پیام امام خمینی به مناسبت حج خونین

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَى اللَّه وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوتُ فَقَدْ وَقَعَ اجرُهُ عَلَى اللَّهِ الحَمْدُ للَّهِ عَلى‏ آلائِهِ و الصَّلاهُ وَ السَّلامُ عَلى‏ أَنبیائِهِ سیّما خاتَمِهِم وَ أَفْضَلِهِم وَ عَلى‏ أَوْلِیائه وَ خاصَّهِ عِبادِهِ سیّما خاتَمِهِم وَ قائِمِهِمْ ارْواحُ العالَمینَ لِمَقْدَمِهِ الفِداء.

قلمها و زبانها و گفتارها و نوشتارها عاجز است از شکر نعمتهاى بى‏پایانى که نصیب عالمیان شده و مى‏شود. خالقى که با جلوه سراسر نورانى خود، عوالم غیب و شهادت و سرّ و عَلَن را به نعمت وجود آراسته و به برکت برگزیدگانش به ما رسانده که؛ اللَّهُ نُورُ السَّموات وَ الأَرضِ و با ظهور جمیلش پرده از جمالش برافکنده که؛ هُوَ الْاوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ و به کتب مقدس آسمانى‏اش که از حضرت غیب بر انبیائش از صفى اللَّه تا خلیل اللَّه و از خلیل اللَّه تا حبیب اللَّه- صلوات اللَّه و سلامه علیهم و سلم- نازل فرموده، راه وصول به کمالات و فناى در کمال مطلق را تعلیم فرموده و سلوک الى اللَّه را گوشزد کرده چون کریمه وَ مَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً الَى اللَّه و طریق برخورد با مؤمنین و دوستان خود و ملحدین و مستکبرین و دشمنان خویش را آموخته: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ اشِدّاءُ عَلَى‏ الْکُفَّار رُحَماءُ بَیْنَهُمْ. و هزاران شکر که ما را از امت خاتم النبیین محمد مصطفى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- قرار داد، افضل و اشرف موجودات و از پیروان قرآن مجید، اعظم و اشرف کتب مقدسه و صورت کتبیه حضرت غیب مستجمع جمیع کمالات به صورت وحدت جمیعه و ضمانت حفظ و صیانت آن را از دستبرد شیاطین انس و جن فرموده؛ انَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِکْرَ وَ انَّا لَهُ لَحافِظُونَ قرآنى که نه یک حرف بر آن افزوده شده و نه یک حرف کاسته. کتاب کریمى که ما را از برخورد انبیاى معظم الهى با مستکبرین جهان و جهانخواران طول تاریخ آگاه نموده و از طریقه حضرت خاتم الرسل- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- با مشرکان و زورگویان و کفار و در رأس آنان منافقان، مطلع کرده و این برخورد، جاویدان و براى هر عصرى و هر مصرى است.

در این کتاب جاوید مى‏بینیم که فرموده: قُلْ انْ کانَ اباؤُکُم وَ ابناؤکُمْ وَ اخوانُکُمْ وَ ازْواجُکُم وَ عَشیرَتُکُم وَ امْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَهٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها احَبَّ الَیکُم مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فى سَبیلِهِ فَتَربَّصُوا حَتّى‏ یَأتِىَ اللَّهُ بِامْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِى الْقَومَ الفاسِقینَ؛ خطاب به مصلحت‏اندیشان و سازشکاران و متأسفان براى شهادت جوانان و از دست رفتن مالها و جانها و خسارتهاى دیگر وارد شده و جالب آنکه بعد از حبّ خداى تعالى و رسول اکرم- صلى اللَّه علیه و آله- در بین تمام احکام الهى، جهاد فى سبیل اللَّه را ذکر فرموده و تنبه داده که جهاد فى سبیل اللَّه در رأس تمام احکام است که آن حافظ اصول است و تذکر داده که در صورت قعود از جهاد، منتظر عواقب آن باشید، از ذلت و اسارت و بر باد رفتن ارزشهاى اسلامى و انسانى و نیز از همان چیزها که خوف آن را داشتید از قتل عام صغیر و کبیر و اسارت ازواج و عشیره. و بدیهى است که همه اینها پیامد ترک جهاد، خصوصاً جهاد دفاعى است که ما اکنون گرفتار آن هستیم و اشاره به این امر است آیه کریمه فَلْیَحْذَرِ الَّذینَ یُخالِفوُنَ عَنْ امْرِهِ انْ تُصیبَهُم فِتْنَهٌ اوْ یُصیبَهُمْ عَذابٌ الیمٌ. و کدام فتنه و بلیه بالاتر از آنچه دشمنان اسلام، خصوصاً در این زمان براى برچیدن اساس اسلام و برپا کردن حکومتهایى مثل ستمشاهى و برگرداندن مستشاران غارتگر و بر باد رفتن حرث و نسل ملت و بر سر کشور و ملت ایران، آن آید که بر سر کشور عراق و ملت مظلوم آن در این چند سال آمد.

و حمد و شکر بى‏پایان بر ذات مقدس ربوبیت که با تربیتهاى معنوى خود ملت ایران را از غرقاب فساد ستمشاهى نجات بخشیده و راه و رسم زیستن مستقل در پناه بیرق شکوهمند اسلام را به آنان آموخت و امروز در جهان کشورى نیست جز ایران که از دخالت ابرقدرتها پیراسته باشد و سرنوشت خویش را خود بر اساس اسلام عزیز تعیین کند و دست به سینه اغیار زند و خداوند بر ما منت نهاد که در سایه این ملت زندگى مى‏کنیم. و شکر بى‏پایان بر عنایات حق- جل و علا- که در آستان عزیمت حجاج محترم ایرانى به سوى معبد عشق و مرقد معشوق و هجرت به سوى خداى تعالى و رسول معظمش- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- نداى اسلام بر اقصا بلاد جهان طنین افکنده و بیرق معنوى اسلام در اقطار عالم به اهتزاز درآمده و چشمهاى جهانیان به سوى کشور ولى اللَّه اعظم- ارواحنا لمقدمه الفداء- دوخته شده و به رغم بدخواهان و منحرفان که کوس رسوایى‏شان بر سر بازارها زده شده و بر خلاف خوابهاى خرگوشى آنان که وعده سقوط جمهورى اسلامى را در سه ماه یا یک سال به خود و اربابان خود مى‏دادند، امروز پس از سالها، کشور عزیز اسلامى ایران از همیشه پایدارتر و ملت عظیم آن سرافرازتر و قواى مسلحه آن پرقدرت‏تر و جوانان و سالمندان آن مصمم‏تر و حوزه‏هاى مقدس علمیه آن در سایه مراجع معظم و علماى اعلام- کثَّر اللَّه أمثالهم- پرشورتر و پیوند حوزه‏ها و دانشگاهها استوارتر و قواى سه‏گانه آن فعالتر و جهات سیاسى و فرهنگى و نظامى آن رو به رشدتر. و دشمنان آن، که در حقیقت دشمنان اسلام و استقلال کشور هستند ضعیفتر و زبونتر و کاخهاى مستکبران لرزانتر و رسوایى کاخ سیاه برملاتر و پریشان گویى و دلهره کاخ‏نشینان افزونتر و سردرگمى رسانه‏هاى گروهى جهان- که انعکاس سردرگمى کاخ‏نشینان زورگو است- واضحتر گردیده و لازم است در این جوّى که پیش آمده است، مسلمین و مستضعفان جهان آگاهانه از آن استفاده کرده و جمیع فِرَق مسلمین و مستضعفان دست در دست هم داده و خودشان را از قید اسارت ابرقدرت‏ها خارج نمایند. اینک تذکراتى را عرض مى‏کنم:

۱- اعلان برائت از مشرکان که از ارکان توحیدى و واجبات سیاسى حج است، باید در ایام حج به صورت تظاهرات و راهپیمایى با صلابت و شکوه هر چه بیشتر و بهتر برگزار شود و حجاج محترم ایرانى و غیر ایرانى با هماهنگى کامل با مسئولین حج و نماینده این جانب، جناب حجت الاسلام آقاى کروبى در کلیه مراسم شرکت نمایند و فریاد کوبنده برائت از مشرکان و ملحدان استکبار جهانى و در رأس آنان امریکاى جنایتکار را در کنار خانه توحید طنین اندازند و از ابراز بغض و کینه خود نسبت به دشمنان خدا و خلق غافل نشوند. مگر تحقق دیانت جز اعلام محبت و وفادارى نسبت به حق و اظهار خشم و برائت نسبت به باطل است؟ حاشا که خلوص عشق موحدین جز به ظهور کامل نفرت از مشرکین و منافقین میسر شود و کدام خانه‏اى سزاوارتر از کعبه و خانه امن و طهارت و ناس که در آن به هر چه تجاوز و ستم و استثمار و بردگى و یا دون صفتى و نامردمى است عملًا و قولًا پشت شود و در تجدید میثاق أَ لَسْتُ بِرَبِّکُم بت آلهه‏ها و اربابان مُتِفَرِّقُونَ شکسته شود و خاطره مهمترین و بزرگترین حرکت سیاسى پیامبر- صلى اللَّه علیه و آله- در وَ اذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسوُلِهِ الَى النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الْاکبَرِ زنده بماند و تکرار شود، چرا که سنت پیامبر صلى اللَّه علیه‏ و آله- و اعلان برائت کهنه شدنى نیست و نه تنها اعلان برائت به ایام و مراسم حج منحصر نشود، که باید مسلمانان فضاى سراسر عالم را از محبت و عشق نسبت به ذات حق و نفرت و بغض عملى نسبت به دشمنان خدا لبریز کنند و به وسوسه خناسان و شبهات تردیدآفرینان و متحجرین و منحرفین گوش فرا ندهند و لحظه‏اى از این آهنگ مقدس توحیدى و جهان شمولى اسلام، غفلت نکنند که مسلماً جهانخواران و دشمنان ملتها، بعد از این آرام و قرار نخواهند داشت و به حیله‏ها و تزویرها و چهره‏هاى گوناگون متمسک مى‏شوند و روحانى‏نماها و آخوندهاى دربارى و اجیرشدگان سلاطین و ملیگراها و منافقین به فلسفه‏ها و تفسیرها و برداشتهاى غلط و منحرف روى مى‏آورند و براى خلع سلاحهاى مسلمانان و ضربه زدن به صلابت و ابهت و اقتدار امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- به هر کارى دست مى‏زنند و چه بسا جاهلان مُتنسّک بگویند که قداست خانه حق و کعبه معظمه را به شعار و تظاهرات و راهپیمایى و اعلان برائت نباید شکست و حج جاى عبادت و ذکر است نه میدان صف آرایى و رزم و نیز چه بسا عالمان مُتهتّک «۲» القا کنند که مبارزه و برائت و جنگ و ستیز، کار دنیاداران و دنیا طلبان بوده است و ورود در مسائل سیاسى، آن هم در ایام حج دون شأن روحانیون و علما مى‏باشد. که خود این القائات نیز از سیاست مخفى و تحریکات جهانخواران به شمار مى‏رود که مسلمانان باید با همه امکانات و وسایل لازم به مقابله جدى و دفاع از ارزشهاى الهى و منافع مسلمین برخیزند و صفوف مبارزه و دفاع مقدس خویش را محکم و مستحکم نمایند و به این بیخبران و دلمردگان و پیروان شیاطین بیش از این مجال حمله را به صفوف عقیده و عزت مسلمانان ندهند و از همه جا و همه سرزمینها و خصوصاً از کعبه حق به جنود خدا متصل شوند و زائران عزیز، از بهترین و مقدسترین سرزمینهاى عشق و شعور و جهاد به کعبه بالاترى رهسپار شوند و همچون سید و سالار شهیدان حضرت ابى عبد اللَّه الحسین- علیه السلام- از احرام حج به احرام حرب و از طواف کعبه و حرم به طواف صاحب بیت و از تَوضّؤ زمزم به غسل شهادت و خون رو آورند و به امتى شکست ناپذیر و بنیانى مرصوص مبدل گردند که نه ابرقدرت شرق یاراى مقابله آنان را داشته باشد نه غرب که مسلماً روح و پیام حج چیز دیگرى غیر از این نخواهد بود که مسلمانان، هم دستور العمل جهاد با نفس را بگیرند و هم برنامه مبارزه با کفر و شرک را.

به هر حال اعلان برائت در حج، تجدید میثاق مبارزه و تمرین تشکل مجاهدان براى ادامه نبرد با کفر و شرک و بت‏پرستها است و به شعار هم خلاصه نمى‏شود که سرآغاز علنى ساختن منشور مبارزه و سازماندهى جنود خداى تعالى در برابر جنود ابلیس و ابلیس صفتان است و از اصول اولیه توحید به شمار مى‏رود و اگر مسلمانان در خانه ناس و خانه خدا از دشمنان خدا اظهار برائت نکنند، پس در کجا مى‏توانند اظهار نمایند؟ و اگر حرم و کعبه و مسجد و محراب، سنگر و پشتیبان سربازان خدا و مدافعان حرم و حرمت انبیا نیست، پس مأمن و پناهگاه آنان در کجاست؟

خلاصه، اعلان برائت مرحله اول مبارزه و ادامه آن مراحل دیگر وظیفه ما است و در هر عصر و زمانى جلوه‏ها و شیوه‏ها و برنامه‏هاى متناسب خود را مى‏طلبد و باید دید که در عصرى همانند امروز که سران کفر و شرک همه موجودیت توحید را به خطر انداخته‏اند و تمامى مظاهر ملى و فرهنگى و دینى و سیاسى ملتها را بازیچه هوسها و شهوتها نموده‏اند چه باید کرد. آیا باید در خانه‏ها نشست و با تحلیلهاى غلط و اهانت به مقام و منزلت انسانها و القاى روحیه ناتوانى و عجز در مسلمانان، عملًا شیطان و شیطان زادگان را تحمل کرد و جامعه را از وصول به خلوص که غایت کمال و نهایت آمال است، منع کرد و تصور نمود که مبارزه انبیا با بت و بت‏پرستها منحصر به سنگ و چوبهاى بیجان بوده است و نعوذ باللَّه پیامبرانى همچون ابراهیم در شکستن بتها پیشقدم و اما در مصاف با ستمگران، صحنه مبارزه را ترک کرده‏اند؟ و حال آنکه تمام بت‏شکنیها و مبارزات و جنگهاى حضرت ابراهیم با نمرودیان و ماه و خورشید و ستاره‏پرستان مقدمه یک هجرت بزرگ و همه آن هجرتها و تحمل سختیها و سکونت در وادى غیر ذى زرع و ساختن بیت و فدیه اسماعیل، مقدمه بعثت و رسالتى است که در آن، ختم پیام‏آوران، سخن اولین و آخرین بانیان و مؤسسان کعبه را تکرار مى‏کند و رسالت ابدى خود را با کلام ابدى انَّنىِ بَری‏ءٌ مِمَّا تُشْرِکُون ابلاغ مى‏نماید که اگر غیر از این تحلیل و تفسیرى ارائه دهیم، اصلًا در زمان معاصر، بت و بت‏پرستى وجود ندارد و راستى کدام انسان عاقلى است که بت‏پرستى جدید و مدرن را در شکلها و افسونها و ترفندهاى ویژه خود نشناخته باشد و از سلطه‏اى که بتخانه‏هایى چون کاخ سیاه بر ممالک اسلامى و خون و ناموس مسلمین و جهان سوم پیدا کرده‏اند، خبر نداشته باشد.

امروز فریاد برائت ما از مشرکان و کافران، فریادِ از ستم ستمگران و فریاد امتى است که جانشان از تجاوزات شرق و غرب و در رأس آنان امریکا و اذناب آن به لب رسیده است و خانه و وطن و سرمایه‏اش به غارت رفته است. فریاد برائت ما، فریاد ملت مظلوم و ستم- دیده- کشیده افغانستان است و من متأسفم که شوروى به تذکر و هشدار من در مورد افغانستان عمل ننمود و به این کشور اسلامى حمله کرد. بارها گفته‏ام و اکنون نیز تذکر مى‏دهم که ملت افغانستان را به حال خود رها کنید، مردم افغانستان سرنوشت خودشان را تعیین نموده و استقلال واقعى خود را تضمین مى‏کنند و به ولایت کرملین یا قیمومت امریکا احتیاجى ندارند و مسلم بعد از خروج نظامیان بیگانه از کشورشان، به سلطه دیگرى گردن نمى‏نهند و پاى امریکا را اگر قصد دخالت و تجاوز در کشورشان کرده باشد، مى‏شکنند.

و نیز فریاد برائت ما فریاد مردم مسلمان آفریقا است، فریاد برادران و خواهران دینى ما که به جرم سیاه بودن، تازیانه ستمِ سیه‏روزان بى‏فرهنگِ نژادپرست را مى‏خورند.

فریاد برائت ما، فریاد برائت مردم لبنان و فلسطین و همه ملتها و کشورهاى دیگرى است که ابرقدرتهاى شرق و غرب، خصوصاً امریکا و اسرائیل به آنان چشم طمع دوخته‏اند و سرمایه آنان را به غارت برده‏اند و نوکران و سرسپردگان خود را به آنان تحمیل نموده‏اند و از فواصل هزاران کیلومتر راه به سرزمینهاى آنان چنگ انداخته و مرزهاى آبى و خاکى کشورشان را اشغال کرده‏اند.

فریاد برائت ما، فریاد برائت همه مردمانى است که دیگر تحمل تفرعن امریکا و حضور سلطه طلبانه آن را از دست داده‏اند و نمى‏خواهند صداى خشم و نفرتشان براى ابد در گلوهایشان خاموش و افسرده بماند و اراده کرده‏اند که آزاد زندگى کنند و آزاد بمیرند و فریادگر نسلها باشند.

فریاد برائت ما، فریاد دفاع از مکتب و حیثیات و نوامیس، فریاد دفاع از منابع و ثروتها و سرمایه‏ها، فریاد دردمندانه ملتهایى است که خنجر کفر و نفاق قلب آنان را دریده است.

فریاد برائت ما، فریاد فقر و تهیدستى گرسنگان و محرومان و پابرهنه‏هایى است که حاصل عرق جبین و زحمات شبانه روزى آنان را، زراندوزان و دزدان بین المللى به یغما برده‏اند و حریصانه از خون دل ملتهاى فقیر و کشاورزان و کارگران و زحمتکشان، به اسم سرمایه دارى و سوسیالیزم و کمونیزم مکیده و شریان حیات اقتصاد جهان را به خود پیوند داده‏اند و مردم جهان را از رسیدن به کمترین حقوق حقه خود محروم نموده‏اند.

فریاد برائت ما، فریاد امتى است که همه کفر و استکبار به مرگ او در کمین نشسته‏اند و همه تیرها و کمانها و نیزه‏ها به طرف قرآن و عترت عظیم نشانه رفته‏اند و هیهات که امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و سیراب‏شدگان کوثر عاشورا و منتظران وراثت صالحان به مرگ ذلت بار و به اسارت غرب و شرق تن در دهند و هیهات که خمینى، در برابر تجاوز دیوسیرتان و مشرکان و کافران به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا و امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و پیروان ابراهیم حنیف ساکت و آرام بماند و یا نظاره‏گر صحنه‏هاى ذلت و حقارت مسلمانان باشد. من خون و جان ناقابل خویش را براى اداى واجب حق و فریضه دفاع از مسلمانان آماده نموده‏ام و در انتظار فوز عظیم شهادتم.

قدرتها و ابرقدرتها و نوکران آنان مطمئن باشند که اگر خمینى یکه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت‏پرستى است ادامه مى‏دهد و به یارى خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‏هاى مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت‏ را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانى که به ستم و ظلم خویشتن اصرار مى‏نمایند سلب خواهد کرد. آرى، شعار «نه شرقى و نه غربى» ما، شعار اصولى انقلاب اسلامى در جهان گرسنگان و مستضعفین بوده و ترسیم‏کننده سیاست واقعىِ عدم تعهد کشورهاى اسلامى و کشورهایى است که در آینده نزدیک و به یارى خدا اسلام را به عنوان تنها مکتب نجاتبخش بشریت مى‏پذیرند و ذره‏اى هم از این سیاست عدول نخواهد شد و کشورهاى اسلامى و مردم مسلمان جهان نباید وابسته به غرب و اروپا و امریکا و نه وابسته به شرق، شوروى، که ان شاء اللَّه تعالى به خدا و رسول خدا و امام زمان وابسته است و به طور قطع و یقین، پشت کردن به این سیاست بین المللى اسلام، پشت کردن به آرمان مکتب اسلام و خیانت به رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و ائمه هدى- علیهم السلام- است و نهایتاً مرگ کشور و ملت ما و تمامى کشورهاى اسلامى است و کسى گمان نکند که این شعار، شعار مقطعى است که این سیاست، ملاک عمل ابدى مردم ما و جمهورى اسلامى ما و همه مسلمانان سرتاسر عالم است. چرا که شرط ورود به صراط نعمت، حق برائت و دورى از صراط گمراهان است که در همه سطوح و جوامع اسلامى باید پیاده شود. مسلمانان بعد از شرکت در راهپیماییهاى برائت و اعلان همبستگى با ملت دلاور ایران، باید به فکر رمى استعمار از کشورها و سرزمینهاى اسلامى خود باشند و براى بیرون راندن جنود ابلیس و برچیدن پایگاههاى نظامى شرق و غرب از کشورهاى خود تلاش نمایند و نگذارند دنیاخواران از امکانات آنان، در جهت منافع خود و ضربه زدن به کشورهاى اسلامى استفاده کنند که این بزرگترین ننگ و عار کشور و سران ممالک اسلامى است که بیگانگان به مراکز سرّى و نظامى مسلمانان راه پیدا کنند. مسلمانان از هیاهو و طبلهاى تو خالى و تبلیغاتِ ظالمانه نهراسند که کاخها و قدرتهاى نظامى و سیاسى استکبار جهان، همانند لانه عنکبوت سست و در حال فرو ریختنند. مسلمانان جهان باید به فکر تربیت و کنترل و اصلاح سران خود فروخته بعض کشورها باشند و آنان را با نصیحت یا تهدید از این خواب گرانى که هم خودشان و هم منافع ملتهاى اسلامى را به باد فنا مى‏دهد، بیدار نمایند و به این سرسپردگان و نوکران هشدار بدهند و خودشان هم با بصیرت کامل از خطر منافقین و دلالان استکبار جهانى غافل نشوند و دست روى دست نگذارند و نظاره‏گر صحنه شکست اسلام و غارت سرمایه‏ها و منابع و نوامیس مسلمین نباشند.

ملتهاى مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفر خویش را از سازشکارى و مصالحه رهبران ننگین و خودفروخته‏اى که به نام فلسطین، آرمان مردم سرزمینهاى غصب شده و مسلمانان این خطه را به تباهى کشیده‏اند به دنیا اعلام و نگذارند این خائنان بر سر میز مذاکره‏ها و رفت و آمدها، حیثیت و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطین [را] خدشه‏دار کنند، که این انقلابى‏نماهاى کم شخصیت و خودفروخته به اسم آزادى قدس به امریکا و اسرائیل متوسل شده‏اند. عجبا که هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطین بیشتر مى‏گذرد، سکوت و سازش سران کشورهاى اسلامى و طرح مماشات با اسرائیل غاصب بیشتر و حتى از تبلیغ و شعار رهایى بیت المقدس هم خبرى به گوش نمى‏رسد و اگر دولت و مردم کشورى همانند ایران که خود نیز در حالت دفع تجاوز و جنگ و محاصره است، به پشتیبانى از مردم فلسطین برخاسته و فریاد مى‏زند، او را محکوم مى‏کنند و حتى از اینکه یک روز هم به نام قدس برگزار شود، وحشت نموده‏اند. نکند که اینان تصور کرده‏اند که گذشت زمان، سیرت و صورت جنایتهاى اسرائیل و صهیونیزم را دیگرگون ساخته است و گرگهاى خون‏آشام صهیونیزم، از فکر تجاوز و غصب سرزمینهاى از نیل تا فرات دست برداشته‏اند. مسئولین محترم کشور ایران و مردم ما و ملتهاى اسلامى از مبارزه با این شجره خبیثه و ریشه کن کردن آن، دست نخواهند کشید و به یارى خداوند تعالى از قطرات پراکنده پیروان اسلام و توان معنوى امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و امکانات کشورهاى اسلامى باید استفاده کرد و با تشکیل هسته‏هاى مقاومت حزب اللَّه در سراسر جهان اسرائیل را از گذشته جنایت بار خود پشیمان و سرزمینهاى غصب‏شده مسلمانان را از چنگال آنان خارج کرد. من همان گونه که بارها و در سالهاى گذشته قبل و بعد از انقلاب هشدار داده‏ام، مجدداً خطر فراگیرى غده چرکین و سرطانى صهیونیزم را در کالبد کشورهاى اسلامى گوشزد مى‏کنم و حمایت‏ بیدریغ خود و ملت و دولت و مسئولین ایران را از تمامى مبارزات اسلامى ملتها و جوانان غیور و مسلمان در راه آزادى قدس، اعلام مى‏نمایم و از جوانان عزیز لبنان که موجب سرافرازى امت اسلام در خوارى و ذلت جهانخواران گردیده‏اند، تشکر مى‏کنم و براى موفقیت همه عزیزانى که در داخل سرزمینهاى اشغالى و یا در کنار این کشور غصب شده، با تکیه به سلاح ایمان و جهاد به اسرائیل و منافع آن ضربه مى‏زنند دعا مى‏کنم و اطمینان مى‏دهم که ملت ایران، شما را تنها نخواهد گذاشت. به خداى تعالى توکل کنید و از قدرت معنوى مسلمانان بهره جویید و با سلاح تقوا و جهاد و صبر و مقاومت بر دشمنان حمله برید که انْ تَنصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ اقدامَکُمْ.

۲- از آنجا که جنگ در رأس امور و برنامه‏هاى کشور ماست، جهانخواران در آستانه پیروزى قاطع ملت ایران بر نظام پوسیده و رو به زوال عفلقیان، تلاش گسترده‏اى را در جهت مشوه ساختن افکار عمومى جهانیان به کار گرفته‏اند تا بعد از آن همه تجاوزات و جنایات صدامیان و سکوت مجامع بین المللى، ما را جنگ طلب معرفى نمایند. و چه بسا با این حربه جدید، افراد ناآگاهى را تحت تأثیر قرار داده باشند. لازم است براى روشن شدن افکار عمومى ملتهاى دربند و خصوصاً زائران محترم نکاتى را یادآور شوم.

دنیا از آغاز جنگ تا کنون و در تمام مراحل دفاعى ما، هیچ گاه با زبان عدالت و بیطرفى با ما سخن نگفته است. آن روزى که صدام و حزب بعث از روى غرور و بیخردى به منظور ساقط نمودن نظام نوپاى جمهورى اسلامى ایران به کشور عزیزمان ایران حمله نمود و قراردادهاى بین المللى را پاره کرد و شخصاً تجاوزات هوایى و دریایى و زمینى ارتش را رهبرى مى‏نمود و نه تنها خانه‏هاى یک شهر و روستا، که مراکز دهها شهر و صدها روستا را با خاک یکسان مى‏کرد و کودکان معصوم ملت ما را در آغوش مادرانشان به شهادت مى‏رساند و تجاوزات و وحشیگریها را تا آنجا ادامه داد که قلم از نوشتن و زبان از بیان آنان شرم مى‏کند و نیز در آن روزى که صدام اولین جرقه و شعله‏هاى آتش‏ جنگ را در خرمن امنیت همه کشورهاى اسلامى و خلیج فارس برافروخت، هیچ کس از این مدعیان صلح، جلوى آتش‏افروزى او را نگرفته و از امکانات و اهرمهاى فشار و قراردادهاى خود در جهت کنترل و مهار او بهره نجست و به دفاع از ملت مظلوم و ستمدیده ایران و عراق برنخاست و به صدام، این آغازکننده جنگ، نگفت که به کدام گناه و به چه جرمى ملت ایران باید کشته شوند! و به کدام گناه میلیونها زن و مرد و پیر و جوان آواره شوند و یا خانه و کاشانه‏شان ویران گردد! و به کدام جرم و گناه حاصل زحمات دهها ساله تلاش و سرمایه گذارى یک ملت در صنایع و کارخانجات و مزارع و کشتزارها سوخته و بر باد برود! آیا جرم ما، ایرانى بودن ما است، جرم ما فارسى بودن ما است، جرم ما اختلافات و تنازعات گذشته مرزى ما است؟ خیر، چنین نیست. امروز همه مى‏دانند جرم واقعى ما از دید جهانخواران و متجاوزان، دفاع از اسلام و رسمیت دادن به حکومت جمهورى اسلامى به جاى نظام طاغوت ستمشاهى است، جرم و گناه ما احیاى سنت پیامبر- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و عمل به دستورات قرآن کریم و اعلان وحدت مسلمانان اعم از شیعه و سنى، براى مقابله با توطئه کفر جهانى و پشتیبانى از ملت محروم فلسطین و افغانستان و لبنان و بستن سفارت اسرائیل در ایران و اعلام جنگ با این غده سرطانى و صهیونیسم جهانى و مبارزه با نژادپرستى و دفاع از مردم محروم آفریقا و لغو قراردادهاى بردگى رژیم کثیف پهلوى با امریکاى جهانخوار بوده است. و نزد جهانخواران و نوکران بى‏اراده آنان چه گناهى بالاتر از اینکه کسى از اسلام و حاکمیت آن سخن بگوید و مسلمانان را به عزت و استقلال و ایستادگى در مقابل ستم متجاوزان دعوت کند.

ما به این نکته نه فقط در جنگ تحمیلى، که از روز نخست شروع مبارزه و از ۱۵ خرداد تا بیست و دوم بهمن رسیده‏ایم و به خوبى دریافته‏ایم که براى هدف بزرگ و آرمانى اسلامى، الهى باید بهاى سنگینى پرداخت نماییم و شهداى گرانقدرى را تقدیم کنیم و جهانخواران ما را راحت و آرام نخواهند گذاشت و با استفاده از ایادى داخلى و خارجى‏شان به ما شبیخون زده و خون عزیزان ما را بر بستر کوچه‏ها و خیابانها و مرزهایمان جارى مى‏کنند و همین گونه شد وقتى که فریاد اسلامخواهى مردم کشور ما در ۱۵ خرداد به گوش امریکا رسید و وقتى که براى اولین بار غرور امریکا و اقتدار و ابرقدرتىِ او در اعتراض به مصونیت کارگرانش در ایران شکسته شد و امریکا متوجه اقتدار و رهبرى علما و روحانیت اسلام و عزم جزم و اراده پولادین ملت ایران براى کسب آزادى و استقلال و رسیدن به نظام عدل اسلامى گردید، به نوکر بى‏اراده و وطن فروش و فرومایه خود، محمد رضا خان دستور داد که صداى اسلامخواهى ملت ما را خاموش کند و از او پیمان گرفت تا همه افرادى که در برابر امریکا قد علم کرده‏اند را نابود کند و همه دیدیم که این خائنان و سرسپردگان در این مأموریت شوم لحظه‏اى درنگ ننمودند و به نام مأموریت و آزادى و رسیدن به دروازه تمدن بزرگ، از کشته‏هاى این ملت پشته‏ها ساختند و در و دیوار کشور ما را از فیضیه گرفته تا دانشگاه و از دانشگاه تا کوچه و بازار و خیابان و از خیابان تا مسجد و محراب به خون عزیزان و جوانان تکبیر گوى پیرو خدا و رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله- را رنگین کردند و در شرایطى که جلادان رژیم ستمشاهى پر و بال و برگ و شاخه شجره طیبه آزادى را مى‏شکستند، همه جهانخواران در یک اقدام هماهنگ تبلیغاتى و بین المللى شاه را متمدن و مترقى، و آزادى طلبان و مسلمانان را مرتجع و خواسته‏هاى اسلامى آنان را ارتجاع سیاه معرفى کردند و در ادامه همان سیاست سرکوب بود که در کربلاى خونرنگ ایران جنایات یزیدیان را دهها بار در عاشوراها و تاسوعاها تکرار نمودند و مملکت ما را به جزیره آرام و ثبات امریکا و به قبرستان و خرابه این ملت مبدل ساختند که من در روز ورود به کشور عزیز ایران در بهشت زهرا گفتم که شاه مملکت ما را ویران و قبرستانهاى آن را آباد نمود و الآن نیز همان سخن را تکرار مى‏کنم که شاه کشور ما را ویران و قبرستانها را آباد کرد ولى شاه که بود و به دستور چه کسى عمل مى‏کرد؟ که اگر او به تنهایى و به فکر فاسد و تبهکار خود عمل مى‏کرد چه بسا قضایا بعد از رفتن او خاتمه مى‏یافت. ولى چه کسى است که نداند شاه نوکر و مأمور امریکا و تمامى شهیدان و عزیزان ما، خونبها و قربانیانى بودند که به خاطر آزادى از آنان گرفته شد و کار او مأموریتى بوده است که براى اربابان‏ خود به انجام رسانید و تا توانست انتقام امریکا را از اسلام و مسلمین گرفت ولى کارگزار اصلى ماجرا یعنى خود امریکا در پشت صحنه باقى مانده بود، امریکایى که از اسلام راستین مى‏ترسید و از قیام منتهى به حکومت عدل واهمه داشت.

امریکا به تصور اینکه ملیگراها و منافقین و دیگر وابستگان چپ و راست او بزودى پاشنه سیاست انقلاب و حاکمیت نظام و اداره کشور را به نفع او به حرکت درمى‏آورند چند روزى سیاست خوف و رجا را در پیش گرفت و به طرح و اجراى کودتا و اعمال سیاست فشار و ترویج چهره‏هاى وابسته خود و نیز به ترور شخصیت انقلاب و انقلابیون واقعى کشور پرداخت که خداوند مجدداً بر ما منت نهاد و در صحنه حماسى تسخیر لانه جاسوسان، مردم ایران برائت مجدد خویش را از امریکا و اذناب آن اعلام نمودند، که دوباره امریکا همان تیغى که به دست محمد رضا سپرده بود در کف صدام این زنگىِ مست نهاد. صدام چه کرد؟ آیا صدام همان کارى را که شاه قبل از انقلاب انجام داده بود انجام نداد؟ شاه قبرستانهاى ما را از سروهاى بلند آزادى پر نساخت؟ آیا صدام که از قدرت برتر و مانور بیشترى برخوردار بود غیر از این کرد؟ آیا شاه کشورمان را به امریکا نفروخته بود؟ آیا صدام براى فروختن ایران به امریکا به صورت دیگرى عمل نکرد؟

گفتم که خرابیهاى شاه را اگر مهلتمان دهند با تلاش همه دست‏اندرکاران و ملت شریف در بیست سال هم نمى‏توانیم آباد کنیم. آیا خرابیهاى صدام را مى‏شود در کمتر از بیست سال آباد نمود؟ مردم شریف ایران و مسلمانان و آزادیخواهان تمامى جهان باید بدانند که اگر بخواهند بدون گرایش به چپ و راست و مستقل از هر قدرت و ابرقدرتى روى پاى خویش بایستند، باید بهاى بسیار گران استقلال و آزادى را بپردازند.

تجربه انقلاب اسلامى در ایران، با خونبهاى هزاران شهید و مجروح و خراب شدن منزلها و به آتش کشیده شدن خرمنهاى کشاورزان و کشته شدن تعداد بسیارى در بمبگذاریها و اسیر شدن فرزندان انقلاب و اسلام به دست دژخیمان بعث عراق و هزاران گونه تهدید و فشار اقتصادى و جانى به دست آمده است. ملت ایران تجربه پیروزى بر کفر جهانى را در خراب شدن منازل خود بر سر کودکان در خواب به دست آورده و با فداکاریها و مجاهدات، انقلاب و کشور خود را بیمه نموده است. و ما به تمام جهان تجربه‏هایمان را صادر مى‏کنیم و نتیجه مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچکترین چشمداشتى، به مبارزان راه حق انتقال مى‏دهیم و مسلماً محصول صدور این تجربه‏ها، جز شکوفه‏هاى پیروزى و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام براى ملتهاى دربند نیست.

روشنفکران اسلامى همگى با علم و آگاهى باید راه پر فراز و نشیب دگرگون کردن جهان سرمایه دارى و کمونیسم را بپیمایند و تمام آزادیخواهان باید با روشن‏بینى و روشنگرى، راه سیلى زدن بر گونه ابرقدرتها و قدرتها، خصوصاً امریکا را بر مردم سیلى خورده کشورهاى مظلوم اسلامى و جهان سوم ترسیم کنند. من با اطمینان مى‏گویم: اسلام ابرقدرتها را به خاک مذلت مى‏نشاند، اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را یکى پس از دیگرى برطرف و سنگرهاى کلیدى جهان را فتح خواهد کرد.

ملت شریف ایران توجه داشته باشید که کارى که شما مردان و زنان انجام داده‏اید آن قدر گرانبها و پر قیمت است که اگر صدها بار ایران با خاک یکسان شود و دوباره با فکر و تلاش فرزندان عزیز شما ساخته گردد، نه تنها ضررى نکرده‏اید، که سود زیستن در کنار اولیاء اللَّه را برده‏اید و در جهان ابدى شده‏اید و دنیا بر شما رشک خواهد برد، خوشا به حالتان!

من به تمام دنیا با قاطعیت اعلام مى‏کنم که اگر جهانخواران بخواهند در مقابلِ دین ما بایستند، ما در مقابل همه دنیاى آنان خواهیم ایستاد و تا نابودى تمام آنان از پاى نخواهیم نشست، یا همه آزاد مى‏شویم و یا به آزادى بزرگترى که شهادت است مى‏رسیم و همان گونه که در تنهایى و غربت و بدون کمک و رضایت احدى از کشورها و سازمانها و تشکیلات جهانى، انقلاب را به پیروزى رساندیم، و همان گونه که در جنگ نیز مظلومانه‏تر از انقلاب جنگیدیم و بدون کمک حتى یک کشور خارجى متجاوزان را شکست دادیم، به یارى خدا باقیمانده راه پر نشیب و فراز را با اتکاى به خدا، تنها خواهیم پیمود و به وظیفه خویش عمل خواهیم کرد، یا دست یکدیگر را در شادى پیروزى جهان اسلام در کل گیتى مى‏فشاریم و یا همه به حیات ابدى و شهادت روى مى‏آوریم و از مرگِ شرافتمندانه استقبال مى‏کنیم ولى در هر حال پیروزى و موفقیت با ما است و دعا را هم فراموش نمى‏کنیم.

خداوندا! بر ما منت بنه و انقلاب اسلامى ما را مقدمه فرو ریختن کاخهاى ستم جباران و افول ستاره عمر متجاوزان در سراسر جهان گردان. و همه ملتها را از ثمرات و برکات وراثت و امامت مستضعفان و پابرهنگان برخوردار فرما.

حال با این مقدمه‏ها قضاوت در جنگ با خود مسلمانان است که تعقل و اندیشه کنند که ما در مسیر چه هدف و آرمانى مورد تهاجم قرار گرفته‏ایم و شهیدان گرانقدرى را به پیشگاه مقدس حق تقدیم کرده‏ایم و صدام پلید چه نیاتى از تهاجم خود در سر پرورانده است؛ دنیا نیز به چه انگیزه‏اى به حمایت ضمنى و علنى از او برخاسته است و تا امروز هم متجاوزین در تنگناى تسلیحات و امکانات نظامى و اقتصادى و سیاسى نبوده‏اند و دنیا هر روز به بهانه‏اى آنان را به بهترین و مدرنترین سلاحها مسلح نموده است ولى از دادن امکاناتى که حق مسلّم ملت ما است و حتى پول آنها را گرفته‏اند خوددارى نموده است، ولى با تمام این احوال ما افتخار مى‏کنیم که در این نبرد طولانى و نابرابر فقط با تکیه بر سلاح ایمان و توکل بر خداى بزرگ و دعاى بقیه اللَّه- عجل اللَّه تعالى فرجه- و اعتماد به نفس و همت دلاور مردان و شیرزنان صحنه کارزار به پیروزى رسیده‏ایم و خدا را سپاس مى‏گزاریم که منت هیچ قدرت و کشورى و ابرقدرتى در جنگ، بر گردن ما نیست و مردم کارآزموده و متوکل ما با استعانت از ذات مقدس کبریا یکه و تنها و مظلومانه بر مشکلات بسیارى از طرح و عملیات و بسیج و آموزش نیروها تا نیاز تسلیحاتى کشورمان فائق آمده است. و علاوه بر موفقیتهاى اعجاز گونه‏اى که در صحنه‏هاى دفاع از کشور اسلامى و بیرون راندن متجاوزین از هزاران کیلومتر، به تحولات شگرف صنعتى از قبیل راه‏اندازى کارخانجات و دیگرگونى در خطوط تولید و ساختن و اختراع دهها وسایل پیشرفته و مدرن نظامى، آن هم بدون حضور هیچ مستشارى و بدون هیچ گونه کمک خارجى، دست یافته‏ایم، و هم اکنون که به مرز پیروزى مطلق رسیده‏ایم و قدمهاى آخرمان را برمى‏داریم، صداى ناآشناى صلح طلبى آن هم از کام ستمگران و جنگ‏افروزان به گوش‏ مى‏رسد و در جهان غوغا به راه انداخته و عزا و ماتم صلح طلبى برپا نموده است و مدافع آزادى و امنیت انسانها شده و براى خون جوانان و سرمایه‏هاى مادى و معنوى در کشور ایران و عراق مرثیه سرایى مى‏کند. راستى چه شده است استکبار جهانى و در رأس آن امریکا این قدر طرفدار ملتها شده است و جنگ‏افروزان و آتش بیاران معرکه‏ها و جلادان قرن به شرف انسانیت و همزیستى مسالمت‏آمیز اعتقاد پیدا کرده‏اند و از عطش سیراب ناشدنى و خصلت خونخوارى خود که طبیعت فرهنگ سرمایه دارى و کمونیسم است، منصرف شده‏اند و شمشیرها و خنجرها و قداره‏هاى فرو رفته در قلب و جگر ملتها را به غلاف کشیده‏اند! آیا این حقیقت است یا فریب و آیا این همان جلوه‏هاى دیگر شبیخونها و بى‏انصافیهایى نیست که روزى سکوت را مصلحت خویش مى‏دید و امروز صلح طلبى را؟ آیا براستى از این طریق جهانخواران نمى‏خواهند از ضربه آخر ما جلوگیرى کنند و براى حفظ منافع خویش سیاست جنگ و صلح جهانى را به تصمیمات و فکرهاى پوسیده و شیطانى خود گره بزنند و عملًا جان و مال و مملکت و امنیت ملل عالم را به قبضه قدرت خود درآورند که به طور قطع و یقین، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحمیل صلح بر ملت ایران، نشأت گرفته از همین تفکر است. و از همه اینها که بگذریم این مسأله که چه کسى خواهان صلح واقعى است و چه کسى جنگ طلب است خود اولِ بحث ما است.

آیا واقعاً صدام از گذشته‏ها و کرده‏ها و تجاوزات و ظلمها و ستمهاى خود پشیمان شده است و اظهار ندامت مى‏کند و از خیانتى که به ملتها و کشورهاى اسلامى و در جهت تضعیف بنیه دفاعى ملل اسلامى نموده است عذر تقصیر مى‏خواهد؟ آیا صلح طلبى صدام از روى دلسوزى و تنبه و آگاهى او است و اصلًا با این همه جنایت و غارتگریها، براى صدام وجدان و شعور و عاطفه‏اى مى‏توان تصور کرد، یا اینکه این افعى زخم خورده به خاطر استیصال و درماندگى خود به طناب صلح طلبى چسبیده است؟ و عجبا که بعض مدعیان عقل و سیاست و دوراندیشى چگونه طرح مى‏دهند و با تحریفِ آیاتِ کتاب خدا و استناد به سنت پیامبر- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- مسیر عزت و کرامت‏ مسلمین را دیگرگون و مردم ما را از شرافت جهاد بر حذر مى‏دارند، که خداوند را سپاس مى‏گزاریم که به ملت ایران آگاهى و رشد مرحمت فرموده است که نه تنها تحت تأثیر این القائات نرفته و نمى‏رود، بلکه این موضعگیریهاى ناشیانه و بچگانه را دلیل کمبود و ضعف مبانى فکرى و عقیدتى صاحبان این تحلیلها دانسته و به آن لبخند تمسخر مى‏زند.

کدام انسان عاقلى است که با وجود همه شرایط مناسب و مقدمات لازم و فدا کردن هزاران قربانى بزرگ، از نبرد با دشمن رو به احتضار [از] مکتب و جامعه و کشور خود چشم‏پوشى نموده و به او مهلتِ توان دوباره دهد تا در موقع مناسب به کشور ما حمله کند؟ آیا ریاست چند روزه دنیا ارزش این همه خفت و زبونى را دارد؟ دنیا در شروع تجاوز به ما پیشنهاد مى‏نمود که براى جلوگیرى از تهاجم بیشتر به کشورتان، حاکمیت و خواسته‏هاى صدام را بپذیرید و به زورگویى صدامیان گردن نهید و امروز هم در راستاى همان سیاستها و در زیر بمباران مناطق مسکونى و حمله شیمیایى و حمله به نفت‏کشها و هواپیماى غیر نظامى و قطارهاى مسافربرى به زبان دیگرى ما را به پذیرش حکومت زور و تجاوز صدامیان دعوت مى‏کند. و این را دیگر همه آگاهان جهان درک کرده‏اند که نه تنها صدام از خلق و خوى سبعیت و درندگى ذره‏اى عدول ننموده است که متأسفانه با حمایت جهانخواران و یا سکوت سازمانها و مراکز بین المللى به گرگ زخم برداشته‏اى بدل شده است و مى‏رود تا شعله‏هاى آتش و جنگ را در کشورهاى منطقه و خصوصاً خلیج فارس بر افروزد.

و من با وجود چنین شرایطى به همه سران کشورهاى خلیج فارس و همه ابرقدرتهاى شرق و غرب و خصوصاً امریکا و شوروى هشدار مى‏دهم و آنان را از دخالت و ماجراجویى و تصمیمات عجولانه بر حذر مى‏دارم و به ملت امریکا از اینکه عنان عقل و اراده خویش را در مهمترین مسائل سیاسى و بین المللى و نظامى به دست افرادى چون ریگان بسپارد نصیحت مى‏کنم. چرا که ریگان در کارها و خصوصاً در مسائل سیاسى و تصمیم‏گیریها ناتوان شده است و به کمک عقلا و اندیشمندان نیازمند شده است که مردم امریکا را به ورطه سقوط نکشاند. من به سران کشورهاى خلیج فارس سفارش مى‏کنم که‏ به خاطر یک عنصر ورشکسته سیاسى، نظامى، اقتصادى بیش از این خود و مردم کشورتان را تحقیر نکنید و با توسل به دامن امریکا ضعف و ناتوانى خود را برملا نسازید و از گرگها و درنده‏ها براى شبانى و حفظ منافع خود استمداد نطلبید ابرقدرتها آن لحظه‏اى که منافعشان اقتضا کند شما و قدیمیترین وفاداران و دوستان خود را قربانى مى‏کنند و پیش آنان دوستى و دشمنى و نوکرى و صداقت ارزش و مفهومى ندارد. آنان منافع خود را ملاک قرار داده‏اند و به صراحت و در همه جا از آن سخن مى‏گویند. چه خوب است که بعض سرانِ سرسپرده کشورهاى اسلامى به اربابان و خدایان زر و زور و تزویر خود، این نکته را جدى گوشزد کنند که این قدر از منافع خود در خلیج فارس سخن نگویید، براى اینکه همین مسأله موجب حساسیت شدید مردم منطقه است که امریکا و فرانسه و انگلیس چه منافعى در آبهاى خلیج فارس دارند تا پاى دخالت نظامى و جنگ هم مى‏خواهند آن را حفظ کنند؟ البته سیاست ما در مورد خلیج فارس از اول تا کنون صریح و روشن بوده است. جمهورى اسلامى ایران به امنیت در خلیج فارس اهمیت زیادى مى‏دهد و به همین دلیل و على رغم فراهم بودن همه نوع امکانات دریایى و هوایى و زمینى در بستن تنگه هرمز و صدمه وارد کردن به کشتیها و نفت‏کشها و منافع و مراکز صدور نفت و پالایشگاهها و بنادر منطقه تا به حال از سیاست صبر و انتظار و جلوگیرى از گسترش جنگ پیروى نموده است و فقط در حد نشان دادن مقدار کمى از قدرت و حضور و توانایى خود و مقابله به مثل وارد عمل گردیده است. و دنیا به این حقیقت رسیده است که ناامنى در خلیج فارس فقط به ضرر ایران تمام نمى‏شود، بلکه قویترین قدرتها و ابرقدرتها هم اگر مثل امریکا تمامى امکانات هوایى و دریایى و جاسوسى- خبرى خود و هم‏پیمانان خود در منطقه را بسیج کنند، که حتى یک کشتى را بدون خطر اسکورت و حفاظت نمایند، از این خطر و ضرر مصون نخواهند ماند و در این گرداب ناامنى غرق مى‏شوند و على رغم آن همه مقدمات و تمهیدات و جار و جنجالهایى که در جهانْ امریکا برپا نموده است و دهها خبرنگار و فیلمبردار را به منطقه گسیل داشته‏اند تا خبر موفقیت نقشه‏هاى شوم امریکا را مخابره کنند، خداوند زمینه رسوایى و زبونى امریکا را به دست غیب خود فراهم مى‏آورد و اقتدار معنوى پرچم لا اله الا اللَّه را بر پرچم کفر به نمایش مى‏گذارد و دل بندگان خالص خویش را شادمان مى‏سازد و چه بهتر که امریکا و ریگان از مسیر سیاست مین‏گذارى شده خلیج فارس که کوس رسوایى آنان را در جهان به صدا درآورده است مجدداً عبور نکند و بر مرکب غرور و جهلى که تا به حال دهها بار صاحب خود را بر زمین کوبانیده است، سوار نشود و لا اقل شبح قدرت و قدرت‏نمایى خود را پیش نوکران خود مثل کویت حفظ کند و بیش از این آنان را از شکست و خفت خود شرمسار و سرافکنده نسازد و مطمئن باشند که ادامه جولان در خلیج فارس منطقه را به کانون خطر و بحران ناخواسته علیه خود آنان سوق مى‏دهد.

و دنیا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى کرده است، ما هم آماده‏ایم و کمربندها را محکم بسته‏ایم و همه چیز براى عملیات آماده است. و حتماً امریکا باید به این نکته برسد که دخالت نظامى در خلیج فارس صرفاً یک آزمایش نیست که یک دام بزرگ و یک بازى خطرناک است و ما و همه مسلمانان منطقه خلیج فارس، حضور نظامى ابرقدرتها را نقشه و مقدمه تهاجم و حمله به ممالک اسلامى و کشور جمهورى اسلامى ایران و در ادامه حمایت از صدام تلقى مى‏کنیم. مسلمانان جهان با همراهى نظام جمهورى اسلامى ایران عزم خود را جزم کنند تا دندانهاى امریکا را در دهانش خرد کنند و نظاره‏گر شکوفایى گل آزادى و توحید و امامت جهان نبى اکرم باشند.

البته لازم است این نکته را براى چندمین بار به سران کشورهاى اسلامى حاشیه خلیج فارس بازگو کنم که القاى شبهه و بزرگ جلوه دادن خطر اسلام و انقلاب و جمهورى اسلامى ایران براى کشورهاى منطقه همان ترفند قدیم و جدید جهانخواران بوده و است، که از این طریق از پیدایش جوّ تفاهم و همکارى مسالمت‏آمیز جلوگیرى نمایند و احساس نیاز کشورها را به شرق و غرب تشدید کنند. جمهورى اسلامى ایران مایل است بر اساس حفظ وحدت و حمایت از منافع کشورها و ملتهاى اسلامى آنان را در مشکلات یارى نماید و در بروز حوادث تحمیلى سیاسى- نظامى از ناحیه استکبار جهانى با قدرت‏ و نفوذ خود آنها را رفع و در جهت کنترل و نفى سلطه سیاسى شرق و غرب برنامه‏اى قوى و دقیق ارائه دهد، ولى ما مطمئنیم که با وجود صدام و حزب عفلقى عراق این مسأله به کندى پیش مى‏رود، چرا که به همان میزانى که ابرقدرتها از ائتلاف و وحدت ملتهاى اسلامى واهمه دارند، صدام نیز از همکارى ایران با کشورهاى اسلامى در هراس است. به هر حال اصرار ما در نبرد، تا رفتن صدام و حزب کثیف عراق و رسیدن به شرایط بر حق و عادلانه دیگرمان یک تکلیف شرعى و واجب الهى است که از آن هر گز تخطى نمى‏کنیم که ان شاء اللَّه با تحقق آن، در کنار کشورهاى اسلامى، سیاستى محکم و بنیادین براى همه کشورها و ملتهاى اسلامى پایه‏ریزى شده است و در پرتو آن منافع مردم از آفت و خطر مهاجمین و متجاسرین محفوظ خواهد ماند و همه کسانى که به فکر تجاوز به حریم کشورهاى اسلامى شده‏اند از سرنوشت صدامیان عبرت مى‏گیرند و خودشان را به غضب و خشم ملتها گرفتار نخواهند ساخت.

امروز بدون شک سرنوشت همه امتها و کشورهاى اسلامى به سرنوشت ما در جنگ گره خورده است. و جمهورى اسلامى ایران در مرحله‏اى است که پیروزى آن به حساب پیروزى همه مسلمانان و خداى نخواسته شکست آن، به ناکامى و شکست و تحقیر همه مؤمنان مى‏انجامد و رها کردن یک ملت و یک کشور و یک مکتب بزرگ در نیمه راه پیروزى، خیانت به آرمان بشریت و رسول خداست، لذا تب جنگ در کشور ما جز به سقوط صدام فرو نخواهد نشست و ان شاء اللَّه تا رسیدن به این هدف فاصله چندانى نمانده است. و خدا را سپاس مى‏گزاریم که ملت و دولت و مسئولین و ارتش و سپاه و بسیج و نیروهاى مردمى و همه اقشار دلاور کشورمان در آمادگى کامل به سر مى‏برند و همه اهل جنگ و هنرآفرینان مدرسه عشق و شهادتند و به خوبى از پس توطئه‏هاى استکبار و ایادى جاسوس و منافق آنان برآمده‏اند و مى‏روند که به یارى خداوند بزرگ آخرین معابر پیروزى را باز کنند و علاوه بر حضور برتر خود در خلیج فارس و جزایر و سواحل و مناطق غرب و جنوب، هم اکنون نیز به سازماندهى و بسیج و تشکل مردم ستمدیده عراق پرداخته‏اند که این از مهمترین خواسته‏ها و هدفهاى ما بوده است، چرا که از اول جنگ به‏ صراحت اعلام کرده‏ایم که ایران حتى به یک وجب از خاک عراق چشم ندوخته است و مردم عراق در تصمیم‏گیریها و انتخاب حکومت خود آزادند و چه بهتر آنکه قبل از سقوط حاکمیتِ مطلق بعث عراق، به دست رزمندگان دلاور اسلام در جبهه‏هاى نبرد، حکومت دلخواه و مورد نظر خود را انتخاب کنند که بحمد اللَّه طلیعه این حرکت بزرگ آشکار شده است و همه ابرقدرتها و حامیان رژیم رو به زوال بعث مطمئن باشند که بین المللى کردن درگیریها در جنگ و ایجاد جوّ فشار و جریانات ساختگى سیاسى و تبلیغاتى و دیپلماسى علیه جمهورى اسلامى ایران در جهان و دخالتهاى نظامى و غیر نظامى در خلیج فارس و بزرگ‏نمایى مشکلات و اختلاف‏تراشى و ارائه تحلیلهاى کور و بى‏ثمر، ما را از هدف سرنگونى صدام و حزب بعث عراق و تنبیه متجاوز باز نخواهد داشت و به لطف خدا تمامى فشارها و محاصرههاى جهانى را براى نیل به این هدف بزرگ تحمل مى‏کنیم و از جنگ کردن در راه خدا خسته نمى‏شویم. و این ملت بزرگ ایران است که با قامتى استوار بر بام بلند شهادت و ایثار ایستاده است و هر روز نشاط و تحرک و فریاد او براى ادامه راه بیشتر مى‏شود. البته ممکن است غربزده‏ها و بزدلان و همانهایى که نه در روزهاى آغازین در میدان دفاع بوده‏اند و نه تا به امروز به حمایت از حماسه‏آفرینان و وطن‏بانان خدمتى کرده‏اند و نه در آینده لیاقت حضور در جنود و سربازان خدا را خواهند یافت، براى خوش خدمتى به اربابان و دلگرم نمودن آنان از خستگى و بن بست در جنگ تحمیلى، داد سخن دهند و به خیال خام خود افکار را از جنگ منحرف نمایند و احیاناً آنها که در خارج از مرزها نشسته‏اند باورشان بیاید که مردم و مسئولین و ارتش و سپاه و بسیج از جنگ و ادامه آن خسته شده‏اند و یا در میان آنان بر سر جنگ اختلاف افتاده است. و حال آنکه به لطف خدا در حاکمیت جمهورى اسلامىِ ما اختلافى بر سر مواضع اصولى، سیاسى و اعتقادى وجود ندارد و همه مصممند تا توحید ناب را در بین الملل اسلامى پیاده نموده و سر خصم را به سنگ بکوبانند، تا در آینده‏اى نه چندان دور به پیروزى اسلام در جهان برسند.

الحمد للَّه این کشور رسول خدا- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- امروز میلیونها جوان‏ داوطلبِ جنگ و شهادت در خود پرورانده است و دل و دیدگان ملت ما را جز رضایت حق چیزى پر نخواهد کرد و به همین جهت از بذل مال و جان و فرزندان خویش در راه خدا لذت مى‏برند و ملاک ارزش و برترى در نزد آنان تقوا و سبقت در جهاد گردیده است و از تفرعنها و خودنماییهاى جاهلیت قدیم و جدید متنفرند و من خودم را خادم یک چنین ملتى مى‏دانم و به این خدمت افتخار مى‏کنم و همه این برکات معنوى را از توجه پیامبر رحمه للعالمین و خاتم المرسلین- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- مى‏دانم و مردم و جوانان کشورهاى اسلامى را به کشف و شناخت و ایجاد روابط گرم و برادرانه با این عصاره‏هاى فضیلت و تقوا دعوت نموده و در این فرصت به همه مسئولان کشورمان تذکر مى‏دهم که در تقدم ملاکها، هیچ ارزش و ملاکى مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نیست و همین تقدم ارزشى و الهى باید معیار انتخاب و امتیاز دادن به افراد و استفاده از امکانات و تصدى مسئولیتها و اداره کشور و بالاخره جایگزین همه سنتها و امتیازات غلط مادى و نفسانى بشود، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح، چه امروز و چه فردا، که خدا این امتیاز را به آنان عنایت فرموده است و صِرف امتیاز لفظى و عرفى کفایت نمى‏کند، که باید هم در متن قوانین و مقررات و هم در متن عمل و عقیده و روش و منش جامعه پیاده شود و مصلحت زجرکشیده‏ها و جبهه رفته‏ها و شهید و اسیر و مفقود و مجروح دادهها و در یک کلام، مصلحت پابرهنه‏ها و گودنشینها و مستضعفین، بر مصلحت قاعدین در منازل و مناسک و متمکنین و مرفهین گریزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامى مقدم باشد و نسل به نسل و سینه به سینه شرافت و اعتبار پیشتازان این نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند و باید سعى شود تا از راه رسیده‏ها و دین به دنیا فروشان، چهره کفرزدایى و فقرستیزى روشن انقلاب ما را خدشه‏دار نکنند و لکه ننگ دفاع از مرفهین بیخبر از خدا را بر دامن مسئولین نچسبانند و آنهایى که در خانه‏هاى مجلل، راحت و بى‏درد آرمیده‏اند و فارغ از همه رنجها و مصیبتهاى جانفرساى ستون محکم انقلاب و پابرهنه‏هاى محروم، تنها ناظر حوادث بوده‏اند و حتى از دور هم دستى بر آتش نگرفته‏اند، نباید به مسئولیتهاى کلیدى تکیه کنند، که اگر به آن جا راه پیدا کنند چه بسا انقلاب را یکشبه بفروشند، و حاصل همه زحمات ملت ایران را بر باد دهند، چرا که اینها هر گز عمق راه طى شده را ندیده‏اند و فرق و سینه شکافته نظام و ملت را به دست از خدا بیخبران مشاهده نکرده‏اند و از همه زجرها و غربتهاى مبارزان و التهاب و بیقرارى مجاهدان که براى مرگ و نابودى ظلم بیگانگان دل به دریاى بلا زده‏اند، غافل و بیخبرند.

۳- روحانیون و مدیران و مسئولین محترم کاروانها و حج با توجه به مسئولیت خطیرى که در اداره و توجیه زائران محترم پذیرفته‏اند و با در نظر گرفتن شرایط استثنایى کشور جمهورى اسلامى ایران باید تمام همت و تلاش خود را در برگزارى صحیح و منظم حج به کار گیرند و با سعه صدر و به دور از هر گونه توقع و منتى زائران محترم بیت اللَّه را در آموزش و تعلیم مناسک و مسائل حج همراهى نمایند و متناسب با حضور قشرهاى مختلف اعم از بیسواد و با سواد براى آنان برنامه‏ریزى کنند و از نقش سازنده خود و تأثیر بزرگى که حج براى همیشه در سرنوشت انسان مى‏گذارد غافل نشوند، چرا که در آن فضا و شرایط معنوى همه دلها براى تحول و پذیرفتن حق آماده است، لذا از اعمال نظرهاى شخصى در امور حج و خصوصاً در مسائل و مناسک جداً خوددارى شود و مسائل حج را با علم و یقین و در موارد ضرورت با مراجعه به اشخاص مطلع و یا منابع فقهى آن بیان فرمایند، چرا که در اعمال و مناسک حج مسائل جدید و مورد ابتلا فراوان است و خداى ناکرده بیان ناقص و غلط مسائل، موجب بطلان عمل و گرفتارى حجاج محترم و عسر و حرج مى‏گردد.

روحانیون عزیز در عین حالى که مسائل را به طور واضح و دقیق بیان مى‏کنند ولى از مشکل‏تراشى و حالتهاى وسواس گونه که زائران [را] در شک و تردید و احتیاطهاى بیمورد قرار مى‏دهد خوددارى کنند، چرا که وسواس در برنامه و مراسم و عبادتها و ادعیه موجب کسالت و بى‏توجهى در واجبات مى‏شود. و یکى از فرصتهاى بسیار مناسب و مغتنم براى روحانیون، ارتباط با صاحبنظران و اندیشمندان و علماى کشورهاى اسلامى است. هر چند که استکبار جهانى، یا سران بعض کشورهاى اسلامى بشدت از این نوع ملاقاتها و رابطه‏ها بیمناک و از آن جلوگیرى و مراقبت مى‏نمایند، ولى برنامه‏ریزى سالم‏ و استفاده کردن از این موقعیت مناسب براى تبادل افکار و اندیشه‏ها و پیدا کردن راه حل براى معضلات جوامع اسلامى از خواسته‏هاى جمهورى اسلامى ایران بوده است و در این فرصت مغتنم، روحانیون معظم و مسئولین تبلیغات حج براى انتقال تجارب انقلاب و ارائه خط مشى‏هاى سیاسى در پرتو احکام قرآن و نقش عظیم روحانیت اسلام در رهبرى مردم و جامعه، نقش کارسازى باید ایفا بنمایند.

متأسفانه نه تنها مردم کشورها، بلکه روحانیون ممالک اسلامى اکثراً از کارآیى و نقش سازنده و تعیین‏کننده خود در مسائل روز و سیاستهاى بین المللى بیخبر هستند و متأثر از القائات و برداشتهاى مادى، تصور مى‏کنند که در عصر تمدن و تکنیک و صنعت و تحولات علمى و پیشرفتهاى مادى، نفوذ روحانیت کم شده است و نعوذ باللَّه اسلام از اداره کشورها عاجز مانده است، که بحمد اللَّه پیروزى انقلاب اسلامى ایران به رهبرى روحانیت، خلاف این تصورات را ثابت نمود و على رغم همه کارشکنیها و سنگ‏اندازیها و توطئه‏هاى شرق و غرب و حسادت و کینه‏توزى ایادى آنان، توانمندى و اقتدار روحانیت اسلام آشکار گردید. که من از تمامى علما و متفکرین و دانشمندان اسلامى سراسر جهان دعوت مى‏کنم که در فرصتهاى مناسب به کشور عزیز اسلامى ایران سفر کنند و در وضع گذشته این مملکت که نظام شاهنشاهى آن را به مملکتى غربزده و تهى از ارزشهاى اسلامى مبدل ساخته بود و ایران مى‏رفت تا پایگاهى براى اسلام‏زدایى و محو آثار رسالت گردد و از تاریخ تا فرهنگ و همه مظاهر اسلام نابود شود، فکر نمایند و همچنین به بررسى وضعیت کنونى بپردازند که اساس قوانین و مقررات این کشور را وحى و اسلام معیّن نموده است و تمامى مظاهر کفر و شرک و معاصى علنى حتى المقدور بر چیده شده و على رغم همه نغمه‏هاى شوم التقاطیها و چپها و راستها و ملیگراها که در روزهاى اول پیروزى انقلاب و براى قبضه نمودن قدرت و تفکر ملت ایران از حلقوم آنان برمى‏خاست، خداوند بر ما منت نهاد که توطئه آنان کشف و در تمامى کشور ما قوانین و برنامه‏هاى اسلامى در حال پیاده شدن است و از میدانهاى نبرد و کارزار گرفته تا مراکز تحقیقات علمى، دانشگاهها و حوزه‏ها و از مجالس قانونگذارى و تدوین همه‏ مقررات کشورى و لشکرى تا قوه مجریه که دست‏اندرکاران حل و فصل بزرگترین مسائل ادارى و اجرایى یک کشور بزرگ و در حال جنگ و محاصره و با جمعیتى متجاوز از پنجاه میلیون نفر است و از قوه قضاییه که مسئولیت اجراى حدود و احکام الهى و در حقیقت بار سنگین تأمین امنیت جان و نوامیس و اموال و شخصیت یک جامعه انقلابى را به عهده دارد تا فرماندهى قواى نظامى و انتظامى که مسئولیت امنیت مرزها و داخل کشور و خنثى نمودن صدها توطئه رنگارنگ به عهده آنان است و باید جلوى تخریب و جنایات منافقین و ضد انقلاب و اشاعه فحشا و منکرات و دزدیها و قتلها و مواد مخدر را بگیرند، که همه اینها با رهبرى روحانیت متعهد و به برکت احکام نورانى اسلام و کتاب آسمانى پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبد اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و پیروى از ائمه هدى‏- علیهم السلام- اداره مى‏شود و خدا را سپاس مى‏نهیم که با تکیه بر آیات وحى و کتاب خدا توانسته‏ایم کشورمان را از وابستگیها نجات دهیم. البته تا پیاده کردن تمامى احکام و مقررات اسلامى و عمل کامل در همه سطوح جامعه راه زیادى در پیش داریم ولى به یارى خداوند همچنان به تلاش و کوشش خود ادامه مى‏دهیم و در عمل به همه غربزدگان و شرق‏زدگان و خودباختگانى که از مطرح کردن شعار اسلام و اعتماد به قرآن کریم واهمه داشته‏اند، نشان مى‏دهیم که چگونه مى‏توان جامعه را از سرچشمه‏هاى معرفت کتاب خدا و هدایت اسلام عزیز سیراب نمود، که بحمد اللَّه همه اینها از برکات و ورود علما در مسائل سیاسى و استنباط احکام در مسائل مستحدثه بوده است، که روحانیت کشور ایران فقط به خطابه و وعظ و ذکر مسائل روزمره اکتفا ننموده است و با دخالت در مهمترین مسائل سیاسى کشور خود و جهان توانسته است قدرت مدیریت روحانیت اسلام را به نمایش بگذارد و اتمام حجتى براى همه قائلین به سکوت و سازشکاران بى‏تعهد و علم فروشان بى‏عمل باشد و تعجب است که چگونه بسیارى از علما و روحانیون کشورها و بلاد اسلامى از نقش عظیم و رسالت الهى و تاریخى خود در این عصرى که بشریت تشنه معنویت و احکام نورانى اسلام است غافلند و عطش ملتها را درک نمى‏کنند و از التهاب و گرایش جوامع بشرى به ارزشهاى وحى بیخبرند و قدرت‏ و نفوذ معنوى خود را دست کم گرفته‏اند، که در همین شرایط پر زرق و برق حاکمیت علوم و تمدن مادى بر نسل معاصر، علما و خطبا و ائمه جمعه بلاد و روشنفکران اسلامى با وحدت و انسجام و احساس مسئولیت و عمل به وظیفه سنگین هدایت و رهبرى مردم، مى‏توانند دنیا را در قبضه نفوذ و حاکمیت قرآن در آورند و جلوى این همه فساد و استثمار و حقارت مسلمین را بگیرند و از لانه کردن شیاطین کوچک و بزرگ خصوصاً امریکا در ممالک اسلامى جلوگیرى کنند و به جاى نوشتن و گفتن لا طائلات و کلمات تفرقه‏انگیز و مدح و ثناى سلاطین جور و بدبین کردن مستضعفان به مسائل اسلام و ایجاد نفاق در صفوف مسلمین به تحقیق و نشر احکام نورانى اسلام همت بگمارند و با استفاده از این دریاى بیکران ملتهاى اسلامى، هم عزت خود را و هم اعتبار امت محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- را پایدار نمایند.

آیا براى علماى کشورهاى اسلامى ننگ‏آور نیست که با داشتن قرآن کریم و احکام نورانى اسلام و سنت پیامبر- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و ائمه معصومین- علیهم السلام- احکام و مقررات کفر در ممالک اسلامى تحت نفوذ آنان پیاده شود و تصمیمات دیکته‏شده صاحبان زر و زور و تزویر و مخالفان واقعى اسلام اجرا گردد و سیاستگذاران کرملین یا واشنگتن دستور العمل براى ممالک اسلامى صادر کنند؟ علماى بلاد و کشورهاى اسلامى باید راجع به حل مشکلات و معضلات مسلمین و خروج آنان از سیطره قدرت حکومتهاى جور با یکدیگر به بحث و مشورت و تبادل نظر بپردازند و براى حفظ منافع مسلمین سینه‏ها را سپر کنند و جلوى تهاجم فرهنگهاى مبتذل شرق و غرب را که به نابودى نسل و حرث ملتها منتهى شده است را بگیرند، و به مردم کشورهاى خود آثار سوء و نتایج خود باختگى در مقابل زرق و برق غرب و شرق را بازگو کنند و به مردم و به دولتها خطر استعمار نو و شیطنت ابرقدرتها که جنگ و مسلمان‏کشى در جهان به راه انداخته‏اند، گوشزد کنند.

من مجدداً تأکید مى‏کنم که دنیا امروز تشنه حقایق و احکام نورانى اسلام است و حجت الهى بر همه علما و روحانیون تمام گردیده است، چرا که وقتى جوانان کشورهاى‏ اسلامى براى دفاع از مقدسات دینى خود تا سر حد شهادت پیش رفته‏اند و براى بیرون کردن متجاوزان، خود را به دریاى حوادث و بلا زده‏اند و زندانها و شکنجه‏ها را به جان خریده‏اند و همچون مسلمانان شجاع و مبارز و عزیزان حزب اللَّه لبنان و سایر کشورها مقاومت کرده‏اند و به جهاد علیه متجاوزان برخاسته‏اند، چه حجتى بالاتر از این و چه بهانه‏اى براى سکوت و مماشات و در خانه نشستن و تقیه کردنهاى بیمورد مانده است؟

علما و روحانیت متعهد اسلام اگر دیر عمل کنند، کار از کار مى‏گذرد. البته ما درد تنهایى بعض از علما و متعهدینى که در شهرها و کشورهایشان در محاصره سرنیزه‏ها و فشار تحلیلها و حکمهاى نامشروع علماى سوء و دربارى گرفتار آمده‏اند [را] احساس مى‏کنیم ولى به همه این عزیزان که در فشار جباران مى‏باشند، موعظه خدا را یادآور مى‏شویم که انْ تَقُومُوا للَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى‏ ثُمَّ تَتَّفَکَّروا؛ «۱» براى خدا قیام کنید و از تنهایى و غربت نهراسید، مساجد بهترین سنگرها و جمعه و جماعات مناسبترین میدان تشکل و بیان مصالح مسلمین مى‏باشند. امروز دولتها و سرسپردگان ابرقدرتها اگر چه به جنگ جدى با مسلمانان برخاسته‏اند و همچون دولت هند مسلمانان بیگناه و بى‏پناه و آزاده را قتل عام مى‏کنند ولى هر گز جرأت و قدرت تعطیل مساجد و معابد مسلمین را براى همیشه ندارند و نور عشق و معرفت میلیونها مسلمان را نمى‏توانند خاموش کنند. در عین حال اگر آنان مساجد و محافل مذهبى و سیاسى علماى اسلام را به تعطیلى بکشانند و حتى علماى اسلام را در ملأ عام به دار کشند، خود دلیل مظلومیت اسلام و موجب توجه بیشتر مسلمانان به روحانیت و پیروى از آنان مى‏شود. مگر نه این است که خداوند از علما پیمان گرفته است که در برابر ستم ستمکاران و ظلم جنایت‏پیشگان ساکت و آرام نمانند؟ مگر نه این است که علما حجت پیامبران و معصومین بر زمین هستند؟ پس باید علما و روشنفکران و محققان به داد اسلام برسند و اسلام را از غربتى که دامنگیرش شده است نجات دهند و بیش از این ذلت و حقارت را تحمل نکنند و بت سیادت تحمیلى‏ جهانخواران را بشکنند و با بصیرت و سیاست چهره منور و پر اقتدار خود را آشکار سازند و در این راستا، دو چهره‏ها و روحانى نمایان و دین به دنیافروشان و قیل و قال کنندگان را از خود و از کسوت خود برانند و اجازه ندهند که علماى سوء و تملق گویان ظلمه و ستمگران، خود را به جاى پیشوایان و رهبران معنوى امتهاى اسلامى بر مردم تحمیل کنند و از منزلت و موقعیت معنوى علماى اسلام سوء استفاده کنند. روحانیون متعهد اسلام باید از خطر عظیمى که از ناحیه علماى مزور و سوء و آخوندهاى دربارى متوجه جوامع اسلامى شده است سخن بگویند، چرا که این بیخبران هستند که حکومت جابران و ظلم سران وابسته را توجیه و مظلومین را از استیفاى حقوق حقه خود منع و در مواقع لزوم به تفسیق و کفر مبارزان و آزادیخواهان در راه خدا حکم مى‏دهند، که خداوند همه ملتهاى اسلامى را از شرور و ظلمت این نااهلان و دین فروشان نجات دهد.

و یکى از مسائل بسیار مهمى که به عهده علما و فقها و روحانیت است، مقابله جدى با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادى شرق و غرب و مبارزه با سیاستهاى اقتصاد سرمایه دارى و اشتراکى در جامعه است، هر چند که این بلیه دامنگیر همه ملتهاى جهان گردیده است و عملًا بردگى جدیدى بر همه ملتها تحمیل شده و اکثریت جوامع بشرى در زندگى روزمره خود به اربابان زر و زور پیوند خورده‏اند و حق تصمیم‏گیرى در مسائل اقتصاد جهان از آنان سلب شده است و على رغم منابع سرشار طبیعت و سرزمینهاى حاصلخیز جهان و آبها و دریاها و جنگلها و ذخایر، به فقر و درماندگى گرفتار آمده‏اند و کمونیستها و زراندوزان و سرمایه داران با ایجاد روابط گرم با جهانخواران، حق حیات و ابتکار عمل را از عامه مردم سلب کرده‏اند و با ایجاد مراکز انحصارى و چند ملیتى، عملًا نبض اقتصاد جهان را در دست گرفته و همه راههاى صدور و استخراج و توزیع و عرضه و تقاضا و حتى نرخ گذارى و بانکدارى را به خود منتهى نموده‏اند و با القاى تفکرات و تحقیقات خود ساخته، به توده‏هاى محروم باورانده‏اند که باید تحت نفوذ ما زندگى کرده و الّا راهى براى ادامه حیات پابرهنه‏ها، جز تن دادن به فقر باقى نمانده است و این مقتضاى خلقت و جامعه انسانى است که اکثریت قریب به اتفاق گرسنگان در حسرت‏ یک لقمه نان بسوزند و بمیرند و گروهى اندک هم از پرخورى و اسراف و تعیشها جانشان به لب آید. به هر حال این مصیبتى است که جهانخواران بر بشریت تحمیل کرده‏اند و کشورهاى اسلامى به واسطه ضعف مدیریتها و وابستگى، به وضعیت أسفبار گرفتار شده‏اند که این به عهده علماى اسلام و محققین و کارشناسان اسلامى است که براى جایگزین کردن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان اسلام، طرحها و برنامه‏هاى سازنده و دربرگیرنده منافع محرومین و پابرهنه‏ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به درآورند. البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامه‏هاى اقتصادى آن و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه دارى غرب و اشتراکى شرق، بدون حاکمیت همه جانبه اسلام میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سوء و مخرب آن، چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حکومت اسلامى همچون جمهورى اسلامى ایران نیازمند به زمان باشد، ولى ارائه طرحها و اصولًا تبیین جهت‏گیرى اقتصاد اسلام در راستاى حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومى آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترین هدیه و بشارت آزادى انسان از اسارت فقر و تهیدستى به شمار مى‏رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلام هیچ امتیاز و برترى‏اى از این جهت بر فقرا ندارند و ابداً اولویتى به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلّم راه شکوفایى و پرورش استعدادهاى خفته و سرکوب‏شده پابرهنگان را فراهم مى‏کند. و تذکر این مطلب که ثروتمندان هر گز به خاطر تمکن مالى خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره کنندگان کشور اسلامى نفوذ کنند و مال و ثروت خود را به بهانه فخرفروشى و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان، افکار و خواسته‏هاى خود را تحمیل کنند، این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرایش آنان به اخلاق کریمه و ارزشهاى متعالى و فرار از تملق گوییها مى‏گردد و حتى بعض ثروتمندان را از اینکه تصور کنند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار آنان در پیشگاه خداست متنبه مى‏کند.

خلاصه کلام اینکه بیان این واقعیت که در حکومت اسلامى بهاى بیشتر و فزونتر از آنِ‏ کسى است که تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مدیران و کارگزاران و رهبران و روحانیون نظام و حکومت عدل موظفند که با فقرا و مستمندان و پابرهنه‏ها بیشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمکنین و مرفهین، و در کنار مستمندان و پابرهنه‏ها بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگى است که نصیب اولیا شده و عملًا به شبهات و القائات خاتمه مى‏دهد، که بحمد اللَّه در جمهورى اسلامى ایران، اساس این تفکر و بینش در حال پیاده شدن است.

و همچنین مسئولین محترم کشور ایران على رغم محاصرات شدید اقتصادى و کمبود درآمدها، تمامى کوشش و تلاش خود را صرف فقرزدایى جامعه کرده‏اند و همه آرمان و آرزوى ملت و دولت و مسئولین کشور ما است که روزى فقر و تهیدستى از جامعه ما رخت بربندد و مردم عزیز و صبور و غیرتمند کشور از رفاه در زندگى مادى و معنوى برخوردار باشند. خدا نیاورد آن روزى را که سیاست ما و سیاست مسئولین کشور ما پشت کردن به دفاع از محرومین و رو آوردن به حمایت از سرمایه دارها گردد و اغنیا و ثروتمندان از اعتبار و عنایت بیشترى برخوردار شوند. معاذ اللَّه که این با سیره و روش انبیا و امیر المؤمنین و ائمه معصومین- علیهم السلام- سازگار نیست، دامن حرمت و پاک روحانیت از آن منزه است، تا ابد هم باید منزه باشد و این از افتخارات و برکات کشور و انقلاب و روحانیت ما است که به حمایت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده کرده است. از آنجا که محرومیت‏زدایى، عقیده و راه و رسم زندگى ما است، جهانخواران در این مورد هم ما را آرام نگذاشته‏اند و براى ناتوان ساختن دولت و دست‏اندرکاران کشور ما حلقه‏هاى محاصره را تنگتر کرده‏اند و بغض و کینه و ترس و وحشت خود را در این حرکت مردمى و تاریخى تا مرز هزاران توطئه سیاسى- اقتصادى ظاهر ساخته‏اند و بدون شک جهانخواران به همان میزان که از شهادت طلبى و سایر ارزشهاى ایثارگرانه ملت ما واهمه دارند، از گرایش و روح اقتصاد اسلام به طرف حمایت از پابرهنگان در هراسند و مسلّم هر قدر کشور ما به طرف فقرزدایى و دفاع از محرومان حرکت کند، امید جهانخواران از ما منقطع و گرایش ملتهاى‏ جهان به اسلام زیادتر مى‏شود و روحانیت عزیز باید به این اصل توجه عمیق داشته باشند و افتخار تاریخى و بیش از هزار ساله پناهگاهىِ محرومان را براى خود حفظ کنند و به سایر مسئولین و مردم توصیه نمایند که ما نباید گرایش و توجه بى‏شائبه محرومین را به انقلاب و حمایت بیدریغ آنان را از اسلام فراموش کنیم و بدون جواب بگذاریم.

البته پر واضح است که همه اقشار کشور ما در انقلاب سهیم و شریکند و همه براى خدا و انجام وظیفه الهى خود وارد صحنه‏ها شده‏اند و مقصد خدا است و هر گز آمال بلند و الهى خود را به مسائل مادى آلوده نمى‏کنند و با کمبودها از میدان به در نمى‏روند، چرا که کسى که براى خدا جان و مال فدا مى‏کند، به خاطر شکم و دنیا از پا در نمى‏آید، ولى وظیفه ما و همه دست‏اندرکاران است که به این مردم خدمت کنیم و در غم و شادى و مشکلات آنان شریک باشیم که گمان نمى‏کنم عبادتى بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد. راستى وقتى که پابرهنه‏ها و گودنشینان و طبقات کم درآمد جامعه ما امتحان و تقید خود را به احکام اسلامى تا سر حد قربانى نمودن چندین عزیز و جوان و بذل همه هستى خود داده‏اند و در همه صحنه‏ها بوده‏اند- و ان شاء اللَّه خواهند بود- و سر و جان را در راه خدا مى‏دهند، چرا ما از خدمت به این بندگان خالص حق و این رادمردان شجاع تاریخ بشریت افتخار نکنیم! ما مجدداً مى‏گوییم که یک موى سر این کوخ‏نشینان و شهیددادگان به همه کاخ و کاخ‏نشینان جهان شرف و برترى دارد.

و آخرین نکته‏اى که در اینجا ضمن تشکر از علما و روحانیون و دولت خدمتگزار حامى محرومان باید از باب تذکر عرض کنم و بر آن تأکید نمایم، مسئله ساده زیستى و زهدگرایى علما و روحانیت متعهد اسلام است که من متواضعانه و به عنوان یک پدر پیر از همه فرزندان و عزیزان روحانى خود مى‏خواهم که در زمانى که خداوند بر علما و روحانیون منت نهاده است و اداره کشور بزرگ و تبلیغ رسالت انبیا را به آنان محول فرموده است، از زىّ روحانى خود خارج نشوند و از گرایش به تجملات و زرق و برق دنیا که دون شأن روحانیت و اعتبار نظام جمهورى اسلامى ایران است، پرهیز کنند و بر حذر باشند که هیچ آفت و خطرى براى روحانیت و براى دنیا و آخرت آنان بالاتر از توجه به رفاه و حرکت در مسیر دنیا نیست که بحمد اللَّه روحانیت متعهد اسلام امتحان زهدگرایى خود را داده است، ولى چه بسا دشمنان قسم‏خورده اسلام و روحانیت بعد از این براى خدشه‏دار کردن چهره این مشعلداران هدایت و نور، دست به کار شوند و با کمترین سوژه‏اى به اعتبار آنان لطمه وارد آورند که ان شاء اللَّه موفق نمى‏شوند.

و اما زائران محترم ایرانى که انصافاً شخصیت و شعور و رشد سیاسى و اجتماعى خود را در مراسم حج سالهاى گذشته به نمایش گذارده‏اند و باعث حفظ آبرو و اعتبار جمهورى اسلامى ایران شده‏اند، امسال نیز علاوه بر دقت و توجه به اعمال و واجبات حج و استفاده از این نعمت بزرگ تشرف به مکه مکرمه و مدینه منوره و زیارت خانه خدا و مرقد پاک نبى اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و بقیع و تشرف به جوار تربت مطهر حضرت زهرا- سلام اللَّه علیها- و ائمه معصومین- علیهم السلام- در راهپیمایى کوبنده برائت با هماهنگى و انسجام کامل در صفوف و شعارها و برنامه‏ها شرکت نمایند و از برکاتِ این اجتماع مقدس عبادى- سیاسى که نشان دهنده اقتدار مسلمین و کشور عزیز و اسلامى ایران است بهره‏مند شوند و با برخوردهاى اخلاقى و سالم و سازنده در تمام مراسم حج و خصوصاً در مسیر راهپیمایى با مردم سایر کشورها و یا مأمورین کشور عربستان سعودى، آنان را به ضرورت حضور در این اجتماعات دعوت کنند و از هر گونه اعمال سلیقه‏هاى شخصى و کارهاى خودسرانه‏اى که خداى ناکرده موجب هتک احترام این اجتماع عظیم شود خوددارى کنند و از درگیرى و اهانت و جدال احتراز نمایند، هر چند که زائران محترم با آگاهى کامل نقشه‏ها و توطئه‏ها را خنثى مى‏کنند ولى چه بسا افرادى به منظور برهم زدن شکوه و جلوه اجتماعات حج و مخدوش کردن چهره انقلاب به کارهاى بدون حساب و خودسرانه دست زنند. البته بعید به نظر مى‏رسد که دولت یا مأمورین عربستان که میزبان زائران خانه خدا و حرم پیغمبر اکرمند، از این نمایش قدرت اسلام و مسلمین در برابر کفر و ابتکار عملى- سیاسى ملت ما که به خاطر سربلندى جهان اسلام و مسلمین مى‏باشد جلوگیرى کنند. در هر حال زائران ایرانى به نقش و رسالت خود در تمامى مراحل حج توجه کنند که تمامى اعمال و رفتار آنان با دقت مورد توجه و نظر دوستان و دشمنان انقلاب ما است، و دشمنان انقلاب درصدد دست یافتن به سوژه‏اى و لو مختصر جهت تخریب قداست و اعتبار الهى مردم کشور ما مى‏باشند و دوستان و طرفداران انقلاب مشتاق آشنایى با روش و سیره و خصوصیات این ملتى که آوازه نام و نشانش- به یارى خداوند- در سراسر عالم طنین افکنده است، گردیده‏اند. و حج بهترین میعادگاه معارفه ملتهاى اسلامى است که مسلمانان با برادران و خواهران دینى و اسلامى خود از سراسر جهان آشنا مى‏شوند و در آن خانه‏اى که متعلق به تمام جوامع اسلامى و پیروان ابراهیم حنیف است، گِردهم مى‏آیند و با کنار گذاردن تشخصها و رنگها و ملیتها و نژادها به سرزمین و خانه اولینِ خود رجعت مى‏کنند و با مراعات اخلاق کریمه اسلامى و اجتناب از مجادلات و تجملات، صفاى اخوت اسلامى و دورنماى تشکل امت محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- را در سراسر جهان به نمایش مى‏گذارند.

زائران محترم کشور ایران، ارزش دستاوردهاى معنوى و سیاسى جمهورى اسلامى ایران را در برخورد با سایر مسلمانان بهتر درک مى‏کنند و با توجه و اطلاع از گرفتاریها و مشکلاتى که به اشکال مختلف بر ملتهاى اسلامى تحمیل شده است، به ابعاد عظمت انقلاب و عنایات خاصه حق تعالى و توجه امام زمان- ارواحنا فداه- به این ملت بیشتر پى مى‏برند و قدر برکات این انقلاب را بیشتر از گذشته مى‏دانند و از کار و تلاش مسئولین محترم و دولت خدمتگزار که شب و روز خود را وقف خدمت نموده‏اند، مطلع مى‏گردند و از تحولى که در جوانان و اقشار دیگر ملت به وجود آمده است و آنان را به بهشت صلابت و عفت و حیا و شرافت و آزادى و جهاد رهنمون شده‏اند، خدا را سپاس مى‏گزارند.

خداوندا! این نعمتهاى بزرگ را از ما و ملت ما نگیر. خداوندا! ما را به ارزش برکات خود بیشتر آشنا فرما. خداوندا! بر بندگى ما و خلوص ما و اظهار عجز و ذلت ما در برابر خودت بیفزا. خداوندا! به ما توکل و صبر و مقاومت و رضا و توفیق جلب عنایت خود کرامت فرما و در مسیر خدمت به بندگانت ما را تا مرز قربانى خود و فرزندان و هستى‏مان همراهى و مدد بنما زائران محترم مبادا که از احساس رشد و عظمت انقلاب خود در برابر مسلمانان دیگر کشورها به غرور و عُجب گرفتار شوند و خداى نخواسته به اعمال و رفتار مسلمانان به دیده اهانت و تحقیر بنگرند و از همدلى و انس با دوستان خدا در مکه مکرمه محروم شوند و از شکر این نعم بزرگ الهى، که تواضع در برابر مسلمانان و مستضعفان و برادران دینى است، غافل بمانند. در کنار خانه خدا و مرقد پیامبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- بیعتها و پیوندهاى دوستى و ارتباط آینده را با مسلمانان محکم کنند و حدیث انقلاب و لطف خدا را به آنان بازگو نمایند. و از جانب من و همه ملت ایران به همه مسلمانان اطمینان بدهید که جمهورى اسلامى ایران پشتیبان شما و حامى مبارزات و برنامه‏هاى اسلامى شما است و در هر سنگرى علیه متجاوزان در کنار شما ایستاده است و از حقوق گذشته و امروز و آینده شما ان شاء اللَّه دفاع خواهد کرد و به آنان بگویید که اقتدار و اعتبار جمهورى اسلامى ایران متعلق به همه ملتهاى اسلامى است و دفاع از ملت قهرمان و دلاور ایران در حقیقت دفاع از همه ملتهاى تحت ستم است و ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستمگران را در کشورهاى اسلامى مى‏شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدى- صلى اللَّه علیه و آله- است، به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه مى‏دهیم و به یارى خدا راه را براى ظهور منجى مصلح و کل و امامت مطلق حق امام زمان- ارواحنا فداه- هموار مى‏کنیم.

و از نکاتى که حجاج محترم باید به آن توجه کنند، اینکه مکه معظمه و مشاهد مشرفه آینه حوادث بزرگ نهضت انبیا و اسلام و رسالت پیامبر اکرم است، جاى، جاى این سرزمین محل نزول و اجلال انبیاى بزرگ و جبرئیل امین و یادآور رنجها و مصیبتهاى چندین ساله‏اى است که پیامبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله- در راه اسلام و بشریت متحمل شده‏اند و حضور در این مشاهد مشرفه و امکنه مقدسه و در نظر گرفتن شرایط سخت و طاقتفرساى بعثت پیامبر، ما را به مسئولیت و حفظ دستاوردهاى این نهضت و رسالت الهى بیشتر آشنا مى‏کند، که واقعاً پیامبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و ائمه هدى‏- علیهم سلام اللَّه- در چه غربتهایى براى دینِ حق و امحاى باطل، استقامت و ایستادگى‏ نموده‏اند و از تهمتها و اهانتها و زخم زبانهاى «ابو لهب» و «ابو جهل» ها و «ابو سفیان» ها نهراسیدند و در عین حال شدیدترین محاصره‏هاى اقتصادى در شعب ابی طالب، به راه خود ادامه داده‏اند و تسلیم نشدند و سپس با تحمل هجرتها و مرارتها در مسیر دعوت حق و ابلاغ پیام خدا و حضور در جنگهاى پیاپى و نابرابر و مبارزه با هزاران توطئه و کارشکنیها به هدایت و رشد همت گماشته‏اند که دل صخره‏ها و سنگها و بیابانها و کوهها و کوچه‏ها و بازارهاى مکه و مدینه پر است از هنگامه پیام رسالت آنان که اگر آنها به زبان و سخن مى‏آمدند و از راز و رمز تحقق فَاسْتَقِمْ کَما امِرْتَ «۱» پرده برمى‏داشتند، زائران بیت اللَّه الحرام در مى‏یافتند رسول خدا براى هدایت ما و بهشتى شدن مسلمانان چه کشیده‏اند و مسئولیت پیروان او چقدر سنگین است. و ملت شهید داده ایران اگر چه در طول دوران مبارزه و جنگ و حوادثِ دیگر انقلاب مظلومیتها و سختیها و درد و رنجهاى فراوان دیده است و جوانان و عزیزان گرانقدرى را تقدیم راه خدا کرده است ولى یقیناً وسعت مظلومیتها و سختیهایى که بر پیشوایان ما رفته است، به مراتب بالاتر از مسائل ما است. حجاج محترم سلام خالصانه ملت عزیز و مسئولین پر تلاش و خانواده‏هاى معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودین را به پیشگاه مقدس پیامبر رحمت- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و اهل بیت هدى‏- علیهم السلام- ابلاغ کنید و ملتمسانه و عاجزانه از آنان تفقد و رحمت بیشتر براى این پیروان صادق خود خواسته و پیروزى ملت ما را در جنگ بر کفر جهانى از خدا بخواهند و از این فرصت مناسب در دعا کردن به همه مسلمانان و رفع گرفتاریها استفاده کنند.

خداوندا! اگر هیچ کس نداند تو خود مى‏دانى که ما براى برپایى پرچم دینِ تو قیام کرده‏ایم و براى برپایى عدل و داد در پیروى از رسول تو در مقابل شرق و غرب ایستاده‏ایم و در پیمودن این راه لحظه‏اى درنگ نمى‏کنیم. خداوندا! تو مى‏دانى که فرزندان این سرزمین در کنار پدران و مادران خود براى عزت دین تو به شهادت مى‏رسند و با لبى خندان و دلى پر از شوق و امید به جوار رحمت بى‏انتهاى تو بال و پر مى‏کشند.

خداوندا! تو مى‏دانى که امت رسول تو در این مملکت مواجه با همه توطئه‏ها است و ایادى شیطان در داخل و خارج او را آرام نمى‏گذارند و تلاشها هر روز براى در تنگنا و مضیقه قرار دادن این ملت در امور اقتصاد فزونتر مى‏شود.

خداوندا! تو مى‏دانى مردم ما مشکلات را به جان و دل خریده‏اند و از هیچ چیزى غیر تو ترس و بیم ندارند و تمام زجرها و دردها را تحمل مى‏کنند، همه پیروزیها را از آن تو و به عنایت تو مى‏دانند، پس ما را به عنایت دوباره خود همراهى نما و دلهاى ملت ما را به نصر و پیروزى خود امیدوارتر ساز و رزمندگان جبهه ما را به مدد غیبى و جنود مخفى خود غالب و پیروز گردان و توان و صبر و استقامت ما را در تحمل سختیها و مشکلات افزون نما و نعمت رضایت در شکست و پیروزى را به ما ارزانى فرما و دل مردم ما را که براى دین تو شهید و مفقود و مجروح و اسیر داده‏اند و سختى هجران عزیزان را به عشق لقا و رضاى تو تحمل کرده‏اند، شادمان فرما و همه ما را در مسیر بندگى خود عاشق و درد آشنا فرما و شهیدان ما را از کوثر زلال ولایت خود و رسول اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- و ائمه هدى‏- علیهم صلوات اللَّه- سیراب نما و انقلاب اسلامى ما را به انقلاب مصلح کل متصل فرما. «إنک ولىّ النعم».

۱ ذى الحجه الحرام ۴۰۷

روح اللَّه الموسوی الخمینى‏

منبع: صحیفه امام، ج‏۲۰، ص: ۳۱۱-۳۴۷

قبلی «
بعدی »

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code