حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۸ بهمن , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6020 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 362×
چشم و چراغ دانشجویان مسلمان
1

خاطراتی کوتاه از شهید دانشجو ابوالفضل نوری به روایت دوستان سبزه میدان شلوغ بود. ابوالفضل را دیدم. با چند نفراز اعضای سازمان مجاهدین مشغول بحث بود. من هم وارد بحث شدم. طرف مقابلم می گفت: تضاد اصل همه چیز است. نزاع مادر پیشرفت هاست. تا ساکت شد. شروع کردم به بلغور کردن کتاب هایی که […]

پ
پ

خاطراتی کوتاه از شهید دانشجو ابوالفضل نوری به روایت دوستان

سبزه میدان شلوغ بود. ابوالفضل را دیدم. با چند نفراز اعضای سازمان مجاهدین مشغول بحث بود. من هم وارد بحث شدم. طرف مقابلم می گفت: تضاد اصل همه چیز است. نزاع مادر پیشرفت هاست.
تا ساکت شد. شروع کردم به بلغور کردن کتاب هایی که این چند روز حفظ شان کرده بودم:- نه خیر مثلث تز، آنتی تز، سنتزی که شما ردیف کردید همه جا درست و صحیح نیست. ما اصولی داریم که ثابت اند…
همینطور مطالبی را که از کتاب های آقای مطهری و دکتر شریعتی و… قورت داده بودم تحویل طرف می دادم و یک ریز حرف میزدم…تا ساعت نه ده شب کارم همین بود.
خانه که رسیرم یادم افتاد با ایوالفضل کار داشتم و وقت نکردم کارهایم را ردیف کنم. زنگ زدم، برای فردا بعدظهر قرار گذاشتیم…
داشتم می رفتم سرقرار؛ سبزه میدان که رسیدم دیدم ابوالفضل از طرف چهارراه امیرکبیر با سر و صورت خونی می آید.
دویدم جلو۱- ابوالفضل چیکارت کردن نامردا ! اه … ببین تو رو خدا. چی به روزت آورده اند؟
خندید و گفت:- دیروز تو بحث ازم کم آوردند، امروز چندتایی ریختند سرم…
راوی: بیوک ملایی

*** 

ابوالفضل چشم و چراغ دانشجویان مسلمان در دانشکده بود. همیشه آماده برای جانفشانی، وقت گذاشتن و گفتگو بود. هیچ گاه در بحث های طولانی با گروه های چپ و مجاهدین خلق کم نمی آورد. حضوری مستقیم با سینه ای فراخ و رویی گشاده داشت. وضعیت علمی ابوالفضل هم ممتاز و برجسته بود. حتما وقت کافی برای مطالعات علمی و تحقیقاتی صرف می کرد که در میان هم کلاسی هایش به عنوان چهره ای علمی معروف بود. نگاه معصومانه ولی تیزبین، رفتاری صادقانه ولی با صلابت، مهربان ولی مقید به رعایت اصول اخلاقی و انسانی و بیانی با ته لهجه شیرین ترکی ولی سلیس و روان، از او شخصیتی جذاب، دوست داشتنی و منحصر به فرد به وجود آورده بود.
افراد متعددی در انجمن اسلامی فعالیت می کردند که در کوران حوادث انقلاب آبدیده شده بودند و هر یک ویژگی هایی داشتند. عده ای متفکر و برنامه ریز، عده ای دیگر توانمند در سخنرانی و استدلال، تعدادی به خوبی جلسات را اداره می کردند و خوب شعار می دادند و صداهای بلند و کش داری داشتند، گروهی شجاع و سینه سپر کرده برای برخورد و دفاع بودند ولی کمتر کسی را به یاد می آورم که همچون ابوالفضل چندین خصوصیت متفاوت و بعضا متعارض را در خود جمع کرده باشد. به همین خاطر نفوذ خاصی به ویژه در میان سال اولی ها داشت. همین که سوالی داشتی، انتقادی و عصبانیتی داشتی با کمال خونسردی و با وقار تمام در کنارت می نشست و با حوصله و صبر بسیار به سخنانت گوش می سپرد. ابتدا به تو حق می داد، تشویقت می کرد، تحسین ات می کرد که چنین حساسی و مانند بسیاری دیگر بی تفاوت نیستی و خلاصه به قدری از تو تقدیر می کرد که جایگاه سن و سال و موقعیت خود را فراموش می کردی و در عین حال اسیر و مرید بزرگ منشی، صبوری ، مردانگی او می شدی. بعد او شروع می کرد به سخن گفتن؛ آهسته، سر به زیر، با خجالت، با آبرو، سنجیده و بر مبنای اطلاعات و ظرفیت تو، می گفت و می گفت و تو سرشار می شدی، ناخواسته سر به زیر می شدی، کمی خجل و شرمنده می شدی و از فیض وجود و اطلاعات او بهره مند می شدی و ساعت ها در کنارش می نشستی و سیر نمی شدی.
این ابوالفضل نوری بود. باور کردنی نبود. در آن وانفسای شعار، فریاد، راست و دروغ، تهمت، باز هم فریادهای انقلابی، بلندگو، فحش و ناسزا، کتک و آبروریزی که همگی در آن فرو رفته بودیم؛ یک روح بزرگ، بی ادعا، پرفضیلت و راستگو می درخشید و آن ابوالفضل نوری بود. ما اصلا نه می فهمیدیم و نه می دانستیم که او چگونه و از کجا به چنین آداب و ادبی آراسته شده است. فقط از دیدنش و درک حضورش لذت می بردیم.
یادداشت دکتر محسن طلایی ماهانی

شهید ابوالفضل نوری

شهید ابوالفضل نوری

شهید ابوالفضل نوری

شهید ابوالفضل نوری

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.