اسلامی، باقر: دوم فروردین 1340، در روستای حاج آرش از توابع شهرستان زنجان به دنیا آمد. پدرش شاه علی و مادرش محبوبه نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. جوشکار بود. سال 1361ازدواج کرد و صاحب دو پسر و یک دختر شد. به عنوان پاسدار وظیفه در جبهه حضور یافت. سیزدهم اردیبهشت 1366، در اهواز غرق و شهید شد. مدفن او در مزار پایین شهرستان زادگاهش واقع است.
وصیتنامه:
خدايا! به من ايمانى عطا كن كه هميشه حضور تو را در قلبم احساس كنم. معبودم! مرا بر نفسم وامگذار و خودت را در دلم جاى ده مرا از ماديات دنيا دور بدار و گناهانم را ببخش و بيامرز و به پدر و مادرم شفاعت كامل عنايت فرما ايزدا! در حالى كه قلبم مملو از گناه است با دل و قلبى شكسته به تو روى مى آورم و مى خواهم بر گناهانم {قلم} عفو كشى. خدايا! اگر مرگ من خدمت به اسلام است، مرا بميران و اگر حياتم به منفعت اسلام است، مرا زنده نگهدار (آمين يا رب العالمين).
ولى اميدوارم پدر و مادرم مراببخشند. همچنين مشهدى محمد اسلامى ـ برادر عزيزم ـ زحمت مرا خيلى خيلى كشيده است، اميدوارم مرا ببخشد و حلالم كند. همچنين برادر عزيزم يوسف اميدوارم مرا ببخشد و حلالم كند و تمام فاميلمان مرا ببخشند و حلالم كنند. (ان شاءالله رب العالمين).
خاطره:
صبح که از خواب بیدار شدم همسرم را در خانه ندیده ام . بیرون رفته بود وقتی آمد . پرسیدم کجا بودی ؟ اول سلام داد و به خانه سلام کرد
– خندیدم و گفتم : چرا به خانه سلام می کنی .
– گفت: اولا سلام دادن ثواب داره و سلامتی می یاره. دوم اینکه شاید فرشته ها در خانه باشند باید به آنها هم سلام کرد آنها هستند که جواب سلام ما را بدهند پس سلام کردن عیبی نداره . از آن به بعد من هم سلام می دهم.











































































ثبت دیدگاه