دسته: ادبیات پایداری

در خاک شب

  • ۱۳۹۶-۱۰-۱۹
با خواب روز کند آغاز زندگی بر روزن سفید،شب سرد با رودها با چشمک ستاره چنان می کند خموش این کوچه های طاق ریخته، پر درد با راه ها سردار کرم خورده میدان شهر با کنجکاوی موریانه هر ان انتظار زمین را می کشد تا بشکند با تپش قلب با اشک ها زنجیر زنگ گرفته […]

آب هرگز نمی‌میرد

  • ۱۳۹۶-۱۰-۱۳
«آب هرگز نمی‌میرد» خاطرات جانباز میرزامحمد سلگی از فرماندهان لشکر ۳۲ انصارالحسین که با قلم حمید حسام به رشته تحریر درآمده است. این کتاب در سال ۱۳۹۳ توانست جایزه نخست جشنواره جلال آل احمد را از آن خود کند. هشت سال جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام، علیه ملت بزرگ ایران، بی‌شک از دوران طلایی و […]

عزیزم چشمات باز کن رسیدی به خاک ایران

  • ۱۳۹۶-۰۹-۲۸
چفیه ات عزیز مادر ، چرا انقدر پر خاکه یه چیزی از تو به من ، دادن و گفتن که پلاکه به جز اون واسم آوردن ، یه پیشونی بند قرمز یادم افتاد که می گفتی ، نبینم گریه ات و هرگز نبینم گریه ات و هرگز به فدای قد و بالات ، الهی دورت […]

ای دست هایت آرزوی دست هایم

  • ۱۳۹۶-۰۹-۲۸
                    ای پیش پرواز کبوتر های زخمی بابای مفقودالاثر، بابای زخمی دور از تو سهم دختر از این بار هم پر پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟ تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی یک قاب چوبی روی دست میخ بودی توی […]

آغازش عشق بود و فرجامش وصال

  • ۱۳۹۶-۰۹-۲۱
سخن از قصّه‌ایست که آغاز آن عشق و فرجامش وصال است. مادران این قصّه تمام سهم خود از زندگی را در مخمل ارادت به پایندگی اسلام پیچیده‌اند و دریای سرخ چشمانشان را فرش استقبال از تقدیر خدا نموده‌اند.مشی عاشقانه پدران قصّه ما سراسر زیبایی وجمال است. هر صبح که من و تو روزمان را از […]

مراد دل

  • ۱۳۹۶-۰۹-۱۸
بیست و چهارم اسفندماه پنجاه و نه یا ایها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه عقربه های ساعت عدد نه ونیم را نشان می دهد.جنب وجوش فراوانی در اینجا-پادگان مام حسین(ع) به چشم می خورد.سربازان جانباز امام زمان – علیه السلام-در این مکان برای اعزام به جبهه های نبرد حق و باطل جمع شده […]

رویش سرخ

  • ۱۳۹۶-۰۹-۱۶
با نوایی که دمد از سر کوه با نسیمی که درآید فردا با بهاری که بلغد به چمن، بگشایم به امید پنجره ی بسته که زندانی آن، جان من است. گفت: کجا می روی. گفتم: همانجایی که میدانی. گفت: بگذار دیگران بروند. گفتم: مانعشان نیستم. گفت: آنها نمی روند، آنها مشغول زندگی اند و شما […]

قفس دنیا برایت تنگ بود

  • ۱۳۹۶-۰۹-۱۶
برادرم، میخوانم مرثیه ای از برای انسان بودنت ، انسان زیستنت و انسان گونه رفتنت . شعری می سرایم از برای خلوصت، ایثارت، حجبت، مردانگی ات، ابعاد متمایز خصایصت، شعری خواهم سرود از درون خونینم در فراق تو نور عین. برادر ! ای سرود زندگی، کدامین اوصاف و القاب می توانست روح بلند تو را […]

خبر آمد پدری در راه است

  • ۱۳۹۶-۰۸-۳۰
خبر آمد خبری در راه است اربعین دگری در راه است بعد از این مدعی عشق کجاست عاشق معتبری در راه است عشق هم مرتبه دارد به خدا عاشق خون جگری در راه است او سرش رفته که قولش نرود مردم شهر! سری در راه است “سر” خودش گریه کن ارباب است باز چشمان تری […]

شهید بی نشان

  • ۱۳۹۶-۰۸-۲۹
السلام علیک ای مسافر راه حسین السلام علیک ای فدایی پیر خمین آسمان شده خاک مزارت کربلا شده باغ و بهارت نشسته نام تو، به لوح آسمان نشان راه عشق، شهید بی نشان همه هستی تو نذر ساقی علقمه شد بی نشانی تو بی نشانی فاطمه شد تو عصاره ی عشق خدایی گل گمشده ی […]

همپای صاعقه

  • ۱۳۹۶-۰۸-۱۴
این کتاب کارنامه‌ای تاریخی و مستند از شکل‌گیری لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) است. روایتی از یک مقطع زمانی شش ماهه از جنگ تحمیلی. از ابتدای دی ماه ۱۳۶۰ تا اواخر تیر ماه گرم سال ۱۳۶۱٫ موضوع اصلی اثر، شرح مستند مراحل آغازین تاسیس تیپ نظامی محمد رسول الله (ص) است و نقش این تیپ […]

آن خانه آن زندان

  • ۱۳۹۶-۰۷-۳۰
در یکی از روزهای سال ۶۳ با سه نفراز برادران گردان جندالله مستقر در بانه برای شناسایی موقعیت گروهک دمکرات عازم منطقه شدیم. گروهک چهارنفری ما لو رفته اسیر دمکرات ها شدیم.ما را در یکی از خانه های روستای آرمرده زندانی کردند تا سرفرصت تکلیف مان را روشن کنند. شب همان روز تعدادی از افراد […]

لشکرعشقه عشق اولا

  • ۱۳۹۶-۰۷-۳۰
نطفه سی پاک اولانلارا جبهه لرین صفاسی وار عصرین امامی اوردادی  رونق کربلاسی وار حفظ حریمه عشقیده محکم اولوب اراده لر حجله نی ترک ایدودب دوشوب چوللر پاکزاده لر درس شهادت ئورگدور اوغلونا  خانواده لر خط حسیندور بو یول اوندا  خدا رضاسی وار   جبهه عشقه مدعی عزم  ایلیوب جلاله باخ صحنه امتحانه باخ  مرحله […]

خاک های نرم کوشک

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۴
سعید عاکف نویسنده با نوشتن کتاب “جای خالی خاکریز” جای خود را در عرصه ی نویسنده گی باز کرد. کتاب بعدی وی با عنوان حکایت زمستان زندگی رزمنده ای است که با توسل به حضرت ابولفضل العباس(ع) از مرگ حتمی نجات می یابد… با دیدن تصویری از ” شهید عبدالحسین برونسی” جرقه ای در ذهنش […]

به دست بسته غواص هایمان سوگند

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۳
جهان به جلوه ی نور و سرور مهمان است که ماه، ماه رسول خداست، شعبان است طلوع این همه یوسف به صبح کنعان بین ستارگان محرم به ماه شعبان بین نسیم مهر و وفا از مدینه می آید شمیم کرب وبلا  از مدینه می آید چه لاله¬ها که به گلزار مصطفی رویید که عطر روشنشان […]

صد دانه یاقوت با دست بسته

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۳
صد دانه یاقوت با دست بسته در بین تابوت با جسم خسته خیلی غریب است یاقوت در خاک او آسمانی است فرزند افلاک یاقوتها را در خاک و خاشاک دستی نهان کرد از قوم ضحاک یاقوتها را در خاک می کاشت افسوس یاقوت جان در بدن داشت او خاک می ریخت او دست و پا […]

انسان های مقاومت را از عاشقی نترسانید

  • ۱۳۹۶-۰۷-۲۳
ما چه مى کردیم؟! ما چه مى کردیم، اگر اینها نبودند؟!… دلباخته هاى حقیقى، سرباخته هایند. انسان هاى مقاومت را، از عاشقى نترسانید!  بر شانه هاى شهر، مگر مرگ مى آورند؟ بچه هاى کربلا دارند مى آیند:  بچه هاى اشک و آتش، بچه هاى غیرت و غربت و بى قرارى، بچه هاى تخریب و انفجار، […]

منزل ششم: ناشئه الیل

  • ۱۳۹۶-۰۶-۲۸
راوی: اینک زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است و خورشید از امام اذن گرفته که غروب کند . دیگر تا آن نبأ عظیم ، اندک فاصله ای بیش نمانده است و زمین و آسمان در انتظارند . فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو […]
عنوان ۱۱ از ۱۷« اولین...«۹۱۰۱۱۱۲۱۳ » ...آخر »