم افتاده، جمع آوری کرده و تحت نظارت و سازماندهی لازم، آنها را برای پاسداری از انقلاب، با صدور مجوز در اختیار جوانانِ مؤمن و فداکار قرار دهد.
سرانجام این عالم فرزانه که امامت جماعتِ مسجد حضرت ولیعصر(عج) تهران را برعهده داشت، در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷، هنگام اقامه نماز مغرب، در محراب عبادت به خون غلتید و آخرین غزل از دفتر سبز زندگی اش به خون شریفش سرخ رنگ شد و در قطعه ۲۴ بهشت زهرا(س) آرمید.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.