حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

دوشنبه, ۱۴ آذر , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5992 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 362×
یادگار بیت المقدس رزمنده دلاور حجت الاسلام عزت الله شامی درگذشت
1

انا لله و انا الیه راجعون رحلت مجاهد عزیز-رزمنده خستگی ناپذیر- حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج عزت الله شامی را به همه رزمندگان به خصوص جهادگران دلاور تسلیت عرض می نماییم. مرکز حفط آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه زنجان متن زیر توسط سایت عصر زنجان تدوین شده است: الان که فکر می […]

پ
پ

انا لله و انا الیه راجعون

رحلت مجاهد عزیز-رزمنده خستگی ناپذیر- حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج عزت الله شامی را به همه رزمندگان به خصوص جهادگران دلاور تسلیت عرض می نماییم.

مرکز حفط آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس سپاه زنجان

متن زیر توسط سایت عصر زنجان تدوین شده است:
الان که فکر می کنم، با خود می گویم کاش زودتر به سراغ او رفته بودم…
بسختی شماره شان را پیدا کردم، بعد از روزها انتظار، وقت قرار رسید.
در باز شد، عالمی از تبار شیوخ بر پشتی تکیه کرده بود و بخاطر پا درد زیر پایش بالشی بود.
نزدیک رفتم با حس پدرانه برایمان دعا کرد.
پرسیدم از گذشته ولی افسوس فراموشی پیری مجالش نداده بود و از گذشته چیزی در یاد نداشت.
پسر کوچکش شروع کرد:
شیخ عزت اله شامی در سال ۱۳۱۲ در خانواده ای که ایمان موج می زد بدنیا آمد.
مادرش سواد قرآنی داشته و هر روزش را با قرآن به شب می رساندِ، پدرِ مومنِ شیخ شامی “حاج ملا علی آخوندی” که برای زمان خودش عالمی بودِ.
شیخ شامی دروس حوزوی را به حمایتهای دایی مرحومش” حجت الاسلام حاج شیخ میرزاعلی مصطفوی” به پایان می رساند.
در روستاها و حومه شهرهای زنجان، میانه و خلخال شروع به تبلیغ دین می کند.
جنگ آغاز می شود، برای حمایت و پشتیبانی از رزمندگان اسلام از روستاهایی که برای تبلیغ می رفته، کمک و وسایل جمع می کرده و به مناطق جنگی اعزام می کرد.
در بین صحبتهای آقای شامی، شیخ شامی نکته ای یادش آمد، نکته ای که تمام عمر، آزارش می داده است، شروع به صحبت کرد: «در زمان جنگ من به مناطق و سربازانی که حتی لباس برای پوشیدن و غذا برای خوردن نداشتن، وسایل و مواد غذایی می فرستادم، اما بعضی از مردم بی خبر که پشت سرمن حرفهایی شایعه کرده بودند که فلانی از وسایل جمع شده برای خود هم چیزها را بر می دارد».
آقای شامی صحبت پدر را تکمیل کرد: در زمان جنگ خیلی حرفها را به پدرم نسبت دادند، حتی بگونه ای بود که مادر مرحومم از این قضیه خیلی اذیت می شد، ولی پدر به این حرفها گوش نمی داد و فقط به هدف و آرمان والای خود فکر می کرد، در پیرو همین شایعات شهید بروجردی که فرمانده وقت سپاه پاسداران منطقه ۷ بودند طی نامه ای جواب همه ی شایعات را دادند.
پدرم در عملیاتهای مختلف در واحد پشتیبانی حضور داشت، او گاهی در قالب مبلغ بود و گاهی در صف اول جنگ…
او را روحانی سلاح بدوش می شناختند که شهید بروجردی به ایشان حکم حمل سلاح داده بودند.


در عملیات بیت المقدس شب عملیات از کشاله ران و پا زخمی شد و به بیمارستان منتقل گردید.
شدت ضربه وارده از گلوله بطوری بود که بعد از خارج شدن از پای پدرم، به دو نفر پشت سر او هم اصابت کرده که هر دوی آنها را به شهادت رسانده بود.
شیخ شامی با مرور گذشته چیزی هایی هم از زخمی شدنش یادش آمد:« در یکی از عملیاتها، در گوشه ای ایستاده بودم که ناگهان با انفجار مهیبی بلوکی از زمین برخواست و به پشت ام برخورد کرد که من را با صورت به زمین زد».
آقای شامی از آثار جنگ در جسم پدر می گوید: بر اثراستنشاق گاز اشک آور از ناحیه ریه و دستگاه گوارش دچار مشکل معده، روده و تنگی مری و حلق شده اند، و نیز نابینایی یک چشم ناشی از ورود گازهای آلوده به چشم.
شیخ شامی خاطره ای بذهنش رسید: «بعد از گذشت روزهای سخت جنگ، در یکی از روستاها مادری مرا دید و با اشتیاق به سراغ آمد، شروع کرد به دعا کردن، ماجرا را جویا شدم گفت: پسرم همیشه شما را بعنوان یک فرشته نجات یاد می کند، پسرم سرباز بود که به جنگ اعزام شد تعریف می کند که: در یکی از مناطق که گرسنه و تشنه بودیم روحانی به ما غذا و آب رساند و ما را که دیگر رمقی برایمان نمانده بود نجات داد».
شیخ شامی از گذشته اش پشیمان نیست و افتخار می کند، به نان حلالی که سر سفره آورده است تا پسرانش و تنها دخترش ادامه دهنده راه شهدا و یاران پدرشان هستند.
پسر ارشد شیخ، راه پدر را ادامه داده و ملبس به لباس مقدس روحانیت است که هم اکنون در یکی از استانها کشور مسئول نمایندگی ولی فقیه است.کمک های مردمی

دو پسر دیگر شیخ هم هر کدام در یکی از ادارات مشغول کار هستند، که سپاس ویژه از آخرین پسر و فرزند شیخ عزت اله شامی که ما را در این گفت و گو همراهی و یاری کرد.
شیخ عزت اله شامی از گذشته تا بحال افتخاراتی را داشت که برای هرکدام از افتخاراتش لوح های سپاسی از سوی مسئولین رده بالای کشوری به یادگار داشت، اما زیباترین آن برگزاری یادمانی با نام ” شیخ عزت اله شامی” در استان زنجان بود.در پایان شیخ شامی درسی را که از اساتیدش در یاد داشت به ما گفت تا به همه بگوییم:« توفیق فرستادن سلام و صلوات را بر محمد و آل محمد (ص) در هیچ زمان و مکانی از دست ندهیم».

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.