حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۴ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6429 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 391×

برچسب » آزادگان

شوق آزادی
1402-05-26

شوق آزادی

شوق پرواز مردادماه سال 1369 بود. هوای داغ از همان اول صبح که از خواب بیدار میشدم توی ذوق میزد .حساب و کتابش از دستم دررفته بود، ولی بیشتر از 8 سال بود که اسیر بودم. این همه سال برای اینکه به شرایط و آب وهوا عادت کنی کم نیست. برای صبحانه آش داشتیم. در […]

کاروان اسرا در زیارت کربلا
1400-05-25

کاروان اسرا در زیارت کربلا

چند ماه از پایان جنگ می گذشت که سرگرد مفید همه را جمع کرد و گفت: دیگر دشمنی بین ما تمام شده و صدام دستور داده که اسرا برای زیارت به کربلا اعزام شوند. عده ب زیادی از ایران مخالف رفتن به زیارت بودند و آن را یک حیله و بهره برداری تبلیغاتی می دانستند […]

آزادگان آمدند همچون صلابت همیشگی
1399-05-25

آزادگان آمدند همچون صلابت همیشگی

آزادگان آمدند همان طور که رفته بودند؛ دلیر و مقاوم، نستوه و استوار، امیدوار و دلاور. آمدند با همان صلابت همیشگی، همان طور که دیروز رفته بودند. امروز که آمدند، بوی اسپند و دود، بوی عطر خاطرات، و بوی مهربانی و انتظار فضای دل ها را سرشار از شور و شعف کرد. حسّ غریبی بود. […]

شکنجه گری که شهید مدافع حرم شد
1399-02-15

شکنجه گری که شهید مدافع حرم شد

  روایت آزادگانی که شکنجه گر زمان اسارت خود را درسفر اربعین به طور اتفاقی می بینند. این شکنجه گر در اردوگاه به علی آمریکایی معروف بود.بعد از سقوط دولت صدام توبه کرده و محافظ مقتدا صدر در عراق می شود. سپس در جریان حمله داعش به عراق به عنوان مدافع حرم با آنها درگیر […]

مسافر پنجشنبه ها
1398-05-26

مسافر پنجشنبه ها

نهار را که خوردیم ما را به پل سه راه زنجان- تهران بردند. اسرای شهرهای دیگر را به شهرهایشان رهسپار کردند. میکائیل علیجانی، ابوالحسن داوودی، خداورد رشیدی، سعید ارفعی زرندی و من سوار یک مینی بوس شدیم. موتورسوارهایی که برای استقبال ما آمده بودند اطراف مینی بوس ویراژ می دادند. شادابی شان مرا یاد روزهای […]

ورود به خاک ایران
1398-05-23

ورود به خاک ایران

دقایقی بعد اتوبوس توی خاک ایران متوقف شد. به محض پیاده شدن در حالی که قطرات اشک یک ریز از چشمان مان جاری بود بی اختیار به سجده افتادیم. حال و هوای خاص و غیر قابل وصفی بود. دیگر باور کردم که آزاد شده ام. فرمانده وقت سپاه، حاج محسن رضایی نیز به استقبالمان آمده […]

آزادی نزدیک است…!
1398-05-23

آزادی نزدیک است…!

 ساعت حول و حوش ۷ صبح ۲۴ مرداد ۶۹ بود که یک دفعه صدای مارش نظامی رادیو عراق از بلندگوهای اسارتگاه به صدا در آمد. هر بار که صدای مارش از بلندگوها پخش می شد می فهمیدیم که خبر مهمی در راه است. لحظاتی بعد که مارش قطع شد، گوینده ی رادیو شنوندگان را به […]

اسرای یتیم
1397-03-15

اسرای یتیم

روزهای اول خرداد ۶۸ بود که از طریق روزنامه و تلویزیون عراق باخبر شدیم حال امام خوب نیست. تلویزیون، گه گاهی تصاویر حضرت امام را درحالی که در بستر بیماری بود نشان می داد. خیلی دل نگران و ناراحت بودیم و هر روز برای سلامتی امام دست به دعا می شدیم ولی خیلی به حرف […]

شکنجه با چوب خیزران
1396-07-26

شکنجه با چوب خیزران

در اردوگاه، دشمن يكى از برادران آزاده ما را زير فشار قرار داد كه او به امام خمينى توهين كند. آن دشمن كينه توز مى گفت: بايد به رهبرت اهانت كنى وگرنه رهايت نمى كنم. هرچه فشار آورد، ايشان مقاومت كرد. گفت: اگر از اين بچه ها خجالت مى كشى ، من به رهبرت اهانت […]

بگویید خمینی در فکرتان بود
1396-05-24

بگویید خمینی در فکرتان بود

بسم الله الرحمن الرحیم ما را چه رسد که با این قلم های شکسته و بیان های نارسا در وصف شهیدان و جانبازان و مفقودان و اسیرانی که در جهاد فی سبیل الله جان خود را فدا کرده و یا سلامت خویش را از دست داده اند یا به دست دشمنان اسلام اسیر شده اند […]

روزهای خاردار
1395-12-08

روزهای خاردار

روزهای خاردار روایتی شنیدنی از قهرمانان کربلای 4 است همان غواصانی که با دل دریایی شان،خود را به موج های پرخروش اروند سپرده بودند.روایت سال های مظلومیت و اسارت که در زندان های بعث عراق سپری می شد.روزهایی که پر از حادثه های تلخ نگفتن بود.این کتاب  بیان خاطرات دکتر محمدجواد میانداری می باشد که […]


Warning: Undefined variable $additional_loop in /home/khatshe1/public_html/wp-content/themes/zohor/tag.php on line 17

Warning: Attempt to read property "max_num_pages" on null in /home/khatshe1/public_html/wp-content/themes/zohor/tag.php on line 17