دسته: اشعار

پدرت

  • ۱۳۹۶-۰۱-۲۱
به انتظار نشسته است بی ثمر ، پدرت و چشم دوخته عمری به قاب در ، پدرت مسافرش برسد بلکه از سفر ، پدرت نشد که دل بکند از دل پسر ، پدرت کسی به درب غریبانه زد ، دلش لرزید همین که زنگ در خانه  ، زد دلش لرزید به حسرتی که غنوده ست […]

عجب حکایت تلخی ست…

  • ۱۳۹۶-۰۱-۲۱
«غزل زهرا شعبانی برای پدران صبور شهدا» همیشه خواستم از روزگار، سر باشی میان جمع چنان شمع شعله ور باشی تمام عمر به دوشم نشاندمت با عشق همیشه خواستم از من بزرگتر باشی به راه زندگی ات گرچه آشنا کردم روا نبود که اینگونه رهگذر باشی   شکسته پشت من از دوری ات، خدا نکند […]

هفت سین جبهه

  • ۱۳۹۵-۱۲-۳۰
                بچه ها تحویل سال یادش بخیر شلمچه چیده بودیم تو سفره سربند و یک سرنیزه بچه ها خیلی گشتن تو جبهه سیب نداشتیم  بجای سیب تو سفره کمپوتشو گذاشتیم تو اون سفره گذاشتیم یه کاسه سکه و سنگ  سمبه به جای سنجد یه سفره رنگارنگ  اما یه […]

پلاک های بی‌نشان

  • ۱۳۹۵-۱۲-۳۰
            ای طلوع عشق در امواج خاک                 ساحل خورشید چشمانت کجاست روح تو می تابد از معراج خاک                بغض دریا ذوق توفانت کجاست آمدم برخیز دستم را بگیر                        ورنه من این راه را گم می کنم ای تو را دریا و توفان در ضمیر                گر نتابی ماه را گم می […]

پس پدر کی برمی گردد

  • ۱۳۹۵-۱۲-۰۸
پس پدر کی ز جبهه می آید باز کودک ز مادرش پرسید گفت مادر به کودکش که بهار غنچه ها و شکوفه ها که رسید باز کودک ز مادرش پرسید کی بهار و شکوفه می آیند گفت مادر که هر زمان در باغ غنچه ها لب به خنده بگشایند روز دیگر سراغ باغچه رفت کودک […]

از کدامین قبیله ای؟!

  • ۱۳۹۵-۱۲-۰۸
                از کدام قبیله آمده بودی؟ حرف سرزمین نیست. حرف دل است . حرف آب وخاک نیست . حرف عشق است . حرف اخلاص و ایمان است . ایمان به خدا که باشد ، می شود سنگر به سنگر با دشمن جنگید و او را عقب راند . […]

حسین را صدا بزن

  • ۱۳۹۵-۱۲-۰۸
                هنوز تنم گرم بود زنده بودم ونفس- نفس هوا درون سینه ام درست کنار گلوله ای که رد نشد از استخوانم و نشست سرخ کنار حرف های آخر پدر: دلت گرفت حسین را بهانه کن! قرار میگرفت سرعلی روی شانه ام که از شقیقه اش عشق می […]

سیب لبخندت در عکس

  • ۱۳۹۵-۱۲-۰۸
              بهار امسال باغچه ی خانه ی ما یک گل کم دارد… هرگاه یادت میکنم چشم های خندانت در عکس حال وهوای ابری ام را بارانی و قرص ماه صورتت دلم را قرص میکند سیب لبخندت در عکس برای تمام هفت سین سفره ی امسال ما کافیست اما چه […]

غواص ها غرق نمی شوند

  • ۱۳۹۵-۱۲-۰۸
غواص ها غرق نمی شوند رفته اند که غرقه شوند دست بسته هم زنده به گورشان کنند اسیر نمی شوند دست و پا نمی زنند نمی میرند گور را زنده می کنند گور دریا می شود و آنقدر در دریای خاک پرواز می کنند که سال ها بعد سبکبارتر از زمان رفتنشان با غنیمت صلح […]

به یاد مدافعان حرم شهیدان مرادخانی و بهرامی

  • ۱۳۹۴-۱۲-۲۵
            همسفر وقت قیام است، بیا تا برویم کاروان راهی شام است، بیا تا برویم نسل آنان که زد آتش خیَم زینب را حال تهدید نموده حرم زینب را بین کفن پوش سپاه عجم زینب را نصب کن در حرم دل علم زینب را عمه جانِ نُه امام است، بیا […]
عنوان ۴ از ۴«۱۲۳۴