دسته: ادبیات پایداری

قسم به بدر

  • ۱۳۹۶-۱۲-۲۵
برادران شهیدم! قسم به خون مطهرتان, قسم به نفس های عاشقانه تان در میدان کارزار و در جنگ تن به تن, قسم به پیام آکنده از خروش تان, قسم به نام زهرای اطهر رمز عملیات تان وقسم به محمد(ص) و علی(ع) ما می رویم. ما چون شیر بر خصم زبون یورش می بریم تازیارتگاه عاشقان […]

فاتحان بدر

  • ۱۳۹۶-۱۲-۲۵
سلام بر شما ای دلیر مردان هم اکنون که گیتی در زیر گام های استوار و مقاومتان می لرزد.بی امان با خصم در افتید و کارزارکنید. شتابان با دشمن دین و قرآن بجنگید.با صولت و پرتوان یورش برید.با شهامت و شجاعت با کفر درآویزید و با خشم و هیبت نبرد کنید. سلام بر شما هژبران […]

زبانحال حضرت علی(ع) به بالین حضرت فاطمه

  • ۱۳۹۶-۱۱-۳۰
  دستخط شهید علی محبی   بو قدری توکمه یوزه اشک آل فاطمه جان منی ایلمه غرق ملال فاطمه جان رسول اکرم ایدندن جهانیدن رحلت آچلمیوب اورگون گلمیوب بوگل صورت آجوب جفا الینی انجیدوپ سنی اوت تاپور جفا ئیله عمرون زوال فاطمه جان وفاسیز اوت الیندن گو گل چکر فریاد آلوبلا حقیری صبرون الیوی اولوب […]

مادر عاشورا

  • ۱۳۹۶-۱۱-۲۹
مادر! مرا از عاشورا مترسان. مرا به کربلا دلداری مده. عاشورا اینجاست! کربلا اینجاست! اگر کسی جرات کرد در تب و تاب مرگ پیامبر، خانه‌ی دخترش را آتش بزند، فرزندان او جرات می‌کنند، خیمه‌های ذراری پیغمبر را آتش بزنند. من بچه نیستم مادر! شمشیرهایی که در کربلا به روی برادرم کشیده می‌شود، ساخته‌ی کارگاه سقیفه […]

لای لای اروند کناریندا قیزیل قانه باتانلار

  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۹
وار سوزوم، باشلاییرام ائللر اوچون یاشیلی گوزایله قان اوره ک، داغلی سوزیله — یاراکونلوم سوروشور، باشلادیغین سوز نه دی قارداش بو نه سوز دورکی،اوره کلرده تلاطمده دی قارداش سئویله مکده ن یوخاری گورمه دی قارداش دئه مک افسانه دی قارداش — یاش گوزومده ن اَلَه نرکن، کاغاذایسلاندی،یاش اولدو گوزیاشیم سئلله نیب، اروند ده ن آخماقدا […]

خمینی ای امام

  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۳
خمینی ای امام ، خمینی ای امام ای مجـــــــاهد ای مظهر شرف ای گذشته ز جـــــــــان در ره هدف هر زمان می رســـد از تو این ندا ای اسیران و مستضعفـــــــــــان بپا زیر بار ستم زنــــدگی بس است نزد طاغوتیــــــــان زندگی بس است بود شعــــــار تو به راه حق قیام ز ما تو را درود […]

در رثای یاس نبوی

  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۰
این پای را بگو از ارتعاش بایستد، این دست را بگو که دست بدارد از این لرزش مدام، این قلب را بگو که نلرزد، این بغض را بگو که نشکند و اشک از ناودان چشم نریزد. این دل بی‌تاب را بگو که فاطمه هست، نمرده است. ای جلوه‌ی خدا! ای یادگار رسول! زیستن، بی‌تو چه […]

راستی فاطمیه نزدیک است

  • ۱۳۹۶-۱۱-۱۰
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر اتفاقی مقابلم رخ داد وسط کوچه ناگهان دیدم زن همسایه بر زمین افتاد سیب ها روی خاک غلطیدند چادرش در میان گرد وغبار قبلا این صحنه را…نمی دانم در من انگار می شود تکرار آه سردی کشید،حس کردم کوچه آتش گرفت از این آه و سراسیمه گریه در گریه […]

ویرانی دروازه شرقی

  • ۱۳۹۶-۱۱-۰۸
نویسنده: سرلشگر عراقی وفیق السامرایی مترجم: عدنان قارونی ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ قطع رقعی ۶۰۴ صفحه چاپ اول  1377 «ویرانی دروازه شرقی» نخستین کتاب فارسی است که از زبان یک عراقی ـ آن‌هم یکی از فرماندهان عالی رتبه ارتش عراق ـ در زمینه نقد و بررسی شکل‌گیری، تداوم و پایان جنگ تحمیلی منتشر […]

مدرسه عشق

  • ۱۳۹۶-۱۱-۰۶
از مدرسه عشق می‌آید، از سرزمین حماسه و عرفان بر دوش سبویی دارد که پر از اشک‌های فراق است وضویش را در باتلاق های هورالهویزه گرفته و نمازهایش را در لابلای نیزارهای جزیره ی مجنون در زیر آتش خمپاره ها و گلوله ها اقامه کرده است. و از نی‌زارهایش قلم‌هایی برای نوشتن ساخته است او […]

اتل متل یه بابا

  • ۱۳۹۶-۱۱-۰۲
اتل متل یه بابا دلیر و زار و بیمار اتل متل یه مادر یه مادر فداکار اتل متل بچه‌ها که اونارو دوست دارن آخه غیر اون دوتا هیچ کسی رو ندارن مامان بابا رو می‌خواد بابا عاشق اونه به غیر بعضی وقتا بابا چه مهربونه وقتی که از درد سر دست می‌ذاره رو گیجگاش اون […]

در خاک شب

  • ۱۳۹۶-۱۰-۱۹
با خواب روز کند آغاز زندگی بر روزن سفید،شب سرد با رودها با چشمک ستاره چنان می کند خموش این کوچه های طاق ریخته، پر درد با راه ها سردار کرم خورده میدان شهر با کنجکاوی موریانه هر ان انتظار زمین را می کشد تا بشکند با تپش قلب با اشک ها زنجیر زنگ گرفته […]

آب هرگز نمی‌میرد

  • ۱۳۹۶-۱۰-۱۳
«آب هرگز نمی‌میرد» خاطرات جانباز میرزامحمد سلگی از فرماندهان لشکر ۳۲ انصارالحسین که با قلم حمید حسام به رشته تحریر درآمده است. این کتاب در سال ۱۳۹۳ توانست جایزه نخست جشنواره جلال آل احمد را از آن خود کند. هشت سال جنگ تحمیلی رژیم بعثی صدام، علیه ملت بزرگ ایران، بی‌شک از دوران طلایی و […]

عزیزم چشمات باز کن رسیدی به خاک ایران

  • ۱۳۹۶-۰۹-۲۸
چفیه ات عزیز مادر ، چرا انقدر پر خاکه یه چیزی از تو به من ، دادن و گفتن که پلاکه به جز اون واسم آوردن ، یه پیشونی بند قرمز یادم افتاد که می گفتی ، نبینم گریه ات و هرگز نبینم گریه ات و هرگز به فدای قد و بالات ، الهی دورت […]

ای دست هایت آرزوی دست هایم

  • ۱۳۹۶-۰۹-۲۸
                    ای پیش پرواز کبوتر های زخمی بابای مفقودالاثر، بابای زخمی دور از تو سهم دختر از این بار هم پر پس کی؟ کی از حال و هوای خانه غم پر؟ تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی یک قاب چوبی روی دست میخ بودی توی […]

آغازش عشق بود و فرجامش وصال

  • ۱۳۹۶-۰۹-۲۱
سخن از قصّه‌ایست که آغاز آن عشق و فرجامش وصال است. مادران این قصّه تمام سهم خود از زندگی را در مخمل ارادت به پایندگی اسلام پیچیده‌اند و دریای سرخ چشمانشان را فرش استقبال از تقدیر خدا نموده‌اند.مشی عاشقانه پدران قصّه ما سراسر زیبایی وجمال است. هر صبح که من و تو روزمان را از […]

مراد دل

  • ۱۳۹۶-۰۹-۱۸
بیست و چهارم اسفندماه پنجاه و نه یا ایها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه عقربه های ساعت عدد نه ونیم را نشان می دهد.جنب وجوش فراوانی در اینجا-پادگان مام حسین(ع) به چشم می خورد.سربازان جانباز امام زمان – علیه السلام-در این مکان برای اعزام به جبهه های نبرد حق و باطل جمع شده […]

رویش سرخ

  • ۱۳۹۶-۰۹-۱۶
با نوایی که دمد از سر کوه با نسیمی که درآید فردا با بهاری که بلغد به چمن، بگشایم به امید پنجره ی بسته که زندانی آن، جان من است. گفت: کجا می روی. گفتم: همانجایی که میدانی. گفت: بگذار دیگران بروند. گفتم: مانعشان نیستم. گفت: آنها نمی روند، آنها مشغول زندگی اند و شما […]
عنوان ۱۰ از ۱۷« اولین...«۸۹۱۰۱۱۱۲ » ...آخر »