حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

یکشنبه, ۱۳ آذر , ۱۴۰۱ ساعت تعداد کل نوشته ها : 5992 تعداد نوشته های امروز : 3 تعداد دیدگاهها : 362×
میقات در آسمان
1

نام کتاب: میقات در آسمان ( مجموعه دستنوشته و یادداشت های شهید عباس محمدی) تدوین: مریم بیگدلی انتشارات:  غواص سال چاپ: ۱۴۰۱ کتاب حاضر شامل خاطرات، آثار هنری، گزیدهنامهها و دلنوشته های شـهید عباس محمدی اسـت که در دو دفتر نوشـته شده بود و به صورت سالانه تنظیم و ارائه شده است. خاطرات از اواخر […]

پ
پ

میقات در آسمان- مجموعه دستنوشته های شهید عباس محمدینام کتاب: میقات در آسمان ( مجموعه دستنوشته و یادداشت های شهید عباس محمدی)

تدوین: مریم بیگدلی

انتشارات:  غواص

سال چاپ: ۱۴۰۱

کتاب حاضر شامل خاطرات، آثار هنری، گزیدهنامهها و دلنوشته های شـهید عباس محمدی اسـت که در دو دفتر نوشـته شده بود و به صورت سالانه تنظیم و ارائه شده است.
خاطرات از اواخر زمسـتان سـال۱۳۶۰ ،یعنی زمان دانش آموزی او شـروع شده است و تا ۲۶تیرماه سال۶۶ ادامه می یابد. سـبک نوشـته ها و برخـی اشـارههای پراکنـده در متـن نشـان می دهـد که نویسـنده ضمـن تداعـی، خاطراتـش را بهمدد یادداشـتهای قبلی خود نوشـته است.
ً اجمالی و گزارمانی است و از شرح و بسط الزم شیوه نگارش عباس غالبا برخـوردار نیسـت. در عیـن حال موضوعات یـا رخدادهایی که برای نویسـنده اهمیت فراوان داشته، با رعایت دقایق و جزئیات ثبت شده است.
متـن نوشـته ها سـاده و روان و کلام صمیمانـه اسـت و نشـان می دهـد که صاحب خاطره برای نوشـتن و گفتن حسبالحال و مشاهدات خود، توانایی و
تسلط لازم داشته است.
ً دربرگیرنده رخدادهـا، حالوهـوای رزمندگان، خاطـرات عبـاس عمدتـا چگونگی آغاز و انجام عملیات ها و موقعیتهای گوناگونی است که در آنها حضور داشـته. بنابراین از زمان فراواقعگویی و توصیف، کمتر متأثر اسـت. در عین حال به مرور، توجه به جنبه های درونی و معنوی در نوشـته های سـال های آخـر راوی قـوت میگیـرد. مهمترین علت این دگرگونی تدریجی، شـهادت همرزمان و دوستان او، علی الخصوص شهید ابراهیم اصغری است.
سال ۶۲ برادر عباس با خواهر ابراهیم ازدواج می کند و این آشنایی باعث دوستی رمزآمیز و بسیار عمیق بین این دو می شود به طوری که رابطه عارفانه شـمس و موالنـا را تداعـی مـی کنـد. در چنـد جا که عبـاس به تفصیـل درباره ابراهیـم اظهارنظـر کـرده و شـدت عالقه و دلبسـتگی خود را به او نشـان داده است، این ویژگی بیشتر مشهود است.
چنیـن بـه نظـر میرسـد کـه رفتار و منـش ابراهیم کـه برای عبـاس چندان شـناخته نبـوده، پـس از شـهادتش همـواره در نظرش مرور می شـده اسـت. در اینجا نیز میتوان تأثیر متقابل دوستی دو رزمنده را نسبت به یکدیگر، آشکارا مشاهده کرد.
از جملـه وجوه مشـترک ظاهـری و باطنی عباس با یادداشـتهای ابراهیم، همگرایی و همجهتبودن فکری دو شهید است. از نظر عباس و ابراهیم، جنگ و جبهه موضوع متمرکز اصلی نوشته هاست. 
و حـوادث پشـتجبهه و شـهر و فراغـت، جنبـه ضمنـی و حاشـیهای دارنـد. از ً آمیخته با تأمالت و تجربیات دینمدارانه آنجا که نوشته های رزمندگان عمدتا و باورمندانـه آنهاسـت، همچـون آموزه های تربیتی و اخلاقی اهمیت دارد و ادبیات دفاع مقدس سرشار از آنهاست.
اهمیـت دیگـر این آثـار بهجامانده نشـان میدهد که مفاهیـم و موضوعات به جودآمـده در اوضـاع خـاص زمانی و مکانی، از دسـتبرد فراموشـی مصون می ماند و امکان بازخوانی را برای نسلهای آینده فراهم می آورد. امید اسـت که یادداشـت ها و خاطرات عباس از هشـت سـال دفاع مقدس
که مملو از نادره ها و نکته های گوناگونی است، در بازشناسی و بازیابی میراث جنگ و جهاد روشنایی ببخشد.

برشی از کتاب:

آری! قاسـم بود که با تنی خسـته به خوابی خوش فرورفته بود. آری! قاسم بود. او بار اول چشـم راسـتش را در راه دوسـت تقدیم کرد و بار دوم جانشُ را. بـه بهتریـن وجهـی در وجـودش را بـه دوسـت برگردانده بود. قاسـم از بین دنیا و آخـرت، آخـرت را و میـان رضـای هـوا و رضـای خدا، رضـای خدا را برگزیده بود. قاسم، رفتن و بهاورسیدن و در رحمت او داخلشدن را به ماندن و پوسیدن و در میان لجنزار دنیا فرورفتن ترجیح داده بود. او در این انتخاب، آگاهانه قدم برداشـت. قاسـم در اصل در عملیات بدر شـهید شـده بود. او آن روز با غالمرضا، دوست همسنگرش میثاق بسته بود. او وفای به عهد کرد. آری! عدهای از آن بزرگمردان به عهد و پیمانی که با خدا بستهاند وفادار ماندنـد و در عهـد خـود تغییـری ندادنـد تـا عاقبت به فیض شـهادت رسـیدند.
آری! دنیا بداند که قاسـم به خدایش ایمان راسـخ داشـت و در هدفش سسـتی نمی ورزید. اسلام مکتبش بود و مسـجد جایگاه دعایش، عبادتگاهش و سـنگرش. به جرئت میتوانم بگویم که نمازجماعت، دعای کمیل و توسـل و نمازجمعه او ترک نمی شـد. قاسـم، قاسم گونه شدن را انتخاب کرد. او به قاسم بن حسن اقتدا کرد و چه انتخاب زیبایی بود. او فدایی رهبرش بود. او سعادت را در یاری رهبرش یافته بود. ظواهر دنیا او را از اطاعت و فرمان رهبرش باز نداشت. عمرش کم بود؛ اما قلبش پاک و درک و فهمش زیاد. او فهمیده بود که دنیا محل گذر است؛ نه قرار. او درک کرده بود که این خانه بهمنزله کاروانسرای بین راه است و او مسافری که چند روزی در این کاروانسـرا برای اسـتراحت بار انداخته و بایسـتی هرچه زودتر بارش را ببندد و حرکت کند. او با سن کمش دریافته بود که عبادت خدا تنها در گوشه مسجد نشستن و ذکرگفتن با زبان نیست و مسجد، تنها جای عبادت
صوری و ظاهری نیسـت؛ بلکه باید مسـجد سنگر مبارزه با شیطان نفس باشد و از همان مسجد علیه شیطانهای جهانخوار به پا خاست.
آری! قاسم در مسجد لباس رزم پوشید و جهاد اکبر و جهاد اصغر را با هم بـه جـا آورد. عاقبت در همان لباس جهـاد که لباس عزت خدا بر تنش بود، ره صدساله را یکشبه پیمود و تیر خصم بر تنش نشست.
روح از بدنش جدا شد و راستقامت جاودانه تاریخ شد. پیکر پاکش پنجاه شـبانه روز در کربالی خوزسـتان امانت بود. تا اینکه با آغاز عملیات کربلای ۵ و آزادشـدن جزیره بوارین، پیکرش را از جزیره پیدا کردند و به زنجان انتقال یافـت. عصر روز یکشـنبه ۲۶بهمنمـاه، پیکرش از مقابل مسـجدجامع به طرف مزار شهدا تشییع و دفن شد.
خدایا! ما را از شفاعت او محروم نگردان.
خدایا! او را از ما راضی بفرما.

 

نوشته های مشابه

عطر سیب
1 ماه قبل
1 ماه قبل
قرارهای خیس
1 ماه قبل

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.