اشعار

اگر قاسم سلیمانی بدست آرد دل ما را

  • ۱۳۹۹-۰۳-۰۱
به مناسبت گرامیداشت روز قدس و به یاد، فرمانده ارزشمند سپاه قدس، سردار دلها، شهید حاج قاسم سلیمانی “غزل جدید استقبال از حافظ “ اگر قاسم سلیمانی به دست آرد دل ما را به چشم خونی اش بخشم هزاران چشم زیبا را هزاران ترک شیرازی فدای آن شهیدی که دو دستی داد بر مولای خود […]

کعبه بی تاب شد از فُزتُ و ربّ الکعبه

  • ۱۳۹۹-۰۲-۲۴
سهل تر ساده تر از قافیه ای باختی اش ننگ بادا به تو ای دهر که نشناختی اش چه برایش به جز اندوه و ملال آوردی جان او را به لبش شصت و سه سال آوردی سهمش از خاک فقط کفش پر از پینه اوست در عرق ریز زمین جامه پشمینه اوست باغ می ساخت […]

شهدا شرمنده ایم

  • ۱۳۹۹-۰۱-۰۴
دلم گرفته بچه ها،بریم کنار شهدا از یادمون رفت جبهه و،جاموندیم از قافله ها یه تیکه استخون فقط سهم یه مادر شده و همون جوونش که میگفت،میرم نخوری غصمو کرببلا نرفتم و،قسمت من شلمچه شد اروند و کارون و فکه،دو کوهه و حلبچه شد آی شهدا شرمنده ایم،راه و درست نرفتیم جای راه شما فقط،بی […]

دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است

  • ۱۳۹۸-۱۱-۲۶
دنیا به کام تلخ من امشب عسل شده است شیرین شده است و ماحصلش این غزل شده است تاثیر مهر مادریت بوده بر زبان این واژه ها اگر به تغزل بدل شده است مادر!حضور نام تو در شعر های من لطف خداست شامل حال غزل شده است غیر از تو جای هیچ کسی نیست در […]

هنوزم شهید ها رو میارن

  • ۱۳۹۸-۱۰-۰۸
هنوزم شهیدا رو میارن دلای شکسته بی شمارند چه سخته مادری چشمش به در باشه چه سخته از عزیزش بی خبر باشه شهیدا خونشون نذر سحر بود مثل گل عمر اونا مختصر بود خدایا یادگار عاشقامون: سفر بود و سفر بود و سفر بود نمونده به جز راهی از اونا گذشتن همه از آسمونا سفر […]

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

  • ۱۳۹۸-۰۶-۱۰
باز این چه شورش شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله درهم است گویا […]

پوکه های گلوله گل داده

  • ۱۳۹۸-۰۶-۰۷
دور تا دور حوض خانه ما پوکه های گلوله گل داده است پوکه های گلوله را آری پدر از آسمان فرستاده است   عید آن سال ،حوض خانه ما گل نداد و گلوله باران شد پدرم رفت و بعد هشت بهار پوکه های گلوله گلدان شد   پدرم تکه تکه هر چه که داشت رفت […]

رخصت رویش

  • ۱۳۹۸-۰۴-۲۳
چشمه های خروشان تـو را می شناسنــد مـــوج های پریشان تـو را می شناسنــد پرســش تشنگی را تـــو آبی، جــوابـی ریگــ های بیابان تـــو را مــی شناسنــد نـام تو رخصــت رویــش است و طراوت زین سبب برگ و باران تو را می شناسند از نشابــور بر مـوجی از «لا» گــذشتی ای که امواج طوفان تـو […]

گلبرگ سرخ لاله ها بوی شهادت می دهد

  • ۱۳۹۸-۰۳-۳۰
گلبرگ سرخ لاله‌ها (۲) در کوچه‌های شهر ما بوی شهادت می‌دهد (۲) برادرم برادرم کنار جوی خون تو غنچه‌های شهر ما باز و شکوفا می‌شود (۲) گلبرگ سرخ لاله‌ها (۲) در کوچه‌های شهر ما بوی شهادت می‌دهد (۲) برادرم برادرم تو رفتی و ما مانده‌ایم درس شهادت خوانده‌ایم تا فتح صاحب الزمان در راه تو […]

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

  • ۱۳۹۸-۰۳-۱۴
از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم داد و بی داد که در محفل ما رندی نیست که برش شکوه برم، داد ز بیداد کشم شادیم داد، غمم داد و جفا داد و وفا باصفا منت آن را که به من داد کشم عاشقم، عاشق روی […]

راز خلقت

  • ۱۳۹۸-۰۳-۰۴
مصرع ناقص من کاش که کامل می شد شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست من که حیران تو حیران توام می دانم نه فقط من که در این دایره سرگردانم همه ی عالم و […]

عشق حیران

  • ۱۳۹۸-۰۲-۳۰
 مطلع شعر من از عشق تو حیران شده است بیت در بیت دلم بی سر و سامان شده است عالم پیر دگر باره چه در بر دارد گوئیا شور جوانیست که در سر دارد لحظه آمدنش غصه نهان خواهد شد “عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد” وخدا خواست که یک برگ دگر رو بکند […]

قسم به روح پیچک

  • ۱۳۹۸-۰۱-۳۱
بهار۶۱ جاده اهواز-خرمشهر و بهار۹۸ باز هم همان الحمدالله بعد از گذشت قریب۴۰ سال هنور همت داریم درجاده ای که هرگز از بسیجی خالی نبوده با هردولتی ارتش و سپاه و بسیج یعنی مردان خدمت وآن خانم مانتویی هلال احمر نیز و سیل چه بعثی بیاورد چه آب این مردم تنها نمی مانند دختر پلدختر […]

خجسته باد سومین بهار ولایت

  • ۱۳۹۸-۰۱-۱۹
ام ‏ایمن، تمام دیشب را نخوابیده است. این شب‏ها، مدینه فرشته ‏باران است و هوا بوی بشارتی سبز و سرخ می ‏دهد؛ بوی مراتع سبزی که غروب، به تماشایشان نشسته باشی. زمین، شانه ‏هایش را برای قدوم آسمانی فرزند خورشید، تکانده است و یحیی ابن زکریا، از پس ِ پرده‏ های غبارآلود تاریخ، دوباره متولد […]

باب نیاز باب شهادت

  • ۱۳۹۷-۱۲-۱۴
هی دست می‌رود به کمرها یکی یکی وقتی که می‌رسند خبرها یکی یکی خم گشته است قد پدرها دوتا دوتا وقتی که می‌رسند پسرها یکی یکی باب نیاز باب شهادت درِ بهشت روی تو باز شد همه درها یکی یکی سردار بی‌سر آمده‌ای تا که خم شوند از روی دارها همه سرها یکی یکی رفتی […]

ای عزیزان سفرکرده در آن سو چه خبر

  • ۱۳۹۷-۱۰-۲۰
خرمشهر دی ماه سال۶۵ قبل از عملیات کربلای۴-رزمنده اول صف داود سروری ای عزیزان سفرکرده در آن سو چه خبر؟ داغتان بر دل اثر کرده در آن سو چه خبر؟ تند رفتید و نگفتید کسی جا مانده ؟ دلم آهنگ سفر کرده در آن سو چه خبر؟ گر بپرسید در این سو چه خبر خواهم […]

درد دل با غواصان شهید

  • ۱۳۹۷-۱۰-۰۱
در خیالم گفتمی یک شب به غواص شهید گو به من ای نازنین از هر چه بیم و از امید خنده‌ای کرد و نگاهی از سر تردید و گفت من شکایت دارم از جمع شما یاران، شدید وعده‌ی ما این نشد، کو جانفشانی‌ها ز ما لیک در بزم شما، نسیان و غفلت در مزید گفتمش […]

برادرم خواهرم سنگرو پیدا بکن

  • ۱۳۹۷-۰۹-۱۸
برادرم، خواهرم – سنگر و پیدا بکن جیره جنگی بردار – پوتین ها را پا بکن جبهه دیگر تمومه – فرهنگشه که اصله از یه بی سیم یاد بگیر – سیم نداره و وصله جداً ببین یه بی سیم – با اینکه سیم نداره چه جوری وصل خطه – همش آتیش می باره؟ زمین همون […]
عنوان ۱ از ۴۱۲۳۴ »