(بسم الله الرحمن الرحيم))
((قاتلوهم يعذبهم الله بايديكم و يخزهم و ينصركم عليهم و يشف صدور قوم مومنين و يذهب غيظ قلوبهم و يتوب الله على من يشا والله عليم حكيم)) (سوره توبه، آيه 14و15)
با درود و سلام بر خاتم انبياء محمد مصطفى (ص) و ائمه معصومين (عليهم السلام) و با عرض سلام خدمت حضرت امام امت، خمينى كبير و اميد امام و امت حضرت آيةالله منتظرى، قائم مقام رهبرى (حفظه الله تعالى) و با عرض سلام بر تمامى شهداى راه حق و حقيقت، بالاخص شهداى جنگ تحميلى عراق عليه ايران و با عرض سلام بر حزب الله پيرو خط امام. به اميد پيروزى رزمندگان حق عليه باطل و طولانى شدن هر چه بيشتر عمر امام امت، چند كلامى را به عنوان وصيت برحسب وظيفه مى نويسم. اميدوارم كه عاشقان كوى حسين، توشه ره بردارند و بتوانند،آنطور كه بايد و شايد بندگى خداوند را بكنند.
اى مردم! اى دوستان و آشنايان و اى كسانيكه فرياد نوشته هاى من به گوش شما مى رسد، توجه شما را به چند مسائله جلب مى كنم:
اول اينكه از شما مى خواهم، اين امام عزيز را تنها نگذاريد و سعى كنيد كه به تمام معنا، مقلد او باشيد كه مقلد او بودن در روز جزا افتخار خواهد بود و مقلد بودن به اين است كه پشت سر او حركت كنيد و هميشه حرفهاى او را به گوش دل بشنويد و همچنين در مورد جنگ و جبهه كوتاهى نكنيد كه اگر سستى كرديد، به قول امام اول ما شيعيان،حضرت على (ع) ظالمان را با دست خودتان بر خود مسلط كرده ايد. و اميد است كه در مورد برخورد با مسائل، كمال دقت را بكنيد. كه ممكن است، كوچكترين اشتباه شما، بزرگترين صدمه را به دين و شريعت مقدس اسلام وارد آورد و همچنين سفارش مى كنم، شما را درباره خانواده هاى محترم شهداء، مفقودين و اسراء كه به حق بر گردن همه ماحق دارند. مبادا شخصى به يكى از ولى نعمتهاى ما اهانتى بكند كه گويا به خانواده حسين (ع) بى اهميتى كرده است و سفارش مى كنم، شما را به خط مستقيم بندگى خدا و در راه خدا بودن به خاطر اينكه همانطورى كه خداوند مى فرمايد: ((ان الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء والله يعدكم مغفرة منه و فضلاوالله واسع عليم ))بقره 268.
از آنان كه از راه خدا فاصله گرفته اند مى خواهم، برگردند كه خداوند، توبه پذير و مهربان است و اگر شما مى خواهيد در دنيا سعادتمند باشيد و به زيباييها دست يابيد، به راه خدا آييد كه هر چه زيبايى است در همين راه است و بس.
اگر كسى خيال مى كند كه در غير اين راه هم چيزى است، سخت در اشتباه است; به خاطر اينكه من خودم درك كرده ام بعضى از آنچه را كه بندگى خدا مى دهد و چيزى به جز حلاوت و شيرينى نديده ام و اميدوارم كه شما نيزاز اين راه كام برگيريد كه فضل و رحمت خداوند آنقدر زياد است و به هر كس كه بخواهد، عطا مى كند. از آن چيزهايى كه ديده ام و برايم محقق شده است، اين است كه يك موقع در ايام جوانى كه زمينه گناهى برايم پيش آمد كه من از آنجا فرار كردم و به خدا پناه بردم از آن عمل. در شب كه براى نماز شب بيدار شدم، نورى را ديدم كه از آسمان به زمين آمد و موقعى كه اقامه نمازم تمام شد، اين نور به شبهى بزرگ مبدل شد و نور خيره كننده اى كه من از وصف آن عاجزم، پديدار شد به طورى كه زمين مانند روز روشن شد و خلاصه، تا دو الى سه ساعتى كه اين شبه برايم پديدار بود، من چنان لذتى مى بردم كه تاكنون نمونه اش رانديده ام. و اين اتفاق بار ديگر به همان علت تكرار شد. و خلاصه اين نمونه ها زياد است و اين را به عنوان نمونه ذكر كردم تا آنان كه برايشان مشكل است، درك كنند و بفهمند كه قضيه ازچه قرار است.
آرى! اى برادران و خواهران هر چه سعادت و خوشى است در بندگى خدا است و هر چه شقاوت و بدبختى است در گناه و راه شيطان است. بر شما باد، پيروى از خدا و دورى از شيطان اگر مى خواهيد در روز قيامت در كنار رسول خدا و ائمه معصومين باشيد بر شما باد عبادت و بندگى خالصانه خدا. از او با گريه و زارى بخواهيد تا توفيق بندگى اش را به شما عنايت كند. بر شما باد، دعاى كميل و دعاى توسل و ندبه و سمات كه هر چه هست از اين دعاهاست. بر شما باد، نماز جمعه و جماعت و خلاصه بر شما باد، خدايى شدن، نه شيطانى شدن كه انسان گوهر گران قيمتى است و نبايد ارزان خود را بفروشد.
نمونه ديگر آنچه كه ديده ام اين است كه من هر وقت كه به قم براى زيارت مرقد مطهره حضرت معصومه (سلام الله عليها) مشرف مى شدم و براى ورود سلام مى كردم اگر جوابم را مى شنيدم وارد مى شدم و الا دوباره اذن دخول و سلام مى كردم، تا جوابم را بدهد و يك بار كه داخل شدم به آن حضرت عرض كردم، چرا كه به ديدن شما مى آييم، شما به بازديد ما نمى آييد و در شب همان روز كه در مهمانخانه آن حضرت خواب بودم، ديدم كه آن حضرت با حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بر من وارد شد و در كنار من نشستند و حضرت زهرا (س) با زبان تركى به من فرمودند كه چه كار دارى؟ گفتم كه من كارى ندارم. آنگاه حضرت زهرا (س) به حضرت فاطمه معصومه (س) فرمودند كه: ديدى كه مرا از مدينه آوردى اينجا و … و بعدا رفتند كه من از خواب بيدار شدم و از اين بى ادبى كه كرده بودم، ناراحت شدم و اثرى از آنها نيافتم.
نمونه ديگر اينكه در ايستگاه حسينيه (جاده اهواز ـ خرمشهر) در داخل سنگر مشغول نماز بودم كه بوى خيلى گوارا و جالبى را حس كردم و بعد كه نمازم تمام شد، ديدم كه هيچ كس در سنگر نيست و وقتى شروع كردم به نماز دوباره اين بو را احساس مى كردم.
لذا اى برادران! بر شما باد به راه خدا بودن و به جبهه آمدن. ضمنا بعضى مواقع كه به حضرت ولى عصر (عج) سلام مى كردم، جواب مى شنيدم و …
براى قرائت وصيت نامه ام از برادر عزيز حجت الاسلام مى خواهم كه اگر صلاح بدانند، اين وقايع مذكور را قرائت فرمايند و الا اصل وصيت نامه قرائت شود. به اميد پيروزى نهايى، زيارت مرقد مطهر حضرت اباعبدالله الحسين، آزادى اسراء، طولانى شدن عمر امام و اميد امام و پيروزى حركتهاى اسلامى در جهان، نزديكى ظهور فرج ولى عصر (عج) شما را به خدا مى سپارم و از تك تك شما حلاليت مى طلبم و اميدوارم كه اگر خدايى نكرده، باعث ناراحتى شما شده ام، مرا ببخشيد. خداحافظ همگى شما.
در آخر بار ديگر تكرار مى كنم كه در همه كارها خدا را از ياد نبريد تا به رستگارى و فلاح برسيد.
مورخه 12/11/1364 (امضاء)
وصيت نامه اصغر اللهيارى












































































ثبت دیدگاه