زندگینامه روحانی شهید محمدباقر ناسوتی
من غلام توأم از روي حقيقت ليکن با وجودت نتوان گفت که من خود هستم
دائماً عـادت من گوشهنشيني بـودي تـا تـو بـر خاستـهاي از طلـب ننـشستـم
کوير دلهاي ترک خورده از عطش معنويت سر به آسمان رحمت هدايت دوخته تا مگر ابر هدايتي ببارد
و شکوفههاي سبز ايمان را مهمان دامن ايران دربند تيرگي ظلمت سازد. آرايش دهندگان طاق نيلگون معرفت، آنان که مرجان فشاندند تا ايمان بماند، گريه آسماني همان ابر رحمتاند که کيمياي شفاي هر دل ترک خورده از هجران دوست است . آنان که در نگار ضميرشان انديشهاي جز نرگس شهلاي حق نبود.
شهيد محمد باقر ناسوتي نوري بود که در شبستان ظلمت در کلبه ساده صاحبدلي بهنام اسماعيل در پانزدهم آذر ماه 1341 تابيد. کودکيهايش در باران محبتهاي مادرانه و حمايتهاي پدرانه طي شد. 7-6 ساله بود که راهي دبستان شد تا الفباي معرفت را از دستان باسخاوت آموزگارانش بياموزد. شهيد محمد باقر، با هوش و استعداد خدادادي پلههاي رشد را در سايه الطاف الهي بالا رفت و باليد. محمد باقر بيآلايش و ادعا، شهر تقدير را قدم به قدم پيمود . در اقبال و ادبار گرگ فتنهگر ناپايدار، نور سبز هدايت دستگيرش شد:
او فرزند نماز بود و دعا و پناهي چون نماز، هر پناهندهاي را حفظ خواهد ساخت. شهيد در فرازي از وصيت نامهاش چنين مي آورد:
« براي نماز اهميت خاصي قائل باشيد و نمازها را با خشوع و خضوع به جاي آوريد. »
شهيد تا پايان دوران متوسط دروس کلاسيک را ادامه داد. روح تشنه و سرشار از عرفان او گمکردهاي داشت که آن را در فضاي پاک و معنوي حوزه علميه مييافت. پس راهي حوزه علميه شد و در اين اردوگاه دفاع از دين ثبت نام کرد. از مدرسه مجتهدي تهران شروع کرد و مدرسه رضويه قم آخرين ميعادگاهش شد. او که همّ و غمّش خدا بود، عشق و ايمان ناب و بيآلايشاش او را به ميدانهاي نبرد کشاند تا به مصاف شمشيرها رود و مرجان فشاند تا دين افشاند.
شهيد در فرازي از وصيتش مي گويد:
« در هر جا که هستيد، هر پست و مقام که داريد، بدانيد که به مبارکي خون شهيدان است که شما پشت ميز نشستهاي. پس برادرم! قدر قطره قطره خون شهيدان را بدان که از آن در روز قيامت سؤال خواهد شد.»
شهيد محمد باقر در دهم تيرماه 1365 به آرزوي ديرينهاش يعني وصال حق رسيد و سرزمين مهران شاهدي شد در پرواز عاشقانه روح او تا بينهايت دوست.
«يادش گرامي و راهش پر رهرو باد»
وصیتنامه
بسمه تعالی
ان الله اشتری من المومنین
با سلام و درود به پیشگاه ولی عصر (عج) ارواحنا فداه و نائب برر حقش پیر جماران و بر تمامی شهیدان و پاک باختگان راه حق. ملتی که شهادت دارد اسارت ندارد. امام خمینی
هر چند این زندگی ناقابل با ارزشترین مطاعی است که این بنده حقیر دارد. لیک در حیاتش نتوانست موثر باشد. مگر با شهادتش بتواند این درخت تنومند اسلام را قدری آبیاری کند. لذاست که برمی گزینیم شهادت را که آن راهی است که علی (ع) و اولاد طاهره او رفتند و راهی بود که عیسی (ع) در کربلا طی نمود. و با خون سرخ خویش این پیام جاودانی ار برای جهانیان به یادگار نهاد که : هیهات من الذله
وبار دیگر این پیام از حلقوم گرم ابرمدری از فرزندان پاک باز حسینی(ع) بگوش رسید هل من ناصر ینصرنی. همه گفتیم لبیک. و پذیرا شدیم که در مسلخ عشق زهری که رسد همچو شکر باید خورد.
و بدانید که با چشم باز و اندیشه ای آگاه و قلبی مالامال از عشق این راه را برگزیدم که در روز قیامت از کوفیان نباشم. و بتوانم با سرافرازی به روی رسول خدا (ص) بنگرم ، به روی علی و زهرا و حسن و حسین علیهم السلام
جان چه باشد که نثار قدم دوست کنم
این مطاعی است که هر بی سر وپایی دارد
خدمت پدر و مادر عزیزم سلام و درود گرم و صمیمانه خود را می فرستم و امیدوارم که از دست این حقیر راضی بوده باشند و مرا حلال کنند. چرا که محتاج رضای آنها در فردای قیامت در نزد خدا هستم و همچنین خواهر و برادرم بدانید که تا در خط اسلام راستین یعنی همان خط ولایت هستید روح این حقیر شاد خواهد بود و تو ای برادرم سعی کن که حسین (ع) کونه عمل کنی و تو ای خواهرم سعی کن که زینب گونه عمل نمائی. توفیق یکایک شما را از درگاه خداوند باریتعالی مسئلت دارم و اما شما ای دوستان من و ای برادران دینی و ایمانی فقط برای شما چند بیت شعر دارم که سعی کنید این اشعار را از خانواده ام گرفته و حفظ نمایید.
اي آنکه به قبله وفا روست تو را/ بر مغز چرا حجاب شد، پوست تو را؟/ دل در پي اين و آن نه نيکوست تو را/ يک دل داري، بس است يک دوست تو را
تا رسد دستت به خود شو كارگر / چون فتى از كار خواهى زد به سر
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سرآید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
و ای امت شهید پرور که ندای این حقیررا می شنوید
پیام خون تمامی شهیدان ما اینست:
جان عالمی بفدای یک تار موی تو ای امام
سعی کنید جبهه ها را خالی نگذارید که این پیام پیرجماران است. از حمایت امام و مسئولین کشور که مورد تایید امام هستند دست برندارید. هشیار باشید که هشیار بودنتان دست اجانب و عمال کثیف استکبار جهانی را برملا خواهد کرد. به یاد خدا باشید که اوست تنها یاور و ناصر و قادر ((انه علی کل شیء قدیر))
اگر بنابر این است که جمهوری اسلامی نباشد همان بهتر که ما نباشیم زیرا نمی شود که ما باشیم و جمهوری اسلامی نباشد.
یکی دیگر از مهمترین مسائل این است که بدنبال حقیقت مبادا خود را سرگرم مجاز کنیم و بسرعت بیاییم به سوی مسیر خلاف جهت.
توسل بجوئید به ائمه اطهار علیهم السلام که آنان واسطه ی وحی خدا هستند و محبت خدا بر روی زمین هستند. توسل و زیارت اینان عجیب تاثیری دارد که انسان را از راه و کانال صحیح هدایت می کند.
جدا بپرهیزید از آنچه که شما را از یاد خدا غافل می کند. الم یعلم بان الله یری
آیا انسان نمی داند که خدا او را می بیند.
برای نماز اهمیت خاصی قائل باشید. و نماز ها را با خشوع و خضوع به جای آورید.
قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ
در هر جا که هستید هر پست و مقامی که دارید بدانید که به مبارکی خون شهیدان است که شما پشت میز نشسته ای .
پس برادرم قدر قطره قطره خون شهیدان را بدانید که از آن در روز قیامت سوال خواهد شد. در نهایت باز هم امام را به شما می سپارم که این ودیعه الهی است در نزد ما. پس نعمت خدا را شکرگذارباشید. وحدت خود را از دست ندهید. سلامتی و موفقیت روز افزون یکایک شما را از درگاه خداوند باریتعالی مسئلت می نمایم.
السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و عالی اصحاب الحسین و رحمه الله و برکاته.
محمدباقر ناسوتی (امضا) 14 خرداد ماه 1363
در ساعت 12/12 دقیقه شب به اتمام رسید.











































































ثبت دیدگاه