حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

چهارشنبه, ۶ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت تعداد کل نوشته ها : 6431 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
پرستوی بی قرار
3

سال 1364 بود به همراهي گروهي از برو بچه هاي جنگ در پادگان مالك اشتر زنجان دوره مربيگري نظامي مي ديديم بچه ها اكثرا از دوستان جبهه و پايگاه بودند و همديگر را مي شناختند. در بين جمع، نوجوانان كم سن و سالي بود كه خيلي به چشم مي زد. خيلي هم سر زباندار و […]

پ
پ

سال 1364 بود به همراهي گروهي از برو بچه هاي جنگ در پادگان مالك اشتر زنجان دوره مربيگري نظامي مي ديديم بچه ها اكثرا از دوستان جبهه و پايگاه بودند و همديگر را مي شناختند. در بين جمع، نوجوانان كم سن و سالي بود كه خيلي به چشم مي زد. خيلي هم سر زباندار و حاضر جواب بودند. يك روز كه داشتيم از مراسم صبحگاهي برمي گشتيم بين من و او بگو مگوئي شد. من چيزي گفتم و او هم آنرا بي پاسخ نگذاشت. راستش كمي مانده بود دست به رويش بلند كرده و سيلي آبداري زير گوشش بخوابانم. اما خود را كنترل كردم و ماجرا به خير گذشت. از آن روز به بعد، عليرغم اين برخورد لفظي، قلباً به او علاقمند شدم و محبتش در دلم جاي گرفت و بعدها همين مسئله جرقه دوستي بين ما گرديد. از او خيلي خوشم مي آمد. ويژگيهاي اخلاقي و روحيات بسيار جالبي داشت؛ از جمله علاقه شديدش به نماز جماعت و نماز اول وقت بود. هميشه يكساعت به نماز مانده، آرام و قرارش را از دست مي داد و مثل يك پرنده اي در قفس بيتاب مي شد و چندين بار از اطرافيان مي پرسيد:

ـ هنوز وقت نماز نشده؟ ساعت من تاخير داره، ساعت شما چنده؟

اين حالت بيتابيش نسبت به وقت نماز در شب ها نيز وجود داشت. يادم هست كه در همان ايام آموزش با چند نفر از بچه ها مثل برادر سعيد كريمي، رضا سخايي و … قرار گذاشتيم كه هر شب يك نفر بيدار مانده و كشيك دهد تا “خشم شبها” و “گاز اشك آورها”يي كه داخل خوابگاه زده مي شد، غافلگيرمان نكند. براي همين من در برخي از شبها بيدار بودم و مي ديدم كه او خواب درست و حسابي ندارد. در طول شب، چند بار بيدار مي شد و عليرغم ناراحتي چشمش به ساعت نگاه مي كرد و از وقت نماز صبح مي پرسيد. تا نماز صبح مي پرسيد. تا نمازش را نخوانده بود اين حالت بيقراري را داشت و پس از آن آرام مي گرفت.

او شهيد قاسم محمدي از غواصان گردان وليعصر و بيسيم چي شهيد يعقوبعلي محمدي ـ فرمانده گروهان يك ـ بود كه در عمليات كربلاي 5 ، پس از چندين سال بيقراري، به آرامش سبز و جاودانه رسيد و ساكن شهر شهادت شد.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.