گفتاری از محمد دهریزی درباره شعر کودک نوجوان دفاع مقدس

عجین شدن شعر دفاع مقدس با تجربه های حسی کودک و نوجوان
اولین سوالی که درباره شعر کودک و نوجوان در حوزه دفاع مقدس به ذهن می رسد این است که اصلا طرح مضمون دفاع مقدس در شعر کودک و نوجوان موضوعیت دارد یا نه؟ یعنی آیا جز موضوعاتی است که شاعران درباره اش برای کودکان و نوجوانان شعر بگویند یا اینکه ضرورتی ندارد؟

سابقا در کتاب های نظری و پژوهشی که در حوزه کودک و نوجوان نوشته می شد معمولا به این موضوع می پرداختند که به چه مضامینی باید در حیطه شعر کودک و نوجوان پرداخت و به چه مضامینی نباید پرداخته شود.

مثلا در اولین کتاب نظری و تحقیقاتی که در حوزه ادبیات کودک در دهه چهل توسط آقای کیان دوست نوشته شده است، فصلی وجود دارد که در آن مضامین شعر کودک طبقه بندی شده و به شعرا تاکید می شود چه مضامینی برای کودک مناسب است و از چه مضامینی نباید استفاده شود. اما امروزه دیگر ما با این دید به قضیه نگاه نمی کنیم و برای مضامین کودک و نوجوان طبقه بندی خاصی قایل نیستیم.

امروزه در بحث ادبیات کودک و نوجوان «چه گفتن» در الویت نیست و «چگونه گفتن» مساله مهم و محوری است. اگر این اصل را بپذیریم می توانیم حتی در مورد جنگ هم برای بچه ها شعر بگوییم و در واقع این چگونه شعر گفتن در مورد این مضمون غیر کودکانه است که مهم به نظر می رسد. بنا براین مفید بودن و قابل فهم بودن شعر دفاع مقدس کاملا به چگونگی سرودن شعر برای کودکان بستگی دارد.

در همین راستا می توان یک تقسیم بندی از شعر دفاع مقدس ترسیم کرد. این تقسیم بندی یک تقسیم بندی کاملا زمانی است به این ترتیب که دسته ای از اشعار دفاع مقدس زمان جنگ و هشت سال دفاع مقدس سروده شده اند و اشعاری هم پس از هشت سال جنگ و تا به امروز سروده شده اند.

واقعیت این است که بسیاری از شاعران کودک و نوجوان چگونه شعر گفتن برای رده سنی کودک و نوجوان با مضامین جنگ را نمی دانستند و اغلب شعرهایی که در زمان جنگ سروده شده اند، به معنای واقعی شعر کودک نیستند و بیشتر شعارهایی هستند درباره جنگ و موضوعات مرتبط با آن.

نقد امروز شعر کودک با نقدی که در آن زمان وجود داشت کاملا متفاوت است. در گذشته آثار ضعیف هم منتشر می شد ولی امروزه منتقدان معتقدند کسی وقت برای خواندن اشعار ضعیف ندارد و باید اشعار قوی را منتشر کنیم.
ما نیز در این بحث نمی خواهیم به سراغ اشعار ضعیف یا شعارهایی که به جای شعر کودک منتشر می شدند، برویم و می خواهیم درباره اشعاری صحبت کنیم که به اشعار ناب و زیبای دفاع مقدس مشهورند و در حافظه جمعی ماندگار شده اند.

سوال اصلی اینجاست که این شاعران از چه فن و تکنیکی استفاده می کردند که اشعارشان با سایر شعرها فرق داشت و دلنشین تر بوده و به مفهوم شعر ناب نزدیک می شد؟ یک اصل کلی در ادبیات کودک وجود دارد که می گوید شاعران برجسته، کاربلد و حرفه ای کودک، مضامین را در اختیار می گیرند و با تجربه حسی کودکان در می آمیزند و آن را به شعر تبدیل می کنند. با این فرایند شعر هم حسی و جذاب می شود و هم قابل فهم.

شاعرانی که در زمان جنگ و یا پس از آن موفق شدند اشعار خوب و ماندگار برای کودکان بسرایند، دقیقا از همین تکنیک بهره گرفتند. دراینجا این سوال پیش می آید که در هشت سال دفاع مقدس کودکان با مقوله جنگ به شکل مستقیم روبرو بودند، در آن دوران صدای پرواز هواپیمای دشمن را می شنیدند، از اخبار جبهه به گوش شان می رسید، تابوت شهدا را بر دوش مردم می دیدند و… همه اینها نشانگر این است که ظاهرا موضوع جنگ در آن دوران به خودی خود موضوعی حسی بوده است و اصلا شاعران نیاز یا الزامی نداشتند که شعرشان را با حس و حال عاطفی و کودکانه عجین کنند.

اما جواب این است که داشتن تجربه حسی با موضوع حسی دو مقوله کاملا متفاوتند. به عنوان مثال کودکی که هنوز به مدرسه نرفته و نوشتن بلد نیست، نوشتن تنها برایش حسی و عاطفی است؛ چون مداد و دفتر و نوشتن را دیده اما تجربه حسی از نوشتن ندارد و تنها زمانی این تجربه را پیدا می کند که خودش بتواند مداد به دست گرفته و بنویسد. در آن زمان می توانیم مدعی باشیم نوشتن برای این کودک هم حسی است و هم تبدیل به تجربه ای حسی شده است. بنابراین شاعران کاربلد کودک و نوجوان در آن دوران موضوع حسی را با تجربه حسی کودک و نوجوان در می آمیختند تا اثری خوب و ناب خلق کنند.
بعضی از مضامین مانند جنگ هرگز برای کودکان حس نمی شوند و تنها زمانی برای او قابل درک می شوند که با تجارب حسی او آمیخته شوند این تجارب می تواند مستقیم (در زمان جنگ) یا غیر مستقیم (در زمان پس از جنگ و امروز) باشد؛ بنابراین شاعران کودک و نوجوان با اینکه جنگ و خاطرات هشت سال دفاع مقدس جز تجارب حسی کودکان محسوب نمی شود، می توانند با استفاده از تجارب حسی کودک این مفاهیم را برای وی قابل هضم و دلنشین کنند.

در شعر دفاع مقدس نمی خواهیم به کودکان بگوییم جنگ چه بوده؟ چرا دشمن به ما حمله کرد؟ تاریخچه این جنگ چه بوده؟ و… ما می خواهیم ارزش های نهفته در دفاع مقدس را گرفته و برای کودک به شیوه ای که برای وی قابل درک باشد، برجسته کنیم و چون بحث ارزش ها مطرح است، خود به خود بحث انتزاعی بودن هم مطرح می شود.

برای مثال تصور کنید کودکی پای گیرنده تلویزیون یا رادیو نشسته و خبر بمباران یک شهر و مدرسه را توسط رژیم بعثی می شنود. خبر این است که در این اتفاق چهار دانش آموز شهید شده اند. این خبر توسط کودک شنیده و تا حدودی برایش حسی می شود؛ حالا وظیفه شاعر است تا این موضوع را با یکی از تجربه های حسی کودک تلفیق کند تا کودک مفهوم خبر را بفهمد. قیصر امین پور با درک درستی از تکنیک عنوان شده این شعر زیبا را برای حادثه بمباران دزفول و شهادت چهار دانش آموزه سروده است:
فصل گل بود و بهار
فصل پر نقش و نگار
باد بی رحم خزان
ناگهان از سر دیوار پرید
و بر این باغ وزید
بهترین گلها را
از دل باغچه مدرسه چید
چار گل، چار شهید
همه مدرسه ما غم بود
چار تا غنچه سرخ
در دل باغچه ما کم بود
من به خود می گفتم
باید این مساله را حل بکنیم
حاصل مدرسه منهای چهار
می شود مدرسه منهای هزار
می شود مدرسه منهای بهار
باید این مساله را حل بکنیم
من به دنبال قلم می گشتم
پدرم نیز به دنبال تفنگش می گشت

بمباران از مضامینی است که هرگز برای کودک حسی نمی شود اما آیا مدرسه، همکلاسی، غنچه، باد پاییزی و… هم برای کودک حسی نیستند؟ خب جواب این است که این مقولات همگی برای همه کودکان آشنا هستند و اگر شاعر بتواند مضمون نا آشنا را با این مضامین جمع ببندد، می تواند به دل کودک نیز راه پیدا کند.
مثال دیگری می زنم؛ تصور کنید در یک مدرسه یک نوجوان شهید شده است و جایش در کلاس خالی است. این موضوع اگر چه در دوران دفاع مقدس زیاد دیده می شد اما در حال حاضر برای کودک و نوجوان ملموس نیست، پس باید شعری سروده شود که این موضوع را با تجربه ای حسی و امروزی هماهنگ کرده و برای نوجوان ملموس کند. شعر اینچنین سروده می شود:

باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم ها را می خواند
اصغر پورحسن
پاسخ آمد: حاضر
قاسم هاشمیان
پاسخ آمد: حاضر
اکبر لیلازاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
بار دیگر هم خواند
اکبر لیلازاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
همه ساکت بودیم
جای او اینجا بود
اینک اما تنها
یک سبد لاله سرخ
در کنار ما بود
لحظه ای بعد؛ معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود
زمزمه ای حس کردیم
غنچه ای در دل ما می جوشید
گل فریاد شکفت
همه پاسخ دادیم: حاضر
ما همه اکبر لیلازادیم

در این شعر، شاعر مفهوم شهادت را با تجربه حسی نوجوان از مفهوم حضور و غیاب در می آمیزد. معمولا مفهوم حضور و غیاب برای کودک و نوجوان به این شکل است که وی می داند هم کلاسی اش پس از غیبت یک روزه یا چند روزه به کلاس درس باز خواهد گشت اما در این شعر کودک و نوجوان می تواند درک کند دانش آموزی که شهید شده، هرگز باز نخواهد گشت و این بار عاطفی و حسی عمیق به واسطه تجارب حسی کودک به وی منتقل شده و مفهوم شهادت یک نوجوان و نبودش در کنار دوستان و معلم برایش قابل لمس می شود.
در دوران پس از جنگ نیز همچنان ما برای کودکان و نوجوانان شعرهایی با مضامین دفاع مقدس می گوییم. اما همه می دانیم در دوران فعلی کار سخت تر است چرا که بخش حسی مستقیم برای کودکان وجود ندارد و جنگ به موضوعی ارجاعی تبدیل شده است. سوال این است که امروزه برای قابل فهم شدن شعر دفاع مقدس برای کودکان بهترین روش کدام است؟

آیا باید تکنیکی جدید را ابداع کنیم؟ نظر من این است که باید همچنان از همان تکنیک قدیمی و کارآمد استفاده کرد اما با یک تفاوت؛ در زمان جنگ شاعر موضوع را گرفته و با تجربه حسی کودک در می آمیخت و شعری زیبا می سرود اما امروز باید از مظاهر جنگ استفاده کرد و این مظاهر را با تجارب جدید کودک تلفیق کرد و شعر یا داستان آشنا برای وی سرود. یک نمونه از اشعار موفقی که با استفاده از مظاهر جنگ برای کودکان سروده شده، این شعر زیباست:
آن شب پدر دوباره
گل گفت با خدایش
اما نرفت بالا
گلدسته دعایش
وقت رکوع رفتن
اصلا نشد پدر خم
تسبیح اشک او را
آن شب نگاه کردم
دستش نداشت بازو
پایش نداشت زانو
اما پدر نیاورد
یک عمر خم به ابرو

می بینید در این شعر از یکی از مظاهر جنگ یعنی مفهوم جانبازی برای سرودن شعر استفاده می شود و شعر از زبان یک کودک روایت می شود تا برای همه هم نسلان آن کودک قابل فهم شود. کودک امروزه ارتباط مستقیم با جنگ ندارد اما ممکن است بارها جانبازان را در تلویزیون، کوچه و خیابان یا مراسم های مختلف دیده باشد و همین موضوع باعث می شود که بتوان با استفاده از مظاهر جنگ، مفهومی کلی و تصویری ملموس را در نظر کودک گشود.
در یک جمع بندی کلی باید گفت مفهوم جنگ چه در زمان جنگ و چه در دوران پس از آن که دیگر به موضوعی ارجاعی بدل شده، هرگز نمی تواند مفهومی حسی و عاظفی برای کودک و نوجوان باشد مگر اینکه شاعر از این تکنیک جهانی که پیش تر اشاره کردم استفاده کند. شاعر باید موضوعات حسی و عاطفی کودک را با تجربیات حسی وی تلفیق و هماهنگ کرده و دست به سرودن و نگارش داستان بزند و بتواند به این ترتیب راه نفوذ به ذهن و قلب کودک را کشف کند.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code