حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6286 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
فرمانده ای که در جنگ با اسب فرماندهی می کرد
1

 طاهر به مرخصی آمده بود و می گفت: من با پنج نفر از دوستانم به شناسایی رفته بودیم، که ناگهان متوجه شدیم در منطقه عراقی ها و در میان نیروهای عراقی قرار گرفته ایم و از بین آن ها رد می شویم. آن ها ما را دیدند ولی توجهی نکردند. طاهر می گفت: که این […]

پ
پ

شهید طاهر اوجاقلو و شهید عبدالله بسطامیان

 طاهر به مرخصی آمده بود و می گفت: من با پنج نفر از دوستانم به شناسایی رفته بودیم، که ناگهان متوجه شدیم در منطقه عراقی ها و در میان نیروهای عراقی قرار گرفته ایم و از بین آن ها رد می شویم. آن ها ما را دیدند ولی توجهی نکردند.
طاهر می گفت: که این لطف و عنایت امام زمان (عج) بود که ما را از چشم عراقی ها پنهان ساخته بود. تا این که ما به سلامت از بین آن ها عبور کردیم و به منطقه خودمان رسیدیم.
بار دیگر که به مرخصی آمده بود تعریف می کرد وقتی که حمله را تمام کرده و با دوستان در یک جا نشسته بودیم، ناگهان دیدم که یک عراقی با پارچه سفیدی که به نوک تفنگ بسته بود به طرف ما می آمد. بچه ها با دیدن آن فرد عراقی می خواستند به سویش شلیک کنند ولی من گفتم: بگذارید نزدیک تر بیاید. شاید تصمیم گرفته است که خود را تسلیم نماید. حرف مرا قبول کردند و او به پیش ما آمد و به زبان عربی به ما گفت: که، ما یک گردان هستیم و می خواهیم خود را تسلیم کنیم. یکی از رزمنده ها گفت که من همراه او می روم و آن ها را می آورم. ما گفتیم این کار خطرناکی است. شاید آن ها می خواهند با زبان خوش تو را ببرند و بکشند. او گفت: من از جان خود گذشته ام و با عراقی رفت.
ولی برگشتن آن ها مواجه با تأخیر شد و اطمینان حاصل کردیم که دوست ما را کشته اند. ناگهان دیدیم که دوست ما همراه با یک گردان از نیروهای عراقی که تفنگ هایشان را به سوی آسمان گرفته اند آمدند و به ما رسیدند و همراه ما نشستند. ما به آن ها آب و سیگار دادیم. سپس از ما پرسیدندکه کدامیک از شما فرمانده است؟ و ما گفتیم: هیچ کدام مان فرمانده نیستیم. آنان گریه کردند و گفتند: شب هنگام موقعی که حمله شروع شد در پیشاپیش نفرات شما سیدی را که سوار بر اسب سفیدی بود درلابه لایی حمله شما گشت می زد. همان موقع ما گفتیم که بهتر است ما تسلیم شویم. و می گفتند که شاید امام زمان (عج) فرجه الشریف است.

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.