حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

پنجشنبه, ۱۲ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 1 تعداد دیدگاهها : 395×
کتاب جای پای عیسی | روایت عاشقانه همسر شهید عیسی محمدلو
0
معرفی کتاب جای پای عیسی؛ روایتی عاشقانه از همسر شهید کتاب جای پای عیسی روایت عاشقانه مولود جعفری، همسر شهید عیسی محمدلو، از زندگی مشترک و خاطرات اوست؛ روایتی صمیمی از عشق، دلتنگی و روزهای ماندگار زندگی.
منبع : https://khatshekanha.ir/?p=51901&preview=true
پ
پ

معرفی کتاب «جای پای عیسی»؛ روایت عاشقانه همسر شهید عیسی محمدلو

جای پای عیسی روایت زندگی شهید عیسی محمدلو از نگاه همسرش است. مولود جعفری در این کتاب، خاطراتی صمیمی از زندگی مشترک خود را روایت می‌کند.

این کتاب تصویری ساده و بی‌پیرایه از زندگی یک شهید ارائه می‌دهد. روایت جای پای عیسی از جنس خاطراتی است که در دل یک زندگی مشترک شکل گرفته‌اند.

مولود جعفری از عشق، دلتنگی و خاطراتش با شهید عیسی محمدلو می‌گوید. او از روزهایی می‌نویسد که در کنار همسرش زندگی می‌کرد. روزهایی که امروز به خاطراتی ارزشمند تبدیل شده‌اند.

در متن پشت جلد جای پای عیسی می‌خوانیم:

«باورم نمی‌شد دعاهایم مستجاب شده باشد. یعنی مشد عیسی با چشم‌هایش عاشق نشده بود؟! با قلبش عاشق شده بود؟!

سرم به قدری سنگین بود که توان بلند کردنش را نداشتم. از طرفی هم حسابی دلتنگ چشم‌هایش بودم که همیشه از من می‌دزدیدش.

همه‌ی توانم را جمع کردم تا سرم را بلند کنم. باورم نمی‌شد یک جفت چشم زلال مقابلم بود. چشم‌هایی که می‌گفتند او با چشم‌هایش، با قلبش و با همه‌ی وجودش خاطرخواه من شده است…»

روایت مولود جعفری فقط به گذشته محدود نمی‌شود. خاطرات شهید عیسی محمدلو هنوز برای او زنده هستند.

او حتی امروز هم با قاب عکس همسرش حرف می‌زند. خودش می‌گوید:

«هنوز هم حرف‌های زیادی دارم که تنها رو به قاب عکسش با خودش زمزمه می‌کنم و او خوب گوش می‌کند؛ حرف‌هایی از جنس: “بین خودمون باشه ها.”»

این جمله، حال‌وهوای جای پای عیسی را به‌خوبی نشان می‌دهد. عشق در این روایت، بخشی از زندگی روزمره است. خاطرات ساده، صمیمی و گاهی شیرین، بخش مهمی از کتاب را شکل می‌دهند.

روایت عاشقانه جای پای عیسی

پیشگفتار کتاب نیز با همین حال‌وهوا آغاز می‌شود. راوی در کنار مولود جعفری قدم می‌زند. او تلاش می‌کند پا به پای راوی خاطرات پیش برود.

در ادامه، مولود از عشق میان خود و شهید عیسی محمدلو می‌گوید:

«خاطرخواهش بودم. او هم خاطرم را خیلی می‌خواست. اصلاً جانم برایش در می‌رفت.

می‌خواستم قدم روی زمین نگذارد و روی جفت چشم‌هایم راه برود. بس که عزیز بوده و هست برایم.»

جای پای عیسی روایتی از عشق و زندگی است. روایتی که از زبان همسر شهید بیان می‌شود. همین موضوع، کتاب را به روایتی متفاوت از زندگی شهید عیسی محمدلو تبدیل کرده است.

در این کتاب، شهید را از زاویه‌ای نزدیک‌تر می‌بینیم. او فقط یک نام در میان نام‌های شهدا نیست. او همسری است که خاطراتش هنوز در ذهن و قلب همسرش زنده مانده است.

اگر به کتاب خاطرات شهدا، روایت همسران شهدا و ادبیات دفاع مقدس علاقه دارید، جای پای عیسی می‌تواند انتخابی خواندنی باشد.

این کتاب، داستان عشق، زندگی و دلتنگی است. داستان کسی که رفته، اما جای پایش هنوز باقی مانده است.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.