قصه غوّاصاں انقلاب امام خمینی (ره) عجب حکایتی دارد. از هر وجهش بنگری هزاران اعجاب و شگفتی در منظر دل ها و دیده ها می نمایاند، عقول ظاهری با ابدان ناسوتی حیران از تقبل و باور اقدام مردان مردی است که در تنور ولایی مولایشان جان در طبق اخلاص نهادند و دل و جان به آب خروشان اروند سپردند تا عالمیان را متحیر سازند.
مادر ایران اسلامی فرزندانی را به آب انداخت به امید آنکه هر کدام را چونان موسی صاحب يد بيضا كند تا خرق عادتى باشد و حجتی بر جمود و جهل فرعونیان زمان، غافل از اینکه همه تن بیضا شدند، پسران دریایی ایران خود معجزه گشتند.
شعاع فیروزه ای نگاهشان در اعماق آب، در ثمینی بود که خداوند را شیفته كرد مگر نفرمود: «و مَن عَشَقَنى عَشَقْتُهُ » و شما را به کارزار عشقی کشاند و بازی برد – برد را با عروجشان معنایی اصیل و ناب بخشیدند و مَن عَشَقْتُهُ قَتَلْتُهُ»، آری خدا به شکار لؤلؤ و مرجان های اروند حریص بود و شگرف معامله ای هم خریدار و هم فروشنده کردند و عجب سودی بردند و ما هنوز در مرداب تنگ بی اقبالی خود گیر افتاده ایم، آی فرزندان دریایی ایران مددی.
غریبانه جان دادنشان هم حکایتی اصیل و اسطوره ای دارد. نصف روز عاشورای حسین (ع) چنان تاریخ بلند خلقت را تا انتهای آفرینش راهبری می کند که راه اقامۀ هرگونه دعوی از سنخ جهالت و قصور و سکوت را سد می کند و این است حجت بالغه، رشحاتی از آن، چنان ظرفیت و جذبه ای در طایفه غواصان ایران ایجاد کرد که نظام خلقت را سرتاسر چشم نمود و همه آفرینش با تمام استعداد در میدان زیر آب به قد و قامت آنها اقتدا کرد. ذكر قنوتشان غلغله در ملك زمين و آسمان انداخت و بلندای تکبیرشان لرزه بر اندام عابدان، عرفان با تمام موجودیت خود در ایستگاه عشق و عرفان آن ها پیاده شده به امید درك أدنى مرحلة سلوكشان وکسی را جرأت اطوار نباشد و به حق گفت که:
نماز در خم آن ابروان محرابی کسی کند که به خون جگر طهارت کرد
آی غواصان، ساحل نشینان كنج عادت سخیف عافیت را دریابید و ما را نیز دریایی کنید.
در شب عملیات های کربلای ۴ و ۵ و والفجر ۸ تازه می شد فهمید چرا برای رسیدن به سرچشمه عرفان باید به آب و آتش زد و شما به تمام معنا به این معنا مصداق عینی بخشیدید. آبی به خروشانی اروند و آتشی از گلوله ها که سطح آب را می نواخت و بر سرتان می ریخت ، بی آنکه حائلی بین شما و او باشد . حتی اگر گلوله خوردید هم نباید ناله کنید و سر در دامن آب فرو برده تا ناله هایتان را به اقیانوس ،برید چرا که عملیات در خطر لو رفتن است شاید حکایت حضور خالق در لحظه جان دادن بر بالین تان از همه حکایت هایتان غریب تر باشد. وقتی تلاطم شط و شكنج جریان وحشی اروند و مظلومیت سیر مخفیانه و بی بازگشت تان را می بینم که چگونه حتی به هنگام زخمی شدنتان مأمن و پناه گاهی جز بالین موج ها و سنگری جز دامن آب ندارید ، نباید ناله کنی و نه به سطح آب برگردی ، نه زمینی زیر پایت و نه امدادگری که به او پناه ببری ، نه راه پس داری و نه را پیش ، تویی و خدای تو سر این كلام رسول مودّت كه فرمود: خداوند ملك الموت را برای قبض روح همۀ افراد مامور ساخته است ، مگر شهیدان جنگ دریایی ایشان آنقدر مقام و فضیلت دارند که خداوند روحشان را خود قبضه می کند» و این که « اجر شهید در آب دو برابر شهید در خشکی است را می توان بهتر درک کرد که چگونه خدا از عرش تا دریا آمده و جان شما را تمام می ستاند بدون واسطه و چه میعادگاهی است که جز خالق و مخلوق در آن حضور ندارند و چه اجر لا يوصفی که ارزانی شما می شود، چه فرح بخش است داستان سفر دریایی شما.
می گویند آواز و موسیقی عشق از آواز ققنوس پدید آمده است اما آهنگ عشق پدید آمده از ققنوسان اين سرزمين کجا و موسيقى عشق ققنوس اساطیری کجا، این از جنس حقیقت است و آن مجاز وقتی ققنوسان دريايي ملك ايران خود را در اروند آتش زدند و بال افشان مرگی آرمانی را رقم زدند و تولدی دیگر را از کنار دریای خون و آتش به این مرز و بوم هدیه نمودند دیگر پرنده افسانه ای و ماجرای آتش زدن و تولد دگر باره اش به فراموشی سپرده شد. حیاتی جاودان که با سرانگشتان نحیف خورشید رشحات همیشه سبز عشق و شور و شیدایی را تا انتهای تاریخ زندگی به نسل های این سرزمین ارزانی داشت و این چه عشقی است لا يُدرك و ورای قیل و قال:
هر چه گویم عشق را شرح و بیان چون به عشق آیم خجل گردم از آن
نقش غواصان در دفاع مقدس
جنگ پس از فتح خرمشهر و با عملیات هایی چون فتح الفتوح، فتح المبین و بیت المقدس به نقطه ای رسیده بود که جبههی استکبار و عربی بر پیشنهاد صلح پافشاری می کردند صدام نیز که قدرت حفظ متصرفات قبلی را نداشت با عقب نشینی از برخی اراضی ایران، نبرد از میدان های جنگ را به عرصه های سیاسی کشاند و بدون آن که شرایط حاکم بر عرصه نبرد در متجاوز بودن رژیم بعث به عنوان آغازگر جنگ لحاظ شود و نیز شرایط ایران برای صلح مد نظر قرار گیرد، با به دست آوردن وجهه صلح طلب و اشعار آن در دنیا سعی داشت هم ایران را وادار به پذیرفتن شرایط جدید خود بکند و هم با نگاهی به چند ماه آینده با میزبانی «کنفرانس سران کشورهای غیر متعهد در بغداد ریاست آن را به مدت ۸ سال عهده دار شود، و به مثابۀ آن شرایط دلخواه و غیر واقعی خود را به گرده ایران تحمیل نماید. ایران نیز در این رهگذر برای برگزاری کنفرانس غیر متعهدها در بغداد دو راه بیشتر نداشت یا در کنفرانس شركت نمی كرد كه تبعات سوء آن برای سیاست خارجی ایران جدی بود و یا اگر شرکت می کرد با توجه به زمینه های ناسیونالیستی عربی و نیز تبانی شوم و مناسب جبهه شرق و غرب كه در این کنفرانس وجود داشت قطعاً با اقدامات برخی کشورهای موجه و متنفّذ شرایط عراق بر ایران تحمیل می شد، حالتی که در آن تبعاتی چون:
- عدم تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت های ناشی از جنگ
- عدم تمكين عراق و شخص صدام به قرارداد ١٩٧٥ الجزایر
- باقی ماندن عراق در بخشی از خاک ایران
را به دنبال داشت، تصمیم گیرندگان سیاسی و فرماندهان نظامی با توجه به برتری ایران در عرصه میدانی در این زمان حاضر نبودند بدون دستیابی به حداقل امتیاز -تنبیه متجاوز و گرفتن غرامت- پایان جنگ و قرارداد صلح را به رسمیت بشناسند، از این رو هدف اصلی ایران از ورود به خاک عراق و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر وادار کردن جامعه بین المللی متحد به تنبیه متجاوز بود تا هم به ماهیت انقلاب اسلامی خدشه وارد نشود و هم ایران در مقام دفاع سربلند بوده و بتواند غرامت های حاصل از جنگ را دریافت نماید از این رو با اذن حضرت امام خمینی (ره) سلسله عملیات هایی برای تصرف خاک عراق به اجرا درآمد. پس از عملیات رمضان، والفجر مقدماتى و والفجر یک كه عدم موفقیت کامل در دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده را به دنبال داشت لزوم تغییر استراتژی مدیریت جنگ امری اجتناب ناپذیر بود. فضای نامتقارن جنگ در عرصه تسلیحات و ادوات جنگی پیام معناداری داشت و آن اینکه دشمن حائز نقاط قوت در عرصۀ جنگ زمینی است. لذا باید ضمن شناسایی نقاط ضعف دشمن نقاط قوت او را كه تانك و ادوات جنگ زمینی و زرهی و نیز یگان های دفاع متحرك بود را به چالش کشیده و ناکارآمد نمود و راهکار بدیهی و اصلي کشاندن جنگ به آب بود تا:
۱ – توان زرهی عراق تقلیل یابد
۲ – دستیابی به شرق بصره با گذر از معابر آبی میسور گردد
و هور العظیم اوّلین منطقه و مقصد در اتخاذ این استراتژی بود.
در عملیات های بدر و خیبر رزمندگان اسلام با آب مأنوس شدند، در این عملیات ها نوعاً نیاز به عنصر قایقران و شناگر موضوعیت داشت نه غوّاص به تمام معنا، ولى على رغم ضعف تاكتيكى، که بیشتر ناشی از ضعف تجهیزات قایق و … بود ، تجربه ای عظیم نصیب نیروهای رزمنده گردید و آن تشکيل شاكلة كلى نيروهايي با توانایی جنگ آبی خاکی بود.
در عملیات های بدر و خیبر عنوان غواصی مطرح نبود، کار غواصی در شکل واقعی، در عملیات والفجر ۸ (سال ٦٤) و در ادامه، در عملیات های کربلای ٤ و ٥ (سال ٦٥) و با ابتکار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کلید خورد و کسی باور نمی کرد چنین موفقیتی در این ابتکار نهفته باشد، هر چند به صورت محدود در بعضی از عملیات ها از حضور غواصان بهره برداری شده بود. در عمليات والفجر ۸ هر لشکر داراى يك يا دو گردان ویژه غواصی بود که دستیابی به اهداف عملیاتی به طور کامل محقق گردید.
در عملیات کربلای 4 قدرت تصمیم گیری فرماندهان سپاه برای اجرای عملیاتی با این وسعت و در آن شرایط سخت مثال زدنی بود كه امكان تفسیر آن در این مقال نیست.
عملیات کربلای 5 مینیاتوری از عملیات های هشت سال دفاع مقدس بود علیرغم سختی کار و اوج آتش دشمن و خودی، نیروها و تجهیزات دشمن (در سطح عالی و باور نکردنی ) ، با اراده ستودنی فرماندهان برای کسب پیروزی و روحیه بالای رزمندگان و غواصان خط شکن ( این ملائكان حق تعالی که ترس در وجودشان معنا نداشت) منهدم گردید. عنایت حق تعالی در این عملیات ملموس بود گویی خداوند متعال پرده ها را برداشته و از ملائک خود بی محابا حمایت می کرد.
عملیات های کربلاى 4 و 5 و والفجر ۸ عملیات های مخصوصی بودند. برهه ای باور نکردنی و اسطوره ای در تاریخ درخشان مجاهدت های محبان فاطمه زهرا (س) در دفاع مقدس رقم خورد و این صبغه مرهون حضور غواصان دریادلی بود که فصلی جدید و ناب از مجاهدت را رقم زدند. تنها پیام شایانی که در گوش ادوار مختلف زمان همچنان پژواک داده می شود این است که همواره باید مواظب بود که مبادا آن حماسه ها صرفاً در ساحل شلمچه و اروند خاك سپاری شود، مبادا روحیه جهادی را صرفاً در تیغ شمشیرها و لوله اسلحه ها تجربه کرد و انقلابی بودن را تندروی معنی کنند. امروز اگر شهدای غواص ما بودند روحیه جهادی و انقلابی بودن را در خدمت بی تمنا به مردم و محرومین معنی می کردند، خودکفایی اقتصادی کشور را با تجمل گرایی قاطی نمی کردند. فرمایش امام (ره) را که فرمود: رفاه و مبارزه دو مقوله ای است که هیچ وقت یکجا نمی گنجد و همچون آب در هاون کوبیدن است» قطعاً از این دو ( رفاه و مبارزه ) دومی را انتخاب می کردند و محافظه کاری را مغایر با روحیه جهادی و انقلابی می دانستند و اگر می خواهیم راه شهداء را ادامه دهیم آنگونه باشیم که آنها می خواستند.
والسلام
محمدتقی اوصانلو فرمانده قرارگاه امام حسین(ع)











































































ثبت دیدگاه