حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6312 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
گردان حُـرّ حرکت
3

رزمندگان دلاور گردان ( حُـرّ ) ، که همگی از جوانان و نوجوانان بسیجی و پاسدار شهرستان زنجان و روستاهای حومه آن بودند ، بامداد روز چهارشنبه ۲۲/۱۲/ ۱۳۶۳ ، در جناح چپ منطقه عملیاتی بدر ( شرق دجله ) ، نزدیکی شهر (همایون شهر) عراق ، مرحله دوم عملیات عاشورائی بدر را با رمز […]

پ
پ

رزمندگان دلاور گردان ( حُـرّ ) ، که همگی از جوانان و نوجوانان بسیجی و پاسدار شهرستان زنجان و روستاهای حومه آن بودند ، بامداد روز چهارشنبه ۲۲/۱۲/ ۱۳۶۳ ، در جناح چپ منطقه عملیاتی بدر ( شرق دجله ) ، نزدیکی شهر (همایون شهر) عراق ، مرحله دوم عملیات عاشورائی بدر را با رمز مبارک یا زهرا(س) آغاز و بنا به دستور فرمانده دلاور گردان ( حـرّ ) ، سردار پاسدار رسول وزیری ، همه بصورت همزمان از داخل کانال خشکی که دقایقی قبل در آن مستقر شده بودند خارج و با گام هائی بلند و سریع به سمت موانع دفاعی و خطوط پدافندی دشمن بعثی حرکت می کنند .
غیور مردان گردان ( حُـرّ ) ، در این مرحله از عملیات بدر ، ماموریتی خطرناک و بسیار سرنوشت سازی را بر عهده گرفته بودند که نتیجه پایانی آن تاثیر زیادی در سرنوشت کل عملیات داشت و از طرف دیگر با توجه به آمادگی صد در صد نیروهای دشمن ، آنان عملیاتی سخت و بسیار دشوار و طاقت فرسا پیش رو داشتند و موفقیت در آن بستگی کامل و مستقیم به ایمان های قرص و اراده های راسخ تک به تک نیروهای گردان و نیازمند بی باکی و شجاعت بی حد و فداکاری و ایثار فراوان نفر به نفر بچه های دلاور گردان داشت .
بچه های با غیرت زنجانی وظیفه داشتن با حمله همه جانبه به سمت ، صدها دستگاه تانک و نفربر زرهی دشمن و تعداد بی شماری از نیروهای بزدل عراقی و کماندوهای گارد ریاست جمهوری آن ، حلقه محاصره به هم فشرده آنان را درهم شکسته و به هر طریق ممکن یکی از گردان های خط شکن لشگر ۸ نجف را از دام محاصره دشمن خارج و معبری را برای عبور نیروهای تازه نفس لشگر و ادامه پیشروی آنان برای تصرف پلی که دو طرف رودخانه دجله را به هم پیوند می داد را باز می کردند .
رزمندگان غیور گردان ( حُـرّ ) تصمیم داشتن در سکوتی کامل و با استفاده از تاریکی شب ، خود را به سنگرهای کمین دشمن رسانیده و پس از ساکت کردن بی سر و صدای آنها ، به سرعت از موانع طبیعی و مصنوعی عراقیها عبور کرده و در صورت امکان تمامی نیروهای بزدل عراقی را در خواب غافلگیر نمایند .
بچه های شجاع زنجانی ، در ستونی یک نفره از داخل کانال خشکی ، که ساعتی قبل در آن مستقر شده بودند خارج و همگی با رعایت اصول تاکتیک جنگی ( دشت بانی ) شروع به حرکت می کنند ، آنها هنوز چند صد متری از کانال قبلی دور نشده اند ، که با کانالی بسیار عریض و عمیق روبرو و ناچار می شوند برای ادامه پیشروی از داخل آن عبور نمایند .
بچه ها یک به یک و بدون کوچکترین سر و صدای ، وارد کانال می شوند ، فضای داخلی کانال بسیار بدبو و مملو از آبی سیاه رنگ است ، ارتفاع لجن تا ناحیه صورت و گردن بچه ها می رسد و بوی بد و تهوع آور آن حال آدم را به هم میزند ، بچه ها مجبوراند برای خیس نشدن سلاح هایشان ، آنها را در بالای سر خود نگاه داشته و با هر سختی و مشقتی است عرض کانال را پیموده و از آنطرف خارج و در کنار کانال مستقر و منتظر خروج بقیه همرزمان می شدند .
چند نفر از بچه های نترس و تند و تیز گردان با لباس های خیس از آنطرف خارج و درکنار کانال مستقر شده اند و بقیه نیروها یا هنوز منتظر ورود به کانال اند و یا در داخل لجن بدبوی آن در تلاش برای عبور از عرض کانال ا ند ، که ناگهان همه جا به مانند روز روشن شده و تاریکی مطلق شب ، با نورافشانی صدها گلوله منور رنگارنگ در آسمان منطقه و روشن شدن نورافکن هائی بسیار و بسیار بزرگ و غول آسائی که مستقیم بر روی کانال (پر از لجن ) و اطراف آن نورافشانی میکردند به روشنائی صبح مبدل می گردد .
صدای رگبار گوش خراش مسلسل های سنگین تانک ها و غرش های رعب آور مسلسل های ضد هوائی چهارلول و دولول دشمن ، که در حال حاضر بچه های بی پناه ما را هدف قرار می دادند فضای منطقه را پر میکند و همزمان آتشباران پرحجم توپخانه ها و ادوات سنگین و سبک دشمن آغاز و وجب به وجب خاک منطقه با فرود آمدن هزاران هزار گلوله و موشگ و بمب و انفجار پی در پی آنها شخم زده می شود .
تعدادی از تانک ها و نفربرهای زرهی دشمن چندصدمتر جلوتر ایستاده و با نورافکن های پرقدرت خود مسیر حرکت نیروهای گردان را روشن و قابل دید کرده اند و مزدوران بزدل عراقی در اطراف آنها موضع گرفته و بی وقفه مشغول تیراندازی هستند ، رگبار بی امان گلوله های سرخ رنگ رسام به احدی اجازه تکان خوردن و جابجائی نمی دهند و از سوی دیگر گلوله های خمپاره ۶۰ دشمن ، در کمال نامردی و در نهایت سکوت ، چند تا و چندتا در اطراف بچه ها فرود آمده و به ناگهان منفجر می شوند و ترکش های ریز و درشت آنها سرخ و سوزان ، زوزه کشان از بالای سر بچه ها رد میشود .
رزمندگان پاکباخته گردان ( حـرّ ) ، درست در وسط میدان نبرد غافلگیر شده بودند و همگی در میان یک دشت ناشناس و غریب ، بدون داشتن کوچکترین سنگر و جان پناهی ، وحشت زده و هراسان گیر افتاده بودند ، محیط اطراف آنان با نورافشانی شدید و پرقدرت نورافکن های بزرک و کوچک دشمن بعثی ، مثل روز روشن شده بود و بچه ها برای در امان ماندن از شر کلوله ها و ترکشهای بیشماری که داشت بی وقفه از بالای سرشان رد می شد ، مجبور شده بودند همگی بروی زمین صاف و بسیار هموار منطقه بخوابند و همین امر باعث زمین گیر شدن کامل گردان گردیده بود .
آنطرف کانال (پر از لجن ) ، صدها متر جلوتر ، تعداد زیادی از تانک ها و نفربرهای زرهی دشمن صف آرائی کرده اند و در اطراف آنان نیروهای بیشماری از سربازان و کماندوهای گارد ریاست جمهوری عراق پناه گرفته و با تیراندازی شدید و بی وقفه خود از حرکت و جابجائی نیروی های گردان با شدت و قدرت جلوگیری می کردند و از طرف دیگر ، در صورت عقب نشینی گردان ، تنها مکانی که می توانست جان پناهی برای رزمندگان گردان باشد و بچه ها بتوانند سنگری برای خود مهیا کنند ، کانال خشکی بود که قبل از شروع حرکت آنجا مستقر بودند و اکنون در موقعیت فعلی گردان ، مابین آنان و آن کانال خشک ، هزاران متر فاصله وجود داشت که کاملا زیر دید مستقیم نیروهای دشمن و آتشباری سنگین ادوات آنها قرار داشت .
آتش سنگین و بسیار پرحجم عراقی ها ، دقیقأ بر روی کانال (پر از لجن ) و اطراف آن هدایت می شد و گرد و خاک و دود و خاکستر ، حاصل از انفجار های پی در پی انواع گلوله های مختلف ، توپ و تانک ، خمپاره و کاتیوشا ، کم کم داشت محل استقرار نیروهای گردان و اطراف آنها را کاملا تیره و تاریک میکرد ، هاله ای بزرگ و سیاه رنگ ، رفته رفته تمامی فضای کانال (پر از لجن ) و اطراف آن را در برگرفته و باعث عدم دید عراقیها و استتار موقت بچه ها میشود .
نیروهای گردان ، وحشت زده و هراسان در سراسر پهنای آن دشت وسیع و ناشناس پراکنده شده بودند ، به هر طرفی که نگاه می کردی پیکر های پاک و مطهر یاران شهیدی را می دیدی که آرام و خاموش بروی خاک نمناک منطقه به خوابی ابدی فرو رفته بودند و از هر سمت و سوی دشت صدای ناله های دلخراش و فریادهای آمیخته با درد یارانی که زخمی شده و سایر همرزمان را به کمک و یاری می طلبیدند به گوش می رسید .
معرکه ای خونین برپا بود ، بعضی ها ناله زنان و گریان مشغول حمل پیکر پاک یاران و دوستان شهید خود به عقبه جبهه بودند و بعضی دیگر بدن های خون آلوده و زخم خورده همرزمان مجروح را از وسط میدان نبرد دور می کردند ، تعدادی از نیروها سراسیمه و شتابان مشغول کندن زمین و مهیا کردن سنگر و یا جان پناهی برای خود بودند و تعدادی دیگر نیز تلاش می کردند با هر زحمت و سختی بود سینه خیز و کشان کشان از وسط میدان درگیری خارج و خود را به کانال خشکی که در پشت سر داشتیم برسانند ، تعداد اندکی هم از آدم های بی ایمان و بی خاصیت در نهایت ترس و بزدلی ، جان شیرین خود را برداشته و پشت به دشمن و رو به مهین ، شتابان و هراسناک در حال فرار به سمت عقبه جبهه بودند .
چند نفر از بچه های باغیرت زنجانی ، با اینکه از چند ناحیه بدن زخمی شده و خون زیادی از زخم های آنان جاری بود ، بدون توجه به اصرار دیگران و با سماجت فراوان از رفتن به پشت جبهه امتناع کرده و همچنان شجاعانه با روحیه ای بسیار قوی و محکم مشغول نبرد با مزدوران بعثی بودند ، آنان یکسره در حال تیراندازی به سمت نیروهای دشمن بودند و با فریادهای بلند الله اکبر و یاحسین (ع) و یا زهرا (س) خود ، دیگر یاران و همرزمان را به استقامت و ادامه دادن پیشروی و درهم شکستن مقاومت نیروی های بزدل عراقی تشویق و ترغیب می کردند ، اوضاع گردان هیچ خوب نبود و هر ثانیه ای که می گذشت وضعیت وخیم و وخیم تر می شد .
تعداد بسیار اندکی از بچه های باغیرت و باهمت گردان ، با قلبوی عاشق و شیدا و دل هائی مملو از امید به رحمت و نصرت خداوند قادر و توانا و بدون کوچکترین ترس و وحشتی از مرگ و نیستی ، با گام هائی استوار و محکم ، از کانال (پر از لجن ) عبور کرده و بی اعتنا به آتشباران سنگین عراقیها ، با شهامت و بی باکی قدم به قدم به پیشروی خود ادامه داده و با کمک امدادهای غیبی موفق به عبور از موانع و درهم کوبیدن خط اول عراقیها می شوند .
آن خط شکنان دلاوری که با جسارت و شجاعت تمام ، استقامت و مقاومت نیروهای عراقی را در هم شکسته و موفق به تصرف خط اول آنها شده بودند ، تعداد بسیار کمی از نیروهای گردان حر بودند که تعدادشان به ۳۰ نفر هم نمی رسید و اکثریت آنان از نیروهای کادر فرماندهی گردان بودند ، آنها در پشت خاکریزی مستقر شده ، از طرفی هم گردان های پشتیبانی که قرار بود جایگزین آنها شوند ، بدلیل آتش تهیه سنگین دشمن ، موفق به جابجائی نیروهای خود نشده و نتوانسته بودند در وقت مقرر خود را به خط مقدم نبرد رسانیده و مرحله دوم عملیات را آغاز نمایند .
نزدیکی های طلوع آفتاب ، هزاران دستگاه تانک دشمن شروع به حرکت کرده و به طرف محل استقرار بچه های باقی مانده گردان یورش می آوردند ، بچه های باغیرت گردان حـّر ، مردانه و دلیرانه شروع به مقابله می کنند اما دیگر مهماتی برای آنها باقی نمانده بود و از مهماتی که هم به همراه خود برداشته بودند دیگر چیزی باقی نمانده بود شلیگ موشگ آرپی جی ۷ به سمت تانک ها می کنند ، اما موشگ های آرپی جی هفتی که به همراه خود داشتن هنگام عبور از کانال پر آبی خیس خورده و متاسفانه چاشنی آنها تمامأ فاسد شده بود ، از سوی فرماندهی دلاور لشگر دستور عقب نشینی برای گردان صادر شده و بچه ها مجبور می شوند با برجاگذشتن تعداد زیادی از اجساد پاک شهیدان و پیکرهای مجروح رزمندگان ، عقب کشیده و بنا به دستور در کانال آبی که نیروهای گردان عملیات را از آنجا شروع کرده بودند مستقر و همانجا با تعداد بسیار اندکی از رزمندگان باقی مانده گردان ، اقدام به تشکیل خط پدافندی و حفاظت از آن نمایند.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.