روز جمعه 19/12/62 در سنگر نشسته ایم و هنوز در خط هستیم. دیشب به به کانال رفته بودیم تا زخمی ها و شهدا را بیاوریم. محمد رضایی از ناحیه ی سر به شدت زخمی شده بود و حال خوشی نداشت. با بچه های توی کانال نشسته بودیم. صدای نفس های تنگ محمود را که خون در دهانش پر شده بود،می شنیدیم. گویی نفس های آخر است که می کشد. شب او را به پشت خاکریز آوردیم و به عقب انتقالش دادند. تا به حال تعدادی شهید هم تقدیم اسلام و انقلاب کرده ایم:
اسماعیل حیدری، یدالله ندرلو، ناصر اجاقلو، احمد جعفری، مجید غلامحسنی و عده ای دیگر.
روحشان شاد راهشان پر رهرو.
رحیم هم در روز شنبه 20/12/62 ساعت 8:30 صبح شهید شد. طاهر هم در دهمین روز چند دقیقه پیش ساعت 11:30 ظهر شربت گوارای شهادت را نوشید.
ما هم به انتظار شهادت یا پیروزی در پشت خاکرزی نشسته ایم تا شاید ادامه دهده ی راه رحی و طاهر باشیم. انشاءالله…
از دست نوشته های شهید سید رضا صادقی، چند روز قبل از شهادت.












































































ثبت دیدگاه