مصاحبه با غواص شهید یعقوبعلی محمدی قبل عملیات کربلای چهار

– اسمتان را بفرمایید آقا یعقوب
یعقوب محمدی
– خدا سلامتتان کند. آقای محمدی در مورد هرچی که دوست دارید، صحبت کنید.
– شما بپرسید ما بگیم از صحبت زیادتر صحبت است. من نمیدونم چی بگم.
– خب الان اینجا چکار میکنید؟
– اینجا آمدیم منتظریم که بریم عملیات.
– چه جوری عمل خواهید کرد؟
– انشاءا… اونجا معلوم میشود چه طوری عمل خواهیم کرد. از الان که نمیتونیم بگیم چه طوری عمل خواهیم کرد.
– مگه غواصی عمل نخواهید کرد؟
– بله دیگه، لباسامون را عوض خواهیم کرد. لباس غواصی را بپوشیم الان هم همه آماده هستند. آفتاب غروب کرد، بیفتیم توی آب.
– انشاالله بریم کدوم طرف؟
– بریم به سمت منطقه هایی که قبلا پیش بینی شده و آنجا جنگ مان را شروع کنیم. اگر ان‌شاالله خدا توفیق بده در این عملیات پیروز خواهیم شد. توفیق نده هم دست خودشه. لطف خودشه. مونده به لطف خودش حالا هر کاری که میکنه. خدا خودش بالای سره خودش می بینه که اینها چقدر زحمت کشیدن توی آب افتادن. صبح به آب افتادن عصر افتادن. وقت هایی هم می شد که شب می افتادن. الان سی، سی و پنج روزه که آمده ان در آب لجن کارون آموزش می بینن. صبح، بعدازظهر، شب روزی سه بار آموزش می دیدن. گه گاهی روزی دو نوبت به آب می افتادن ولی اکثر نوبت شان روزی سه بار به آب افتادن بود. روزی ۸ ساعت برنامه آموزشی داشتن که بالاخره آموزش دیدن یک ماه هم این ها آموزش کامل غواصی دیده ان. بالاخره انشاالله با کمک خدا اگر عملیات بشه اینها از طریق آب اول خط را اینها خواهند شکست و خطوط دفاعی دشمن را اینها اول از بین خواهند برد. بعد از اینها قایقها خواهند آمد و برادران ساحلشکن و گردانهای پیاده خواهند آمد. همه کارهای اینها آبی است. بعد از آبی به خاکی درخواهند آمد. یعنی بعد از اینها. اینها در سده های اول که دشمن آنجا استحکامات درست کرده آنجاها را آزاد خواهند کرد تا برادران دیگه بیان.
– آقای محمدی خود شمام با بچه ها به آب می خواهید بیفتید دیگه؟
– بله به آب خواهیم افتاد.
– الان که با هم کنار آب نشستیم و چند تا از بچه ها هم کنار ایستاده ان چه آرزویی دارید؟
– هیچ آرزویی نداریم. بالاخره این عملیات را پیروز شویم و همه صحیح و سالم برگردیم بریم خانه مان دیگه.
– خب خدا سلامت تان کنه انشاالله صحیح و سالم میرید خانه تان و میریم خانه مان. آقا یعقوب الان از بچه ها کیا پیش‌مان؟
– الان پیش ما والا آقای ابوبصیریه، مجید ابوبصیری، اصغرآقا بسطامیانه، مسعود ابراهیمی، محمد الیاسی هستن دیگه اینجا میگردن باز محرمعلی چهل امیرانیه، اصغر نقدی، بیژن موحد، حسین سلیمی، غلامرضا جعفریه که خودتان باشید.
– الان اینجا بچه ها انتظار می کشن بهشان دستور داده بشه به سمت عملیات برن درسته؟ الان که شما به بچه ها سرکشی می کنید معمولا چه صحبت هایی میکنن معمولا؟
– بله صحبت هایی که ما اینجا می کنیم صحبت هایی که به منطقه وابسته است و به حفاظت منطقه مربوط است که چطوری خودشون رو امروز از صبح تا شب نگه دارن انتظار میکشن در این وقت محدود که بهمون دادن و برادرا از صبح تا شب استراحت میکنن، استراحت بکنن خیلی بیرون نرن. هواپیمای دشمنه. برادرا در منطقه قبل از این دیدن. وضعیت اینجور ایجاب میکنه که بالاخره یک جا خط پدافندیه که الان هم مسلم است که در این منطقه عملیات خواهد شد. نیروها هم پراکنده میآن مستقر بشن. دشمن هم با هواپیما میاد عکس هوایی میگیره. بمباران میکنه. از این بابت صحبتمان به نیروها اینه که برادرا بیرون نیان. استتار کنن. استراحت کامل کنن. چون شب کار خواهند کرد. کار اینها توی شب است. توی این مملکت الان چهل میلیون جمعیت فقط چشم شان به اینه که ببینن بسیجی ها و غواص ها چیکار میکنن و این رزمنده ها که اومدن جبهه چیکار میکنن. بالاخره اینها که آمدن اینجا برای جنگ کارشان را بکنن. امام الان چشمم به اینهاس. الان امام انتظار میکشه که ما هر عملیات که میکنیم کمی از مشکلات مان کم میشه.شهید یعقوبعلی محمدی
– آقای محمدی نتیجه عملیات را چطور میبینید؟
– نتیجه عملیات را فعلا تا اینجا مسلم است که دشمن چیزی را متوجه نشده است. اگر چیزی می فهمید از بمباران دست برنمیداشت. فعلا ما اینجا نه کلید و نه بمباران دیدیم، هواپیما چند فقره به‌طور محدود آمده است که رفتند حالا تا این ساعت بمباران نکرده اند.
– آقا یعقوبعلی در آخر من چیزی به ذهنم نمی رسد بپرسم هر چی دوست دارید حرف بزنید.
– چیزی دلمان نمیخواد، چیزی که دلمان میخواد اینه که خدا ان‌شالله توفیق بده این ها که میخوان اینطوری به آب بیفتن صحیح و سالم بمانن و نتیجه کارشان را ببینن که چیکار کردن در اون مدت محدودی که آموزش میدیدن. که وقتی حرف میزنی فقط به زبان میگی و تمام میشه. الان فقط یک ماه و خورده ایه که دارن آموزش غواصی میکنن باز نزدیک یک ماه و خوردهای هم در سد دز آموزش میدیدن قبل از آن در تبریز آموزش دیدهان. در اردوگاه آموزش دیده ان. قبل از آن هم در باختران حدود دو ماه آموزش دیده ان. الان کلا نیروهای گردان ۸ ماه است که آموزش می بینن به‌طور متوالی هر روز آموزش دیده ان و بالاخره الان یک سری از بین رفته ان و قدرت بدنی شان خیلی نمانده و تلاش شان اینه که از خدا میخوان در این عملیات موفق بشن و پیروز بشن.
– آقای محمدی با من امری ندارید؟
– خیر با شما امری نداریم.
– خدا حفظتون کنه از خدا میخوام هرچه زودتر در عملیات پیروز بشید و به آغوش خانوادهتان برگردید.
– انشاءا…
– اگر امری ندارید از حضورتان مرخص شوم.
– خیر، عرضی ندارم بالاخره به آنهایی که در پشت جبهه هستن بگن فقط نخورن و بخوابن. خیال نکنن که اگر رادیو گفت فلان رزمندگان در فلان منطقه عملیات کردن چطور شد. نادیده نبینن، ببینن انگیزه و هدف اینها چیه و هدف از یک عملیات چیه؟ و یک عملیات چقدر با مشکلات همراه است. شوخی که نیست اینها فقط از رادیو میشنون که فلان جا عملیات شد دیگه نمیدونن که پنج، شش ماه بچههای مهندسی، اطلاعات و حفاظت زحمت میکشن تا یک عملیات بشه. از این بابت ملت آنهایی که توان دارن به جبهه بیان آنهایی که توان ندارن به جبهه کمک کنن. روزبه‌روز کمکشان را بکنن و بیتفاوت نایستن. لااقل آدمای منافق و بیطرف را متوجه کنن که مملکت در جنگه و جنگ میکنه در حالت تحریم اقتصادیه امروز نیان بگن که این‌طوری هم مگر مملکت میشه. نفت نیست، قند نیست، چای نیست به هر چیز که نگاه میکنی کوپنیه. برای فلان چیز باید صف بایستی اول باید جبههمان را تامین کنیم بعد از آن به عقبه بپردازیم. الان برای ما مسئله اصلی جنگه. اماممان هم فرمودند که مسئله اصلی ما جنگه. باید جنگ را یک سر بکنیم. باید دست به دست هم بدیم ملت همت نشان بده تا عملیات پیروزمندانه انجام بشه و ان‌شاءا… این دفعه دشمن را از بین ببریم. امام هم فرموده امسال، سال پیروزیه. ان‌شاءا… موفق بشیم.
– ان‌شاءا… خیلی ممنون از شما. خداحافظ.
– خداحافظ. شما را به خدا میسپارم.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code