بسمه تعالی
دستنوشتهی شهید ولیالله مسلمی
كسي غمخوار مادرم نيست به از او در جهان كسي ياورم نيست
پس از حق ميپرسم مادرم را كه غير از عشق مادرم درس هم نيست
دگر آغوش مادر جان من نيست در يك گاه دامنش ما و اما اين نيست
از آن روزي كه از دار خانه رفت كسي غمخوار هم واي من نيست
تو شيرين من ابراهيم اي يار بگو غم ز پا، افتادهام اي يار
براي خاطر شيرين لب تو برایت جان شيرين دادم اي يار
چه آزادي مدد كن بر اسيران بگير اندر جوان دست پيران
هميشه حرمت ايشان نگهدار وگرنه من شدي روزي پشيمان
این شعر در پایگاه 4
ولیالله مسلمی 9 مهر1370











































































ثبت دیدگاه