اگر شهادت نبود…

این پست و دل گویه را به بهانه رجعت پیکر پاک شهید حمید مرادلو از شهدای زنجان تقدیم شما و خانواده عزیزش می کنیم…تقدیم به پدر و مادر شهید که  35 سال چشم انتظار آمدن فرزند بودند..

قصه مرگ در دفتر خون، شنیدن دارد: سلاحی در کف شهید؛ معبری برای رسیدن، شهدی برای چشیدن و سطر کوچکی برای فهمیدن…
اگر نشود ماند، باید که رفت: دست در دست، بال در بال، تنگاتنگ. و این، منطق شهید است. شهید چندان خبر یافته است، که به صورتی در خور، باید آن را در دامان استعداد همه فرو افکند. این خبرداری را، باید که انتقال دهد. برای این کار، فجری، انفجاری، تلنگری مردانه و آوازی در خون ضرورت می یابد و مرگ، وسیله می شود، سبب خیر می شود، تا آن حرف و خبر برسد و شهادت و تشهد و شهود، آشکارا در میان آید… انصاف دهید… شما بگویید که بدون کاری کارستان، بی مرگ، چه سان می توان از عهده برآمد؟! تقویم مرگ را عین تقویم آب، در خشکسالی بی حاصل در نبود مرد و درد، باید که ورق زد. باید گذاشت که «ذوالجناح» تنها و بی سوار برگردد! بی هضم نیزه های شکسته، مگر می شود شکسته ها را، راست کرد؟!
    •••
  شهادت سلوک انسان های خبرداری است، که از شدت خبر، کاری جز «شهادت» ندارند و برایشان چاره ای نمی ماند، جز «شهادت». اجتناب ناپذیر است، چاره ای نیست، اگر شهیدان، شهادت ندهند به خوش خیال های مردد، بی خبران خواب آلود و خویشاوندان خمیازه و خواب، چگونه باید ثابت کرد که: غیرت، حقیقت دارد، دین، حقیقت دارد و خدا حقیقت دارد…

انسان های بزرگ، دردهایشان نیز بزرگ است. آنان از هر حقارتی دلگیر می شوند و از کوچک های بی شمار در عذاب! مانعی متراکم، در برابر عبورهای آگاهانه و رفتن های مردانه… اصحاب ظاهر که اعداد و ابعاد، میزان و معیار آن هاست، پا به پای «تکاثر» گام می نهند و تفوق را در تعدد می نگرند: «ابو پول» و «ابوجهل»اند… ترجمان شیطانی خاک، ترجمان زبونی و زبانی آتش، آلودگان متعدد و کوچک های بی شمار!… و در مقابل، روح های کریم که از بودن و ماندن در این تیره فهمی ها، وامانده اند و به تنگ آمده بی اعتنا به اقبال ها و ادبارها، راه خویش می پویند و کلام خویش را می گویند: «انما اعظکم بواحده: ان تقوموا لله، مثنی و فرادی، ثم تتفکروا…» حرفشان یکی است: یک حرف دارند. پراکنده گویی نمی کنند. اگر پذیرفتید، همان را می گویند. اگر هم نپذیرفتید، دست از حرفشان برنمی دارند. با یقینی سترگ و کلامی بزرگ قامت برافراشته و مطمئن پیغام رسالت خویش را رسولانه و مسئولانه «شهادت» می دهند: در برابر چشمان مهیای دیدن و گوش های آماده شنیدن. این حرف کدام است؟ این پیام چیست؟… این پیام، پیام برخاستن است: تشری برنشستگان. اعتراضی: که چرا نشسته اید؟! برخیزید، بلند شوید، قامت برافرازید و قیامت کنید. پا برای رفتن و روح برای برخاستن است: «ان تقوموالله…» در خود ماندن، واماندگی است. در خودماندگی ها، تعدد است، تکاثر است، تظاهر است، اخلاقی مردابی است و ماندابی: لبالب از گندابی و تعفن و سرشار از فرسودگی و تفرعن که دیگر نه شفافیتی در آن می ماند و نه زلالی! رسوبی گلین، از جانی که می توانست در آغوش و دامان عرشی بنشیند و اینک تنها لاشه ای است اکول و جنازه ای است فضول!…

شهادت مرگ نیست،بی مرگی است.
شهیدان به دردبخور ترین موجودات خاکی هستند. هرکه بیشتر به درد بخورد، به او درد بیشتری میدهند…
اگر کسانی نبودند که بتوانند شهید شوند، هیچ سنگی بر سنگی بند نمیشد…و هرکس که نتواند در پای حرف دین خود بمیرد، در حقیقت، بی دین است!شهید پرده ی شهود را به کناری میزند تا آشکارا شهادت دهد: به هر چیز که باید گفته و دیده شود!شهادت غیرت است. دین، شهادت را به دنیا آورد، تا بی غیرتی فرصت نیاورد که جهان را، پربلا کند!دین، محمد صلی الله علیه و آله است؛ و شهادت، حسین علیه السلام. «حسین منی، و انا من حسین»

شهادت، سرخ است. این سرخی، لهجه ی خونین سربریدگی و دل بریدگی و به راه افتادگی است؛ قنوتی عاشقانه با دلی موج خیز، در دستانی فرا گرفته؛ سفری خیزرانی با درک خون؛ افشای عاشورا، و انتشار کربلا.*

اگر شهادت نبود، (مشهد)خراب می شد.
اگر شهادت نبود، آینه ی شهود، ترک بر می داشت…
اگر شهادت نبود، تشهد به جایی نمی رسید…
اگر شهادت نبود، دین خانه نشین می شد…
اگر شهادت نبود، هیچ کس غیرت نداشت!
اگر شهادت نبود، انقلاب را،شهادت،انقلاب کرد.
اگر کبریت احمر شهادت نبود، تکلیف مرد و نامرد را چه کسی روشن می کرد؟!
اگر شهادت نبود، انقلاب نبود…
…و اینک ماییم، در حضور شهیدان.
پنجره ی انسان، دیدگاه و نگاه اوست.
بدون پنجره ای روشن و باز، روبه روی خدا، نمی توان، حرفی روشن و حنجره ای گویا، رو به مردم داشت.
راستی! ما چه میخواهیم بگوییم و بکنیم؟!
آیا این، درست، همان چیزی است که قادریم با تمامی استعداد و توان خویش از پنجره ی رو به خدا، که شهیدان برایمان گشوده اند، دریافت کنیم؟!
راستی!
اگر شهادت نبود…

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code