کربلای ۵ تثبیت توازن به سود ایران

در این موقعیت دشوار، عملیات کربلای ۴ که سپاه پاسداران از مدتها قبل طرح ریزی و آماده سازی کرده بود، برای اجرا آماده شد. انتخاب منطقه‌ی عملیاتی بر پایه ی موفقیت حاصله در فاو بود. در واقع پس از عملیات فاو ادامهی عملیات از سمت کارخانهی نمک به دلیل هوشیاری دشمن در مورد سمت تک و تمرکز نیروها و امکانات ارتش عراق در آن منطقه، عملی نبود. دو راه حل وجود داشت. نخست پیشروی به سمت ام القصر و در غیر این صورت انتخاب منطقه‌ی جدید با هدف پیشروی به سمت بصره، که منجر به انتخاب منطقه ی عملیاتی کربلای ۴ شد. فرمانده کل سپاه درباره ی این مسئله و ضرورت اجرای عملیات در این منطقه گفت:

“در صورت نجنگیدن در این جا (جنوب) باید زمینهای دیگری انتخاب کنیم و سازمان آبی و خاکیمان را تغییر دهیم.”

منطقه ی عملیاتی در حد فاصل پنج ضلعی، در شمال شلمچه تا چهار کیلومتری انتهای جزیره جنوبی جزیره مینو قرار داشت. چنین تدبیر شد که عملیات از دو محور شلمچه و ابوالخصیب با هدف بصره، طرحریزی شود. عبور از بین جزایر ام الرصاص و بوارین در واقع تاکتیک ویژه عملیات بود. به نظر می رسید با پیشروی به سمت ابوالخصیب و بصره و با مسدود کردن عقبه سپاه هفتم عراق و عبور از میان خط حد سپاه سپاه سوم و سپاه هفتم عراق می توان قوای دشمن را تجزیه کرد و به پیشروی در عمق ادامه داد.

عملیات کربلای ۴ سر انجام در وضعیت خاص سیاسی – نظامی کشور و با امید به کسب پیروزی، در تاریخ ۳/۱۰/۱۳۶۵ آغاز شد. تنها به فاصله ۲۴ ساعت پس از شروع عملیات، به دلیل وضعیت جدیدی که در خطوط درگیری بوجود آمد، فرمانده کل سپاه دستور توقف عملیات را صادر کرد. در واقع با توجه به افشای عملیات براساس اطلاعاتی که آمریکا به عراق داده بود و استفاده عراق از تجارب عملیات فاو، امکان پیروزی در عملیات از میان رفت. عراقیها بلافاصله از آمریکاییها به دلیل واگذاری اطلاعات اساسی به این کشور برای مقابله با تهاجم ایران، تشکر کردند.

نظر به شش ماه تلاش و سرمایه گذاری و با توجه به سر دادن شعار تعیین سرنوشت جنگ سرانجام عملیات کربلای ۴ وضعیت دشواری فراروی مسئولین سیاسی – اقتصادی کشور و فرماندهان سپاه قرار داد. عراقیها که پس از فاو و ناکامی در استراتژی موسوم به دفاع متحرک با وضعیت نامطلوبی روبه رو شده بودند، مجددا اعتماد به نفس خود را بازیافتند و حامیان عراق نیز در مورد توانایی این کشور برای مقاومت در برابر حملات ایران و دفاع از مراکز دفاعی تا اندازهای امیدوار شدند.

با پیدایش وضعیت جدید به نظر می رسید، توازن جنگ که پس از فتح فاو به سود ایران تغییر کرده بود، مجددا در حال تغییر به سود عراق می باشد، در چنین وضعیتی تداوم حملات عراق به مراکز صنعتی و اقتصادی کشور آمادگی قوای عراق برای باز پس گیری فاو می توانست برتری ایران را دستخوش تغییر قرار داده و اوضاع را به سود عراق به چرخش در آورد.

در چنین موقعیت دشواری نیروهای بسیجی نیز به دلیل اتمام ماموریتشان در حال بازگشت به خانه های خود بودند. تحقق این امر می توانست ایران را در برابر حملات زمینی احتمالی عراق، کاملا آسیب پذیر نماید، ضمن این که امکان اجرای عملیات نیز از میان می رفت. بر پایه ی این ملاحظات، مجددا تمامی طرحهای عملیاتی مورد بازبینی قرار گرفت و سرانجام منطقه ی شلمچه – به دلیل موفقیت لشکر ۱۹ فجر و تیپ ۵۷ حضرت ابوالفضل (ع) در محور شلمچه در عملیات کربلای ۴ – مورد توجه فرمانده کل سپاه قرار گرفت. در واقع گزارش عملیات یگان های یاد شده در عملیات کربلای ۴ و پیشروی این دو یگان در جهت خلاف آرایش دشمن، از شمال به جنوب، نطفهی طرحریزی عملیات کربلای ۵ را در ذهن فرمانده سپاه منعقد کرد و تلاشها مجددا در همین چارچوب شروع شد. کمتر از دو هفته پس از توقف عملیات کربلای ۴ در روزهای آغازین دی ماه ۱۳۶۵، سپاه پاسداران عملیات کربلای ۵ را ساعت ۲ بامداد ۱۹/۱۰/۱۳۶۵ در منطقه ی شرق بصره آغاز کرد. تاخیر در واکنش دشمن، نشان دهنده ی حضور نیروهای عراقی در منطقه‌ی فاو و آمادگی آنها برای حمله به فاو و بازپس گیری آن بود.

تاکتیک ویژه عملیات با عبور از کانال پرورش ماهی و اجتناب از تک جبه های از منطقه‌ی شلمچه، نیروهای دشمن را در موقعیت دشوار قرار داد و سرانجام پس از یک نبرد سخت و دشوار، نیروها در شرق نهر جاسم مستقر شدند و دشمن به رغم تمام تلاش هایی که انجام داد، نتوانست مناطق تصرف شده را باز پس گیرد.

یکی از کارشناسان نظامی “سرعت سازماندهی نیروها را در این عملیات مورد تاکید قرار میدهد و بر این باور است که ایران بدون “غافلگیری تاکتیکی” نمی توانست بر مواضع پدافندی و استحکامات عراق فائق آید. در عین حال وی معتقد بود: “اگر چه عراق نتوانست مناطق تصرف شده را بازپس گیرد ولی ثابت کرد، می تواند از بصره دفاع کند. ایران نیز متقاعد شد حتی با عملیاتهای خوب تدارک یافته هم، نمی تواند عراق را شکست دهد.”

عراق برای جبران شکست در عملیات کربلای ۵ مجددا حملات هوایی به شهرها و مردم بی دفاع را از سر گرفت. ایران نیز متقابلا بغداد را زیر حملات موشکی گرفت و با اجرای آتش باران کاتیوشا روی بصره عراق را در وضعیت دشواری قرار داد.

روسها که بیش از این مترصد بهره برداری از فرصت ها برای به دست گیری ابتکار عمل در جنگ ایران و عراق و خروج از افغانستان بودند، با پیدایش تنش در روابط آمریکا با ایران و عراق و تشتت در سیاست خارجی آمریکا و مهم تر از همه بی اعتبار شدن سیاست های این کشور نزد متحدین خود، حمایت از عراق را با افزایش ارسال سلاح به این کشور تشدید کردند. بنا بر برخی گزارشها شوروی از اول ژانویه ۱۹۸۷ یک قطار هوایی برای ارسال موشکهای زمین به زمین با برد متوسط از نوع “اسکاد. بی”، تانک های مدرن “تی.۷۲”، هواپیماهای “میگ ۲۳” و “میگ ۲۷” و چهار هواپیمای سوخت رسان از نوع “توپولف ۷۲” به کار انداخت. هفته نامه ی “فارین ریپورت” معتقد است، سیاست تازه شوروی با حمایت از عراق و با هدف تضعیف ایران و وادار نمودن حکومت تهران به درخواست کمک از مسکو می باشد. زیرا به نوشته ی این هفته نامه در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران نمی تواند از آمریکا کمک های ارسالی دریافت کند. روسها چنین تصور می کردند بدین وسیله قادر خواهند بود علاوه بر این که برندهای اصلی جنگ شوند، با کسب توافق ایران، معضل افغانستان را حل کنند.

اظهارات رئیس هیات نمایندگی شوروی سابق در سازمان ملل، ماهیت سیاستهای جدید این کشور را روشن ساخت: “مسکو امیدوار است با سیاست فروش تسلیحات جنگی به عراق، ایران را وادار نماید، در صدد حل و فصل جنگ از راه گفتگو برآید. تا وقتی ایران معتقد باشد که می تواند از طریق نظامی بر عراق چیره شود، مسکو روش خود را تغییر نخواهد داد … مسکو هیچ گونه تردیدی برای تامین اسلحهی عراق به خود راه نمی دهد.”

با آشکار شدن پیروزی ایران در عملیات کربلای ۵ و ناتوانی عراق در باز پس گیری مناطق تصرف شده، گورباچف رهبر وقت شوروی سابق ضمن “بی معنی خواندن جنگ” گفت: این جنگ باید از طریق مذاکرات سیاسی پایان یابد و هر چه زودتر این اقدام صورت گیرد، بهتر خواهد بود؛ راه دیگری وجود ندارد.»

در عین حال ضرورت توجه روسها به ایران سبب گردید به رغم اصرار و تمایل عراقی ها برای دریافت موشکهای برد بلند برای تهاجم به تهران، مسکو از تحویل آن خودداری نمایند. همین مسئله منجر به شتاب بخشیدن به برنامه صنعت تسلیحات موشکی در عراق شد. که نتایج آن

یک سال بعد با حملات موشکی به تهران در اسفند ۱۳۶۶ آشکار شد.

برجسته ترین نتیجه ی پیروزی ایران در عملیات کربلای ۵ و دست آورد استراتژیک آن تثبیت توازن به سود ایران بود. در واقع مجموعه تحولات جنگ از بهمن ۱۳۶۴ با فتح فاو تا بهمن ۱۳۶۵ با پیروزی در عملیات کربلای ۵، کوشش ایران برای حفظ برتری و متقابلا تلاش عراق برای تغییر آن بود. سرانجام تحکیم مواضع دفاعی ایران در منطقه ی شرق بصره سبب گردید بر این مسئله تاکید شود که تعادل قوا به نحوی قاطع به نفع ایران، به هم خورده است»

کربلای 5

شلمچه – عکاس: احسان حاجی خانی

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code