نامه شهيد محمد حسین تجلی به خانواده
بخدمت خانواده عزيز
باز در سفري ديگر بدون اطلاع اقدام نمودم ، شايد در ساير مراحل زندگي سعي كرده ام كه دروغ نگويم ولي در اين مسئله خاص نمي توانستم اينگونه عمل كنم .
به هر حال عذر مي خواهم انشاءالله كه مرا مي بخشيد .هر چه سعي كردم نتوانستم در اين موقعيت درس بخوانم . هرچه هست من براين راه معتقدم و احتمالاً شما نيز اين حقيقت را به من مي دهيد كه در هر موقعيتي خودم راه خودم را انتخاب كنم ومطمئن ايد كه هيچ كاري را حتي درس خواندن را از روي هوي وهوس انجام نمي دهم . هر كدام از ما مستقلاً ومنفرداً در پيشگاه خدا مسئوليم و پاسخگوي اعمال خود خواهيم بود .
من از ابتدا دراين راه بوده ام وبايد هم اكنون نيز آن را ادامه دهم وبرايم هم مهم نيست كه مردم درباره ام چه بگويند . من مي خواهم به قل الله ثم ذرهم عمل كنم از پدر بزرگوارم مي خواهم كه در آن اوقات مخصوص در حق فرزند وهم مسكنانش دعاي خير فرمايد .
ونيز مطمئنم كه با توجه به عمر كوتاه انسان شايسته نيست كه درراه خير گام برداريم . هم شما با ايستادگي تان وهم من با حركتم در راه او گام خواهيم برداشت انشاءالله .
وقتي كه درس مي خواندم بخاطر رضاي خدا بود شايد در عمل چنان نباشم ولي نيتم چنين است . وهم اكنون نيز كه به سفر مي روم فقط اورا در خاطر دارم . احساس مسئوليت محرك اين سفر است . مسئوليت انسان در اينكه راه خود را بشناسد وبدان عمل كند با اين حال كار خود را به خدا وا مي گذارم (افوض امري الي ا…) كه سرلوحه اعمال اينست ، شما نيز همه را وخودتان را بخدا بسپاريد ، احساس ياس ودلتنگي ونگران بودن در شان انسان نيست ناراحتي براي يك دوره كوتاهي به نام عمر سزاوار انسان متعالي كه خدا از روح خود در آن دميده نمي باشد ، قوي مطمئن ، صبور وبا عزمي راسخ وايستا چون كوهي بمانيد واين امر را بوسيله عبادت مي توان بدست آورد . با اين روحيه عظيم منتظر بازگشت پيروزمندانه فرزندانتان باشيد.
به اميد ديدار
والسلام
حسين 21 دي ماه 65











































































ثبت دیدگاه