حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۶ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
شهید علیرضا نوروزیان
4

          بسم الله  الرحمن الرحيم به نام الله  پاسدار حرمت خون شهيدان. با سلام بر يگانه پرچمدار هدايت و ولايت حضرت حجت ابن الحسن العسگرى ارواحنا له الفداء و با سلام به سرور شهيدان حسين ابن على (ع) كه چگونه آزاد زيستن و چگونه آزاده مردن را به جهانيان آموخت و […]

پ
پ

 

 

 

 

 

بسم الله  الرحمن الرحيم

به نام الله  پاسدار حرمت خون شهيدان. با سلام بر يگانه پرچمدار هدايت و ولايت حضرت حجت ابن الحسن العسگرى ارواحنا له الفداء و با سلام به سرور شهيدان حسين ابن على (ع) كه چگونه آزاد زيستن و چگونه آزاده مردن را به جهانيان آموخت و با سلام بر نايب برحقش اميد محرومان و مستضعفان، خمينى بت شكن و با سلام و درود به روان پاك به خون خفتگان جبهه هاى نبرد حق عليه باطل و با سلام بر سلحشوران جان بر كف و امت ايثارگر ايران و دوستان عزيز. مطالب كوتاه از سرگذشت خودم را براى شما مى نويسم، اميد است پيام خود به شما عزيزان رسانده باشم.

من و برادرم، دو برادر صميمى و يكدل و گوش به فرمان امام بوديم، هميشه بدون استثناء شبهاى دوشنبه و چهارشنبه در بسيج شناط حاضر شده و به پاسدارى از انقلاب اسلامى مشغول مى شديم و مسئول گروه ما برادر كاظم رحمانى مدير مدرسه رازى بودند (شهيد شده اند) به همراه او به گشت مى رفتيم تا اينكه يك روزى در صحرا بوديم، برادرم به من گفت: على جان تا كى مى توانيم، دندان روى جگر بگذاريم و در منزل بنشينم و شاهد شهادت برادران همكلاسى خويش باشيم. مگر مى شود ما درس بخوانيم، اسلحه برادر همكلاسى شهيدمان بر زمين باشد؟ آيا اين شرايط رفاقت و اين شرط همدردى با خانواده او و ادامه راه اوست؟ من ديگر نمى توانم جاى خالى او را تحمل كنم و بايد سلاح او را بر كف گيرم و او عزم جبهه نمود و من نيز با او همگام شدم. فعاليتهاى ما ادامه داشت تا اينكه در روز هفته جنگ در حال انجام مانور برادرم به آرزوى خود رسيد و به شهادت رسيد و برادر جواد عزيزى كه اشتباها برادرمرا مورد اصابت گلوله قرار داده بود.

مادرم به پدرم گفت: فرزند ما كه به شهادت رسيد ما به جواد نيز رضايت مى دهيم تا دل او نسوزد. (در عمليات والفجر 8 او نيز شهيد شد). تو او را رضايت بده تا امت حزب الله  بدانند، كسى كه فرزند خود را به بسيج مى فرستد او را براى خوردن و خوابيدن نمى فرستد، بلكه او را براى جانبازى و حفاظت از انقلاب و شهادت در راه حق و عدالت مى فرستد و پدرم رو كرد به برادر جواد عزيز محمدى گفت: ((فرزندم من تو را مى بخشم به يك شرط و آن هم اينكه در راه انقلاب و اسلام و قرآن قدم بردارى و راهى كه پسر من مى رفت، بپيمايى و اسلحه او را بر زمين نگذارى او چه خوب عمل كرد و اسلحه بر زمين نگذاشت تا مانند پدرش به شهادت رسيد)).

پس از شهادت برادرم، همواره در تب و تاب رفتن به جبهه هستم تا مبادا سلاح او بر زمين بماند. همانگونه كه او راه و رسم مبارزه را بر من آموخت و اميدوارم بتوانم، ادامه دهنده راه برادر شهيدم باشم. 17/2 

والسلام عليكم و رحمة الله  و بركاته

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.