وصیت نامه شهید محرابعلی اکبری
تاريختولد :1348/04/02
تاريخ شهادت :64/12/22
بسم الله الرحمن الرحيم
ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون آل عمران 169
اول سلام و درود بر مهدى موعود (عج) و نايب برحقش، امام خمينى، يارى دهنده مظلومان و درهم كوبنده ستمگران و سلام بر شهيدان راه حق و سلام و درود بر رزمندگان اسلام در جبهه هاى حق عليه باطل.
اينجانب محراب على اكبرى، فرزند نجات الله اكبرى وصيت نامه را چنين آغاز مى كنم: شهادت مرتبه اى نيست كه همه لايق آن باشند. اين وصيت نامه را هم از آن بابت مى نگارم كه احتمال شهادت برايم بسيار بعيد مى باشد. ولى به هر حال آرزو بر جوانان عيب نيست. آنچه به وحشتم مى اندازند، روز قيامت و شدت گناهان دنيا براى اينكه هر چه كنم، اميد به رهايى از آتش دوزخ نيست. فقط يك راه نجات هست كه مى توان اميدواربود، آن شهادت است. چرا كه اولين قطره خونى كه از او ريخته شود، تمام گناهانش پاك مى شود. البته اين را هم مى دانم كه شهيد بايستى مراحل مقدماتى در اين دنيا طى كند و هيچ كس بدون طى مراحل لازم به اين افتخار نائل نمى گردد و از اين جهت وضع من بسيار ناراحت كننده است. بهر حال شايد به بركت خون شهيدان و در فضاى عطرآگين كربلا، رحمت خداوندى شامل حال من نيز شود.
آرى عزيزانم! اين انقلاب نشانم داد كه عابدان هفتاد ساله چگونه به لجنزار گناه غلطيده اند. آرى جايى كه عقاب پر بريزد، از پشه ناتوان چه خيزد. آرى عزيزان! انسان امانت خداوندى است و دنيا امانتدار اوست. انسان يك روز خواهد رفت، پس چه بهتر كه در راه خداوند متعال كشته شود.
اى پدرم و مادرم و مادر بزرگم!
من مى دانم كه شما شانزده سال زحمت كشيده ايد تا مرا بزرگ كنيد يا اينكه پسر خوبى نبودم براى شما. خواهمشندم زحمات خودتان را حلالم كنيد و از ديگران هم برايم حلاليت بگيريد و هيچ گونه از مردن من ناراحت نباشيد.
براى اينكه من امانتى بودم در نزد شما براى اجراء كردن دستورات خداوندى و شما امانتدار خداوند بوديد. حالا خداوند امانت خودش را از شما گرفت و برده به دنياى ديگر كه آن دنيا، دنياى حقيقى است. تنها خواهشى كه دارم، از شما برايم گريه نكنيد، بلكه شب جمعه به روى قبرم بياييد و افتخار كنيد.
اما سلام مرا به همكلاسهايم و مربيانم و دوستانم برسانيد و من خيلى از آنها و شما تشكر مى كنم كه مرا آگاهى داديد و به من فهمانديد كه دفاع از اسلام، دين، شرف و عفت يعنى چه؟ شهادت يعنى چه؟
به مادرم و پدرم و مادر بزرگم و خواهرم و برادرانم تبريك و تسليت عرض مى كنم و اى مادرم و پدرم! اگر سلامت برگشتم، با پيروزى و موفقيت مى رويم به زيارت امام حسين (ع) و على اكبر در كربلا، اگر هم شهيد شدم،شما حتما به كربلاى امام حسين خواهيد رفت. مرا هم در آنجا ياد كنيد و به امام بگوييد: كه او هم به شما لبيك گفت ودر ضمن خداوند را در همه كارهايتان و در همه حال از ياد نبريد و يك خواهش از شما دارم كه جنازه مرا به روستاى(پابند) ببريد و در وسط دو شهيد راه حق پابند به نام برادرم مصطفى تيمورى و برادرم حسينعلى مرادى دفن و كفن كنيد و اميدوارم تا آخرين نفس امام را تنها نگذاريد.
در ضمن آنطوري كه به ياد دارم به كسى بدهكار نيستم و از كسى هم طلبكار نيستم و اين خواهش را هم از شما دارم كه حتى با چنگ و دندان هم شده، بجنگيد و اسلام را از دست ندهيد. اگر دين اسلام و رهبرى را از دست بدهيد،ديگر كشورهاى ابرقدرت بر كشور ايران تسلط خواهند {يافت}.
آدرس: استان زنجان ـ شهرستان خدابنده ـ روستاى پابند ـ مهرابعلى اكبرى ـ فرزند نجات الله اكبرى.
64/11/15











































































ثبت دیدگاه