حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×

آرشیو » بایگانی‌ها خاطرات - صفحه 27 از 29 - خط شکن ها

ازدواج ساده اما الهی | روایت عاشقانه‌ای از ازدواج شهید اکبر منصوری
1404-03-06

ازدواج ساده اما الهی | روایت عاشقانه‌ای از ازدواج شهید اکبر منصوری

ازدواج امام علی و حضرت زهرا، الگویی بی‌نظیر برای زندگی مشترک در سالروز ازدواج آسمانی امیرالمؤمنین علی (ع) و حضرت فاطمه زهرا (س)، نگاهی داریم به خاطره‌ای ناب از ازدواج عاشقانه سردار شهید اکبر منصوری که الهام‌گرفته از همان سبک زندگی ساده، معنوی و هدفمند بود.   ازدواج امام علی و حضرت زهرا، الگویی بی‌بدیل از […]

فرمانده مقتدرشهید صیاد شیرازی
1395-01-20

فرمانده مقتدرشهید صیاد شیرازی

زمانی که اختلافاتش با بنی صدر، رئیس جمهور وقت وفرمانده کل قوا زیاد شد، بنی صدر درجه های ایشان را توقیف وازفرماندهی برکنارکرد!شهید صیا شیرازی چون خودش را وقف خدا کرده بود و وقف خدا بودن را در خدمت به کشور وحفظ نظام میدانست بدون هیچ ناراحتی لباس بسیجی پوشید ودر شمالغرب با آموزش به […]

نوروز خاطره انگیز دفاع مقدس
1394-12-28

نوروز خاطره انگیز دفاع مقدس

با فرارسیدن هر بهاری در این هشت سال خانواده هایی بودند که تنها قاب عکس پدر یا برادر شهیدشان زینت بخش سفره هفت سین شان می شد. عده ای از خانواده های ایرانی نیز در بیمارستان در کنار جانبازان خویش سال نو را به یکدیگر تبریک می گفتند و یا در کنار قبور شهدای تازه […]

نوروز در اسارت
1394-12-27

نوروز در اسارت

با فرارسیدن عید نوروز، اسرا هم همدوش ملت ایران در اسارتگاه دشمن، به نحوی خوشحالی خود را ابراز می کردند. چند روز مانده به عید هر کس مشغول کاری بود. دو سه نفر مسئول جمع آوری و نصب کردن پتوهای رنگی به دور تا دور آسایشگاه و یکی دو نفر خطاط، با خطی درشت به […]

از خود گذشتگی برای مادر
1394-12-26

از خود گذشتگی برای مادر

آخرین بار که آمد گفت: می خواهم امتحاناتم را بدهم. صبح با ماشین پدرش رفت برای امتحان و تا شب نیامد .نگران شدیم شب که آمد عذرخواهی کرد. گفتم: کجا بودی؟ گفت: کاری پیش آمد. در شهادتش پسر همسایه مان خیلی بی تابی می کرد. دلیلش را که پرسیدم گفت: مادرم سخت مریض بود و […]

سوخته
1394-12-09

سوخته

دراز کشیده بودم توی سنگر.صدایی شنیدم رفتم بیرون .آفتاب بدجوری می سوزاند.صدا از وسط نیزار بود رفتم جلوتر یکی داشت گریه میکرد:خدایا!اگر من اینجا بمیرم….آبروی شهیدات میره!آخه!من با این همه خالکوبی روی بدنم….اگر کسی اینا رو ببینه!…  صدایش را می شناختم یاد حرف های محمد اوصانلو افتادم که بهش گفته بود:اگه مردی بیا جبهه .از […]

گریه برای شهادت
1394-12-08

گریه برای شهادت

یک شب از خواب بیدار شدم دیدم چراغ اتاق غلامحسن روشن است با خودم گفنم:بازم غلامحسن خوابش برده و چراغ روشن مونده!بلند شدم چراغ را خاموش کنم .رفتم اتاق غلامحسن داشت تو سجده گریه می کرد.همان جا دم در ایستادم.یک ساعتی توی سجده بود.از سجده که بلند شد چشم هایش کاسه خون شده بود.  گفتم […]

روزهای انقلاب
1394-11-20

روزهای انقلاب

روزهای هیجان انگیز انقلاب 57 زنجان حقیقتا یادش بخیر، ثبت و ضبط همه حوادث و جانفشانی های مردم حقیقتا یک کتاب بزرگ می خواهد، تظاهرات ها و سخنرانی های آتشین و جذاب آقایان غفاری، رضوانی، مشکینی و .. در مسجد ولیعصر(عج) و حملات گاردها به مسجد و نقش تونل فوق العاده عجیب مسجد (که باید […]

تصرف صدا وسیما
1394-11-20

تصرف صدا وسیما

دراین ایام من تازه  استخدام نظام (ژاندارمری)شده بودم  اموزش تمام در تهران انجام وظیفه می کردم تازه ازدواج متاهل شده بودم درمنزل برادر بزرگم(شهید بزرگوار بهرام بابایی)ایشان فعال مسجد حضرت ابوالفضل (ع)خیابان تولید دارو بود من مسایل سیاسی را از او یاد می گرفتم درتظاهرات خیابانی تمام خانواده ما فعال بود وضع روز بروز برعلیه […]

غواصان اروند دنیا را شگفت زده کردند
1394-11-17

غواصان اروند دنیا را شگفت زده کردند

مي گويند غوغا، در عمق اروند است. شنيده ام جريان اروند، جريان صاف و آرام است اما در عمق آن غوغايي به پاست و خروش و طغيان واقعي رودخانه زير آب است. به طوري که اگر لنگر کشتي که در اروند لنگر مي اندازد ضعيف باشد جريان رود، کشتي يا يدک کش را از لنگر […]

11ستاره و یک ماه درخشان
1394-10-22

11ستاره و یک ماه درخشان

شهید نادر امینی در خانواده ­ای مذهبی در سال 1350 در روستای بلندپرچین از توابع ماهنشان دیده به جهان گشود. تا هفت سالگی در روستا به سر برده و بعد از آن به زنجان نقل مکان کردند. دوره­ ی ابتدایی را در مدرسه شهید صادق سنمار واقع در اسلام ­آباد زنجان و دوره­ ی راهنمایی […]

کربلای پنج به روایت فرمانده
1394-10-21

کربلای پنج به روایت فرمانده

راوی:آقاي حمید صدری فرمانده يكي از دسته هاي غواصی در عملیات کربلای 5 روز بعد از عملیات کربلای 5 که به موانع نگاه می کردم، واقعاً وحشت می کردم که ما چگونه از اینجا رد شدیم و در تاریکی شب یا علی گویان حرکت کردیم. وقتی از موانع خارج شدیم، حدود 80 متر به خاکریز […]

شهید محمدحسن رحیمی چریک واقعی هویزه
1394-10-15

شهید محمدحسن رحیمی چریک واقعی هویزه

شهید محمدحسن رحیمی یکی از آنانی که در فصل عشق زیست، و جوانی را فدای معشوق ازلی کرد و نام نامی خود را در زمره راست قامتان همیشه جاوید تاریخ ثبت کرد. شهید محمدحسن رحیمی  عضو پشتیبانی و مهندسی جنگ جهاد زنجان بود.وی بیست و یکم آذرماه سال 1334 در خانواده ای مذهبی و آشنای […]

پنهان شدن در دودکش کارخانه
1394-09-27

پنهان شدن در دودکش کارخانه

اگر به دست عراقی‌ها می‌افتاد،کارش تمام بود و عملیات هم لو می‌رفت،پس سریع به زیر یکی از خودروهای پارک شده خزید و منتظر ماند تا گشتی‌ها منطقه را ترک کنند ولی انگار دست‌بردار نبودند و قصد ماندن داشتند.اگر به دست عراقی‌ها می‌افتاد،کارش تمام بود و عملیات هم لو می‌رفت،پس سریع به زیر یکی از خودروهای […]

خاطره شب اول عملیات محرم به زبان شهید محمود سهرابی
1394-09-27

خاطره شب اول عملیات محرم به زبان شهید محمود سهرابی

سردارپاسدار غواص شهید محمود سهرابی معاونت غیور گروهان دوم غواص گردان حضرت علی اصغر(ع) در عملیات عاشورایی کربلای چهار و پنچ (شلمچه) بعداز ماهها انتظار عاقبت موسم عشقبازی فرارسید و رزمندگان جان برکف و عاشق برای ترسیم حماسه ای دیگر وآغاز عملیاتی جدید به سمت خط اول دشمن حرکت نمودند ،مسافت بسیار طولانی بود و […]

شهید رجبعلی آدینه لو
1394-09-22

شهید رجبعلی آدینه لو

رجبعلی فرزند محمد و فضه به سال 1342 در روستای دولاناب از توابع زنجان در یک خانواده مذهبی به دنیا آمد.پدرش کشاورز بود و 4 فرزند داشت.آن ها از نظر اقتصادی وضعیت خوبی داشتند و رجبعلی نیز در کار کشاورزی به پدر کمک می کرد.رجبعلی در کودکی قرآن خواندن را فراگرفت و در کلاس نهضت […]

شهید بیوک آقا حسامی
1394-09-21

شهید بیوک آقا حسامی

شهید بیوک آقا حسامی فرزند محمدعلی حسامی در سال 1341/11/1در استان زنجان شهرستان طارم و روستای شیت به دنیا آمد.وی دوران کودکی اش را در نزد پدرش بود و در کارهای کشاورزی کمک حال پدرش بود در همین حال توانست تحصیلاتش را در مقطع ابتدایی در همان روستا (شیت) به پایان برساند و به دلیل […]

فرمانده محبوب قلب ها(شهید ابوالفضل نوری)
1394-09-14

فرمانده محبوب قلب ها(شهید ابوالفضل نوری)

ابوالفضل سال 1337 در خانه ای آکنده از رنج و تلاش ایمان و از پدر و مادری از تبار پاکدلان و پرستشگر دیده به جهان گشود. مادر مومن و پدر متدین برای خوب ساختن فرزند اولینشان سنگ تمام گذاشتند و به محض از شیر گرفتن، ادب و اخلاق و صراحت و شجاعت را در کامش […]

این امتحان واجب تر است(شهید فرید ناصری)
1394-09-14

این امتحان واجب تر است(شهید فرید ناصری)

زمستان بود که به دنیا آمد، یک پسر سفید و درشت. داخل پرده بود، قابله سه بار صلوات فرستاد. بدون اینکه متوجه بزرگ شدن او بشویم قد می کشید و بزرگتر می شد.اندام ورزیده و درشتی داشت. کلاس کاراته هم می رفت. یکبار نانی را به فرید دادم تا به فقیری که در خانه مان […]