محمد ناصر شهید شده بود. رفتیم برای وداع آخر.
سربند يازهرا پيدا نكردم به پیشانی اش ببندم.سربند الله اکبرهمراهم داشتم که دادم به پيشاني محمدناصرببندند.دستهايي كه پيشاني ناصررو مزين به ذكر الله اكبر كردند دستان شهيد علیرضا مولايي و منصورسودي بود.هردو بالاي سر ناصر نشسته بودند وازظاهرشون معلوم بود كه دردل می کنندو شکوه که چرا ناصررفت وآنها مانده اند؟! واين نجوا سوخت و سوز داشت.اما خوش به سعادتشان كه به آرزوي ديرينه خود رسيدند
روحمان به شادي روحشان شاد
راوی:خواهرشهید محمدناصراشتری












































































ثبت دیدگاه