
انتشارات : نشر یا زهرا
سال انتشار : ۱۳۹۵
نوبت چاپ:دوم
جلد کتاب : گالینگور
قطع : رقعي
تعداد صفحات : ۳۳۶ صفحه
اول فقط يك اسم بود. «علي بلورچي»؛ اسمي مثل بقيه اسم ها. قرار شد برويم سراغ مادر و برخي رفقايش و پرونده اي درباره اش كار كنيم. تا اينجاي ماجرا، اين هم مثل بقيه كارها بود. بايد مي فهميديم اهل كجا و چند سالش بوده، كجا و چقدر درس خوانده، چطور عازم جبهه شده، اخلاق و رفتارش چطور بوده، كي و كجا شهيد شده و از اين جور اطلاعات.
يك روز كه مثل همه روزها بود پيك بسته اي آورد كه ظاهراً مثل همه بسته هاي ديگر بود. يك آلبوم از عكس هاي علي، يكسري نامه و يك دفترچه… و آه از اين دفترچه!
روي جلدش نوشته بودند؛ دفترچه محاسبات نفس شهيد علي بلورچي.
علي صفحه اولش نوشته بود:
بسم الله الرحمن الرحيم
اعوذ باالله من الشيطان الرجيم
قال الله العظيم في كتابه الكريم
اقراء كتابك كفي بنفسك اليوم عليك حسيباً.
«من استوي يوماه فهو مغبون»
و از اينجا بود كه ورق برگشت و ماجرا عوض شد. حالا ديگر علي بلورچي فقط يك اسم نبود، يك راز بود، رازي بزرگ.
از روز پنج شنبه 22 آذر ماه سال 1363، شروع كرده بود به محاسبه نفس و نوشتن گناهانش! گناهان كه چه عرض كنم… بعضي هايش … بگذريم، خودتان بايد بخوانيد تا بفهميد. نمي دانم وقتي اين 101 گناه يا لغزش را مي خوانيد چه حسي به تان دست مي دهد و عكس العملتان چيست اما راستش را بخواهيد، من خنديدم! حسابي هم خنديدم! به خودم خنديدم چون ديدم كاري از گريه ساخته نيست.
شناسنامه اش مي گفت اسمش مهران است اما وقتي رفت جبهه گفت صدايم كنيد علي.
نامه هايش را اينطور امضاء مي كرد؛ الاحقر علي بلورچي. در برخي نامه ها هم نوشته عليرضا.
خطش آن قدر زيبا هست كه بتوان يكي از نامه هايش را قاب كرد.
وصيتنامه اش دو خط هم نمي شود! نوشته؛
ولا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم
تنها يك چيز برايتان بنويسم كه خيلي زحمت كشيدم و ناله كردم و شب زنده داري(به اصطلاح شما) كردم اگر شهيد شدم بايد بگويم: «فزت و رب الكعبه»
***
شايد بپرسي چرا علي بلورچي؟ زندگي پرفراز و نشيب شخصي و خانوادگي، رتبه پنج كنكور، دانشجوي الكترونيك دانشگاه شريف، شاگرد خاص آيت الله حق شناس و گمنام بودن عمدي وي براي انتخابش كافي بود.
به گمانم بهتر است برويم سر اصل مطلب. آنچه در ادامه مي خواني 101 مورد از محاسبات نفس علي است. جواني كه وقتي شهيد شد 21 سال بيشتر نداشت. اگر قرار باشد ما هم دفترچه اي براي محاسبه خودمان… بگذريم!
اين شما و اين رازي به نام علي بلورچي و ليستي از گناهان، قصور و لغزش هايش!
حدود صد صفحه از این کتابِ ارزشمند، حاوی «محاسبات نفس» شهید «بلورچی» است که حقیقتا برای هر انسان جوبای رستگاری و تعالی اخلاقی، بسیار راه گشا و مفید به فایده است. کتابی که مطالعه ی آن را، در این شب های «قدر» اکیدا توصیه می کنیم. باشد که مفهوم «حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا» برای خواننده ی آن بیش از پیش روشن گردد و الگویی شود برای همه ی آنان که اراده کرده اند، به راه «مهران بلورچی» و همرزمان او پای گذارند. راهی که بی شک، به آسمانی راه دارد که بنده گان صالح خداوند و ابرار در آن ماوی دارند.
ضمن توصیه مجدد و اکید کاربران، به مطالعه ی «کتاب بلورچی»، به عنوان «نقشه ی راهی» ملموس و تجربه شده،بخش هایی از «محاسبه ی نفس» آن شهید عزیز را، که ماه رمضان سال 1365، نگاشته شده است، به حضورتان ارائه می کنیم:
برش هایی از کتاب
-یک شنبه 22/2 65- دوم رمضان المبارک
«بل الانسان علی نفسه بصیره ولو القی معاذیره، یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم»
1-نماز صبح خیلی دیر خوانده شد و تعقیبات چندان مورد توجه نبود
2-کمی نسبتا زیاد تندویی کردم و صدایم را بلند کردم
3-چند مورد چشم نگاه های اضافی به دنیا داشت
4-مزاح های غیر لازم در دو مورد دیده شد، باید دقت یبیشتری در مزاح کردن شود
5-یاد مرگ اصلا تا ظهر وجود نداشت
6-عجب و غرور می خواهد بروز کند
7-در قرآن خواندن احساس می کنم شیطان می خواهد نیت را ریا کردن و قیافه گرفتن برای مردم قرار دهد، باید خیلی مواظب باشم
8-تواضع و خشوع چندان مورد دقت قرار نداشت.










































































خاک عالم برسرمنه بيچاره ي بدبخت. ماکجاي کاريم!!!!!
خاک عالم برسرمنه گنهکار بيچاره ي بدبخت وروسياه….ماکجاي کاريم!!!!
شهداگاهي نگاهي
همین هست که میگن شهید شدن اتفاقی نیست
باید مثل شهید ها زندگی کنی تا مثل شهید ها هم از دنیا بری.
خدایا خداوندا عاقبت کار مارو هم ختم بخیر بفرما…
بارخدایا تورا به عظمت این شهید بزرگوار قسم میدهم که ذره ای معرفت در وجودم قرار بده تا اینان رابفهمم وبشناسم شاید اندکی از لغزش هایم کاسته شود « آمین»
سالهاست بغض گلویم را فشرده و نفسم بالا نمی آید! ولی قدرت فریاد ندارم! … راست گفته اند که در دنیا باید مثل شهدا زندگی کنی و برای خدمت به اسلام و بندگان خدا، شهید شوی تا خدای متعال شهادت در راه خودش را نصیبت کند!!… باور کنید دلم می خواهد شب و روز در کنار مزار این شهید عزیز باشم تا شاید کمال همنشین کمی بر این حقیر اثر کند… واقعا چقدر کلمات و جملات در برابر وصف این فرشته آسمانی فقیرند … و جمله آخر: بر طالع خویش می زنم خنده هنوز/ کز بهر شهادت نی ام ارزنده هنوز/ یاران همه رفتند و گشتند شهید/بیچاره منم که مانده ام زنده هنوز.
درود بر شما
شفاعت شهدا رو براتون آرزومندم