حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه‌شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
اگر شهادت نبود…
6

این پست و دل گویه را به بهانه رجعت پیکر پاک شهید حمید مرادلو از شهدای زنجان تقدیم شما و خانواده عزیزش می کنیم…تقدیم به پدر و مادر شهید که  35 سال چشم انتظار آمدن فرزند بودند.. قصه مرگ در دفتر خون، شنيدن دارد: سلاحي در كف شهيد؛ معبري براي رسيدن، شهدي براي چشيدن و […]

پ
پ

این پست و دل گویه را به بهانه رجعت پیکر پاک شهید حمید مرادلو از شهدای زنجان تقدیم شما و خانواده عزیزش می کنیم…تقدیم به پدر و مادر شهید که  35 سال چشم انتظار آمدن فرزند بودند..

قصه مرگ در دفتر خون، شنيدن دارد: سلاحي در كف شهيد؛ معبري براي رسيدن، شهدي براي چشيدن و سطر كوچكي براي فهميدن…
اگر نشود ماند، بايد كه رفت: دست در دست، بال در بال، تنگاتنگ. و اين، منطق شهيد است. شهيد چندان خبر يافته است، كه به صورتي در خور، بايد آن را در دامان استعداد همه فرو افكند. اين خبرداري را، بايد كه انتقال دهد. براي اين كار، فجري، انفجاري، تلنگري مردانه و آوازي در خون ضرورت مي يابد و مرگ، وسيله مي شود، سبب خير مي شود، تا آن حرف و خبر برسد و شهادت و تشهد و شهود، آشكارا در ميان آيد… انصاف دهيد… شما بگوييد كه بدون كاري كارستان، بي مرگ، چه سان مي توان از عهده برآمد؟! تقويم مرگ را عين تقويم آب، در خشكسالي بي حاصل در نبود مرد و درد، بايد كه ورق زد. بايد گذاشت كه «ذوالجناح» تنها و بي سوار برگردد! بي هضم نيزه هاي شكسته، مگر مي شود شكسته ها را، راست كرد؟!
    •••
  شهادت سلوك انسان هاي خبرداري است، كه از شدت خبر، كاري جز «شهادت» ندارند و برايشان چاره اي نمي ماند، جز «شهادت». اجتناب ناپذير است، چاره اي نيست، اگر شهيدان، شهادت ندهند به خوش خيال هاي مردد، بي خبران خواب آلود و خويشاوندان خميازه و خواب، چگونه بايد ثابت كرد كه: غيرت، حقيقت دارد، دين، حقيقت دارد و خدا حقيقت دارد…

انسان هاي بزرگ، دردهايشان نيز بزرگ است. آنان از هر حقارتي دلگير مي شوند و از كوچك هاي بي شمار در عذاب! مانعي متراكم، در برابر عبورهاي آگاهانه و رفتن هاي مردانه… اصحاب ظاهر كه اعداد و ابعاد، ميزان و معيار آن هاست، پا به پاي «تكاثر» گام مي نهند و تفوق را در تعدد مي نگرند: «ابو پول» و «ابوجهل»اند… ترجمان شيطاني خاك، ترجمان زبوني و زباني آتش، آلودگان متعدد و كوچك هاي بي شمار!… و در مقابل، روح هاي كريم كه از بودن و ماندن در اين تيره فهمي ها، وامانده اند و به تنگ آمده بي اعتنا به اقبال ها و ادبارها، راه خويش مي پويند و كلام خويش را مي گويند: «انما اعظكم بواحده: ان تقوموا لله، مثني و فرادي، ثم تتفكروا…» حرفشان يكي است: يك حرف دارند. پراكنده گويي نمي كنند. اگر پذيرفتيد، همان را مي گويند. اگر هم نپذيرفتيد، دست از حرفشان برنمي دارند. با يقيني سترگ و كلامي بزرگ قامت برافراشته و مطمئن پيغام رسالت خويش را رسولانه و مسئولانه «شهادت» مي دهند: در برابر چشمان مهياي ديدن و گوش هاي آماده شنيدن. اين حرف كدام است؟ اين پيام چيست؟… اين پيام، پيام برخاستن است: تشري برنشستگان. اعتراضي: كه چرا نشسته ايد؟! برخيزيد، بلند شويد، قامت برافرازيد و قيامت كنيد. پا براي رفتن و روح براي برخاستن است: «ان تقوموالله…» در خود ماندن، واماندگي است. در خودماندگي ها، تعدد است، تكاثر است، تظاهر است، اخلاقي مردابي است و ماندابي: لبالب از گندابي و تعفن و سرشار از فرسودگي و تفرعن كه ديگر نه شفافيتي در آن مي ماند و نه زلالي! رسوبي گلين، از جاني كه مي توانست در آغوش و دامان عرشي بنشيند و اينك تنها لاشه اي است اكول و جنازه اي است فضول!…

شهادت مرگ نیست،بی مرگی است.
شهیدان به دردبخور ترین موجودات خاکی هستند. هرکه بیشتر به درد بخورد، به او درد بیشتری میدهند…
اگر کسانی نبودند که بتوانند شهید شوند، هیچ سنگی بر سنگی بند نمیشد…و هرکس که نتواند در پای حرف دین خود بمیرد، در حقیقت، بی دین است!شهید پرده ی شهود را به کناری میزند تا آشکارا شهادت دهد: به هر چیز که باید گفته و دیده شود!شهادت غیرت است. دین، شهادت را به دنیا آورد، تا بی غیرتی فرصت نیاورد که جهان را، پربلا کند!دین، محمد صلی الله علیه و آله است؛ و شهادت، حسین علیه السلام. «حسین منی، و انا من حسین»

شهادت، سرخ است. این سرخی، لهجه ی خونین سربریدگی و دل بریدگی و به راه افتادگی است؛ قنوتی عاشقانه با دلی موج خیز، در دستانی فرا گرفته؛ سفری خیزرانی با درک خون؛ افشای عاشورا، و انتشار کربلا.*

اگر شهادت نبود، (مشهد)خراب می شد.
اگر شهادت نبود، آینه ی شهود، ترک بر می داشت…
اگر شهادت نبود، تشهد به جایی نمی رسید…
اگر شهادت نبود، دین خانه نشین می شد…
اگر شهادت نبود، هیچ کس غیرت نداشت!
اگر شهادت نبود، انقلاب را،شهادت،انقلاب کرد.
اگر کبریت احمر شهادت نبود، تکلیف مرد و نامرد را چه کسی روشن می کرد؟!
اگر شهادت نبود، انقلاب نبود…
…و اینک ماییم، در حضور شهیدان.
پنجره ی انسان، دیدگاه و نگاه اوست.
بدون پنجره ای روشن و باز، روبه روی خدا، نمی توان، حرفی روشن و حنجره ای گویا، رو به مردم داشت.
راستی! ما چه میخواهیم بگوییم و بکنیم؟!
آیا این، درست، همان چیزی است که قادریم با تمامی استعداد و توان خویش از پنجره ی رو به خدا، که شهیدان برایمان گشوده اند، دریافت کنیم؟!
راستی!
اگر شهادت نبود…

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.