حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

سه‌شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
اگر اسارت نبود…!!
3

  تقدیم به تمامی مادران خواهران و همسران صبور شهدا هرچند كه دوش و دل و دست زينب، خسته و زخمي‌ست اما، مگر مي‌شود كه جان خويشتن را، جا گذاشت؟!يك تن بايد باشد…يك تن بايد باشد، كه پيكر پرخون كربلا را – اُفتان و خيزان – بر دوش كشد، و با خويش به پشت «جبهه» […]

پ
پ
 
تقدیم به تمامی مادران خواهران و همسران صبور شهدا
هرچند كه دوش و دل و دست زينب، خسته و زخمي‌ست اما، مگر مي‌شود كه جان خويشتن را، جا گذاشت؟!يك تن بايد باشد…يك تن بايد باشد، كه پيكر پرخون كربلا را – اُفتان و خيزان – بر دوش كشد، و با خويش به پشت «جبهه» آورد، و همه جاي را جبهه سازد! و بوي كربلا و، رنگ عاشورا را – در همواره‌ي همه جا – برافشاند و، برانگيزاند… يك تن بايد باشد  كه نامردي «ابن زياد»، دنيازدگي «ابن سعد» و بي‌ديني «يزيد» را بر زبان آورد!…
 یك تن بايد باشد، كه نگذارد كربلا را زنده به گور كنند!
  … و زينب،
 همان يك تن است؛
 و يكايك زينبي‌ها، نيز هم!
بي‌دردي، بي‌معرفتي‌ست.
آن كه درد را تشخيص نمي‌دهد، از عهده درمان – نيز – برنمي‌آيد.
اهل درد كه باشي، با گوشه چشمي هم، به درمان مي‌تواني رسيد.
دردهاي بهنگام، زبان زيبا و گوياي زندگي‌ست؛
و همه هنر صبوري دلسوزانه و دردمندانه زينب – هم – در همين بود كه نگذارد دردها را دفن كنند. هر جا كه مي‌رفت، از دردها مي‌گفت:
از درد مردان كربلا؛ از درد مردان شهادت؛ از دردهاي درمانگر؛ از دردهاي چاره‌ساز؛ از دردهاي بيداري آور؛ از دردهاي رهايي‌بخش!
خواهر كربلا، از خون دل‌هايي مي‌گفت كه اگر نبود، بي‌دردي و بي‌غيرتي همه جا را مي‌گرفت.
خواهر خون – ام‌المصائب –
به پرستاري و شكوفايي دردها و غم‌هاي شيرين و آگاهي‌بخش، برخاسته بود.
او، از اهل درد و غيرت و خون، سخن سر مي‌داد.
او، از بي‌مرگي و ماندگاري و پايداري، مي‌گفت.
او، زيبايي زندگي را تبيين مي‌كرد؛
و بر سر گيجي و واماندگي و بي‌قيدي اهل دنيا، بانگ برمي‌آورد.
در دارالاماره كوفه، وقتي كه زينب، نظريه زيباشناختي و خوش‌بيني و زيبانگري‌اش را بر زبان مي‌آورد،
هيچ قدرتي را ياراي آن نبود، كه از تحير تاريخ، جلوگيري كند!
 و همين بيانيه كوتاه او – در كلامي كوچك – براي تغيير حال و هواي همه زمان و زمين، كافي بود؛ كه مي‌گفت:
 ما رايت الا جميلاً!
 من كه
 – در اين پيچ و تاب‌ها و فراز و فرودها –
 به غير از زيبايي و شادكامي، هيچ نديده‌ام!
   
پيش از زينب، اسارت، اين همه نبود!
تنها زبوني بود و، سركوفت و گرفتاري و، زاري و، پريشاني.
اما، زينب كه آمد؛
سر بر دامان او بزرگ شد، حيثيت پيدا كرد، تناور شد و به راه افتاد،
شهادت را بر دوش كشيد؛ و اسارت، شد انتشار شهادت!…
شهادت، طرح كربلاست؛ و اسارت، شرح آن.
طرح شهادت، در نبود شرح اسارت، هنوز كامل نيست؛
و دغدغه اسارت
همه اين است كه نكند كسي نفهمد بر سر كربلا، چه آمده است؟!…
خبر دادن و خبردار كردن، رسالت راستين اسارت است.
همه بايد از ماجراي كربلا، سردرآورند؛
همه بايد بفهمند چه شده است!
خبرداري و آگاهي و رهايي،
در گستره‌اي از تناوري و شكوفايي و زيبايي…

شهادت، طرح کربلاست
                          و اسارت، شرح آن!
                         طرح ِ شهادت ، بدون شرح اسارت، کامل نيست….
عاشورا،
                         تقدير تاريخي انسان است:
                         طرحي ازلي ـ ابدي، براي زنده ماندن ِ انسان !
عاشورا،
                         يک نيمروز، بيشتر نيست
                         که در آن، شهادت ـ به روشني ـ بر سر ِ تکليف ِ خويش، ايستاده است!
و بعد از آن،

                         اين “اسارت ” است که بايد به رسالت خويش بر پاي خيزد

                         و همان يک روز را، در برابر چشم همهء روزگار بگيرد! ….

خبر دادن و خبردار کردن، نقش اصلي ِ اسارت است:

همه بايد خبر دار بشوند

     همه بايد بفهمند چه شده است!

            هنر دردمندانه اسارت در اين است که نمي گذارد،

                                           هيچ کس در بي خبري به سر آورد!

                                                    همه بايد از ماجراي کربلا، سر در آورند
دغدغه ی اسارت

    اين است که نکند کسي نفهميد باشد که بر کربلا، چه گذشته است؟! …

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.