حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۳ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
روحانی شهید نوروز بیات
4

زندگینامه روحانی شهید نوروز بیات شهيد نوروز بيات در اول مهر ماه 1349 در قره آغاج از توابع شهرستان زنجان در خانه‌اي لبريز از الطاف الهي متولد شد و در دامان پدر و مادري مؤمن و مهربان رشد يافت. محيط مذهبي خانواده زمينه ساز پرورش او بود. به همين دليل بود که از زمان کودکي […]

پ
پ

زندگینامه روحانی شهید نوروز بیات
شهيد نوروز بيات در اول مهر ماه 1349 در قره آغاج از توابع شهرستان زنجان در خانه‌اي لبريز از الطاف الهي متولد شد و در دامان پدر و مادري مؤمن و مهربان رشد يافت. محيط مذهبي خانواده زمينه ساز پرورش او بود. به همين دليل بود که از زمان کودکي از صفاي خاصي برخوردار بود و تقوا و اخلاص فراوان، تمام وجود او را فراگرفته بود. هر چه بزرگتر مي‌شد ويژگي‌هاي ممتازش آشکارتر مي‌گشت. با وجود استعداد سرشاري که از همان کودکي در او مشاهده مي‌شد، در پنج سالگي وارد دبستان شد. دوره ابتدايي را در روستا گذراند و در همين سن بود که نماز را کامل مي‌خواند.
بعد ازمدتي براي ادامه تحصيل به زنجان آمد و در مدرسه راهنمايي شهيد باهنر به درسش ادامه داد دوران تحصيل همه ساله با معدل عالي شاگرد اول مي‌شد و هميشه به علت هوش سرشار با نمرات عالي از يک‌طرف
و به دليل اخلاق شايسته‌اش که جهت دهنده هوش زياد او بود، از سوي ديگر مورد تحسين و تشويق مسئولين مدرسه و افراد فاميل قرار مي‌گرفت.
سرانجام علاقه به تحصيل علوم ديني او را به سوي حوزه علميه زنجان کشاند تا از کلام و سيره ناب ائمه اطهار خود را سيراب کند از اين‌رو با تمام وجود و جديتي فراوان دروس ديني را شروع کرد. با آغاز جنگ تحميلي با شوري سرشار ولي بي‌قرار، آن چنان بذر عشق عميق و نيرومندي بر جانش ريشه دواند که جز سر به راه دوست دادن، سوداي ديگري در سر نداشت. به زورقي از ايمان و توکل نشسته بود و در امواج سهمگين سختي‌ها سخاوتمندانه راه مي‌پيمود و شرافتمندانه جان مي‌بخشيد. از سينه سبز الوند آب جديت مي‌نوشيد و نجواي تعالي، ترنم لبهاي خشکيده‌اش بود شوق، شهادت در دلش موج مي‌زد و اين شيفتگي در برافروختگي صورتش زيباتر مي‌شد. او در حوزه زلال بهترين گفته‌ها، حديثها و تفسيرها را بر دل وسيعش نشانده بود و وسوسه‌هاي رنگها در قلب شفافش راهي نداشت. دو سه بار عازم جبهه شد و به عنوان کمک آشپز در کنار رزمندگان اسلام دل به دلدار بست. مي‌خواست به هر روشي که مي‌تواند خدمت کند و بعد از 4 ماه به خانه بازگشت. و به دروس حوزوي مشغول شد ولي آيا کسي که مجنون کوي يار شد، آرامش دارد؟ اين تلاطم دروني‌اش بار ديگر او را به جبهه کشاند تا جان را تقديم جانان کند. او به راهي قدم مي‌گذاشت که خود برگزيده بود. سرانجام در تاريخ 4/12/1365 در سرزمين خونين شلمچه آن جا که ملائک‌ براي دوستان خدا بال و
پرگشوده بودند، در عملیات کربلای 5 به ديار معبود و سراي باقي شتافت.
او رفت تا به آنها بپيوندد که نور کلامشان سنگر را روشن مي‌کرد و با حضوري برجسته پشتيبان و ياور آن امام غايب بودند.
پیکر مطهرش بعد از تشییع در گلزار شهدای پایین زنجان به خاک سپرده شد.
«يادش گرامي و راهش پر رهرو باد»

وصیتنامه

بسمه تعالی
من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدو ا الله عليه فمنهم من قضي نحبه و منهم من ينتظر و ما بدلوا تبديلاً (سوره احزاب/23)

از مؤمنان، مرداني هستند كه به هر عهدي که با خدا عهد بستند وفا كردند، بعضي بر آن عهد ايستادگي كردند تا به شهادت رسيدند و بعضي ديگر منتظر(شهادت) هستند و هرگز عهد خود را نشكستند.
اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله. شهادت مي‌دهم به يگانگي خدا و رسالت پيامبر اكرم -صلي الله عليه و آله- و به امامت ائمه -عليهم السلام- و در زمان غيبت به ولايت فقيه ايمان دارم كه امروز امام عزيز بر مسلمين ولايت دارد.
انسان يك روز به دنيا مي‌آيد و روزي هم از دنيا مي‌رود و چه بسا که بهتر است در راه مكتبش و هدفش كشته شود. شكر خداي را كه توفيق يافتم در راه مبارزه ی حق عليه باطل شركت كنم و آنچه را که دارم در طَبق اخلاص نهاده، تقديم ايزد منان كنم.‌ آن چه حسين-عليه السلام- و يارانش و تمام رزمندگان صدر اسلام پروانه‌وار دور آن مي‌گشتند من هم آن را بازيابم(یعنی شهادت). آيا اگر كسي که با چشم خود ببيند كه جنايتكاران و متجاوزان، دست به سوي اسلامش، شرف كشورش دراز كرده و قصد نابودي آن داشته باشد، سكوت اختيار كند؟! من اكنون مي‌روم كه با خدا ملاقات كنم. مي‌روم تا آن آتشي كه در درونم مشتعل شده، آن را خاموش كنم. من هم اكنون به سوي سنگر خالي همرزمم مي‌روم. به سوي لانة با صفاي جبهة جنگ پرواز مي‌كنم كه دشمن بداند هيچ موقع سنگر خالي نمي‌ماند؛ اما بايد از رهبرم و امامم قدرداني كنم كه مرا از سیاه چالها و گرداب‌هاي روزگار كه به سوي پرتگاهي روانه بودم، نجاتم داد و راهنما شد.
اما پدر و مادر عزیز و زحمتکشم نمي‌دانم از شما چگونه تشكر كنم كه مرا براي چنين راهي تربيت كرديد. تو اي مادر جان! يادم هست با اینکه زحمتها در بزرگ شدن من کشیده ای در آن موقعی که خواستم از شما جدا شوم گفتي: پسرم! مواظب خودت باش كه بي‌خودي كشته نشوي. آري مادرم! در سنگر بودم، اين جمله از يادم نمي‌رفت كه بايد بي‌خودي كشته نشوم. پدرجان و مادرجان! هيچ قطره ای در مقیاس حقیقت در نزد خدا از قطره خوني كه در راه خدا ريخته مي‌شود، بهتر نيست كه رسول اكرم -صلي الله عليه و آله- مي‌فرمايد:
« فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ بَرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ اَلرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِرٌّ » و من مي‌خواهم با اين قطرة خون به معشوقم برسم، به خدا !
بعد از مرگ من، برايم گريه نكنيد.گریه بکنید برای امام حسینی که در دشت کربلا تنها مانده بود که هل من ناصر ینصرنی می گفت:
ننه جان! خدا به تو صبر بدهد. تو بايد افتخار كني و هميشه سرت را بالا بگيري كه پاره‌اي از وجودت (پسرت) را در راه خدا داده‌اي. آقا جان! شما هم به خود بباليد و صبور باشيد و افتخار كنيد كه راه امام حسين -عليه‌السلام- را رفته‌اي و پسرت را در راه اسلام فدا كرده‌اي. مادرم، پدر جان! اگر مرا ندیدید حلال كنيد و از تمام دوستانمان حلاليت بگيريد. اميدوارم برادرانم و دوستانم، بعد از مرگ من بتوانند با پايداري، مرز و بوم اين كشور اسلامي را از دست دشمنان پليد و كافر پاك گردانند. امام را دعا کنید او بود که ما را از چنگال دشمنان نجات داد.
خدایا تمام ما را از فداکاران اسلام قرار بده.
نوروز بیات 15 بهمن ماه 1365 (امضا)

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.