پیش به سوی بیت المقدس(قسمت دوم)

تیپ 7 ولی عصر

خاطرات سردار محمدتقی اوصانلو از عملیات فتح خرمشهر(۲)

در عملیات بیت المقدس عمده نیروهای زنجان در تیپ ۷ ولی عصر(عج) و تیپ ۸ نجف اشرف بودند.چون تیپ۱۷ مال شهرهای نیروخیزی مثل قم بود و احتیاج به تامین نیرو از استان های دیگر نداشت.البته در جاهای دیگر هم نیرو داشتیم؛مثل کردستان که جزو ماموریت های دائمی و جاری سپاه زنجان بود و همیشه نیروی دو گردان در کردستان توسط سپاه زنجان تامین می‌شد.دو گردان زنجان هم در تیپ ۷ ولی عصر(عج)بود؛یکی به فرماندهی«میرزاعلی رستمخانی»[۱]و یک گروهان ویژه به فرماندهی «محمود گلزاری».[۲]

محمود اهل تبریز بود اما نیروهای گروهانش همه زنجانی بودند.روی همین حساب همه محمود را زنجانی می دانستند.او هم بیشتر وقت ها به زنجان می آمد.

به پادگان امام حسن(ع) تهران اعزام شدیم.ازآنجا هم بسته به‌ نیاز‌ یگان های مستقر در جبهه ها اعزام می کردند. اولین گروه از نیروهای زنجان به تیپ ۷ ولی عصر(عج) رفتندو ما که دومین گروه بودیم. حدود چهار گردان از نیروهای زنجان به تیپ ۸ نجف اعزام شدیم.تیپ ۸ در دانشگاه جندی شاپور اهواز مستقر بود.دانشگاهی که بعدها نام شهید «چمران» بر پیشانی اش نشست.دانشگاه جندی شاپور به شکل پادگان نظامی درآمده وبه نام «پایگاه شهید مدنی» معروف شده بود.بیشتر نیروهای تیپ نجف رزمنده های نجف آباد اصفهان بودند به فرماندهی احمد کاظمی.آقا مهدی باکری هم جانشین تیپ بود.

از زنجان چهارگردان نیرو در تیپ ۸ نجف حضور داشتیم و دو گردان هم در تیپ ۷ ولی عصر که نسبت به نیروهای دیگر شهرها قابل توجه بودند و در میان سایر نیروها به چشم می زدند.ولی این گونه هم نبود که در هیچ یگانی از زنجان نیرو نباشد.تعدای به میل خود در تیپ ۱۷ مانده بودند.در گردان کمیل و مهندسی رزمی تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) نیرو داشتیم.آقای نجم الدین تقی لو در تیپ المهدی همچنان فرمانده گردان بود و چند نفر از بچه های ما هم در کنارش بودند.

من در گردان صاحب الزمان(عج) به فرماندهی حمید باکری بودم.حسن آندی هم که با ما از زنجان اعزام شده بود معاون گردان شد.احمد‌کاظمی چند فرمانده‌گردان عملیاتی داشت که فقط درعملیات ازآنها‌ استفاده‌می کرد.فرماندهان ایم گردان ها هم نیروهای عملیانی بودند مثل حمید باکری که درعملیات در گردان استفاده می کرد و می فرستاد پای کار.من قبل از این شناختی از حمید باکری نداشتم اینجا با هم آشنا شدیم.

رحیم تاران،ناصر اشتری و محمود عباسی از نیروهای زنجان از دیگر فرماندهان گردان تیپ ۸نجف بودند.

وقتی گردان ما شکل گرفت آموزش ها شروع شد.ضمن آموزش گردان ها به نوبت تجهیز می شدند.البته با توجه به امکانات آن مقطع از جنگ امکان تجهیز همه یکجا نبود.آرام آرام و به نوبت تجهیزات و امکانات می آوردند؛حتی در فتح المبین ما کلاش نداشتیم.چند روز مانده به عملیات تعدای کلاش آوردند ،خوشحال شده بودیم که اسلحه جدیدی آورده اند.آموزش می دیدیم وتجهیز می شدیم و برای عملیات آمادگی پیدا می کردیم.

اردیبهشت ماه بود وهوا به شدت گرم تحمل این شرایط برای بچه های آذربایجان و زنجان سخت یود.موقع آموزش عرق از سر و رویمان می بارید.شناسایی های منطقه عملیاتی خرمشهر بلافاصله پس از عملیات فتح المبین شروع شد و با نتایج به دست آمده فرماندهان معتقد بودند عراقی ها با توجه به عملیات فتح المبین انتظار حمله دیگری را حداقل تا چند ماه دیگر از سوی ایرانی ها ندارند.این بهترین فرصت برای ضربه زدن به آنها و بازپس گیری خرمشهر به نظر می رسید.

روز به روز به عملیات نزدیک می شدیم.وقتی مانور عملیات مشخص شد فهمیدیم که تیپ ۸ در مرحله اول عملیات که به منظور دسترسی به آن سوی کارون صورت می گرفت،نقش اصلی نداردولی تیپ ۷وارد عمل می شد و یکی ار یگان های اصلی در مرحله نخست عملیات محسوب می شد.

احمد کاظمی فرمانده تیپ در دانشگاه جندی شاپور برایمان صحبت کرد و مانور عملیات را گفت و قدری هم از خرمشهر صحبت کرد:«بنده به عنوان فرمانده تیپ نجف اشرف خدمتتان عرض می کنم که دشمن برای دفاع از خرمشهر تدابیر خاص خود را انجام داده و یک دفاع مستقلی را برای خرمشهر در نظر گرفته وتوسط میادین مین و کانال شهر را در حصار گرفته است.دشمن به تصور خودش خرمشهر را به یک دژ نفوذناپذیر تبدیل کرده است.خود شهر و ساختمان های آن را مجهز به سلاح های مختلف و تعداد زیادی از ساختمان ها را تخریب کرده ومیدان های مختلف جنگ تهیه کرده تا وقتی رزمندگان اسلام ‌حمله کردند از سقوط دژ جلوگیری کند اما ان شاء الله با یک حمله برق آسا دشمن را از خرمشهر بیرون خواهیم کرد.»

وقتی احمد آقاصحبت می کرد صدای تپش قلبم را می شنیدم‌‌که از شوق رسیدن به خرمشهر خودش را به سینه ام می‌کوبید.بعد هم حمید آقا باکری ماموریت گردان مان را به صورت ریز توجیه کرد.

وسعت عملیات بیت المقدس حدود ۵۴۰۰ کیلومتر مربع و نزدیک به سه برابر منطقه عملیاتی فتح المبین بود.این منطقه از شمال به کرخه‌کور از جنوب به اروند رود و خرمشهر،ازشرق به رود‌کارون و از غرب به هورالعظیم و دژهای مرزی عراق محدود می شد.برخلاف منطقه عملیاتی فتح المبین منطقه عملیاتی بیت المقدس از عوارض طبیعی قابل توجهی که بتوان پشت آنها پناه گرفت خالی بود و این موضوع کار را سخت می کرد.با توجه به گسترش منطقه عملیاتی و وجود چندین لشکر و تیپ مجهز عراق در اطراف رودخانه کرخه ،نیسان به دارخوئین،جنوب جفیر و غرب جاده اهواز خزمشهرو رودخانه کارون، ارتش و سپاه حدود ۱۹۵ گردان از نیروهای زرهی مکانیزه و پیاده را برای عملیات و پشتیبانی از آن در نظر گرفته بودند.کار شناسایی منطقه عملیاتی توسط نیروهای سپاه و با مسئولیت برادر«حسن باقری» و به دلیل دقت در کار شناسایی رزمندگان تیپ حضرت رسول(ص) با سختی امام بی آنکه به مشکل اساسی برخورد کنند به جاده اهواز خرمشهر رسیدند و از نزدیک ترین نقطه ای که ممکن بود نیروهای اسلام به خرمشهر نزدیک شدند..

[۱]-وی در حالی که فرمانده محورعملیاتی لشکر عاشورا بود در عملیات بدر شهید شد.

[۲]-در عملیات بدر شهید شد.اما جنازه اش را چند سال بعدآوردندو در گلزار شهدای تبریز-وادی رحمت-به خاک سپرده شد.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code