گفتگوی خبری آزاده محمودی خبرنگار روزنامه مردم نو با جانباز حمید همراز
چشمم به نارنجکی افتاد که در تاریکی شلمچه به سوی ما پرتاب شده بود و ناگهان تمام بدنم گرم شد. لباس غواصیام شروع کرد به ورم کردن و درد داشت در وجودم ریشه میکرد. بیسیم خیس شده بود و کار نمیکرد، با چراغ قوه به نیروهای پشت خط خبر دادیم که خط شکسته شده، کمکم قایقهای ایرانی رزمندههای تازه نفس را به خط اعزام کردند. گروهی از نیروهای عراقی پا به فرار گذاشتند و گروهی همچنان یاران آتش را بر سر نیروهای ایرانی میریختند. لباس غواصی ام را بلند کردم تا ببینم چرا ورم کرده که ناگهان خون از زیر لباس سرازیر شد نارنجک کار خود را کرده بود. صورتم، پاهایم و اعضای داخلی بدنم به شدت آسیب دیده بودند و جسمم میزبان ترکشهایی زیادی بود که کمکم رمق را از من میگرفتند.
حمید همراز بازنشسته آموزش و پرورش است و سالها در مقام معلمی به فرزندان زنجان علم و زندگی آموخته است. او متولد 1344 است و اولین بار در سن 15 سالگی پا به جبهههای دفاع از وطن گذاشته است. همراز میگوید: گرچه مادرم برای رفتن من بیقراری میکرد، اما پدر هرگز مرا از رفتن به جبهه منع نکرد و من در پاسخ به فرمان امام راحل باری دفاع از کشورم به جبهه رفتم. طی سالهای پایانی دبیرستان چندین بار به جبهه اعزام شدم و آخرین بار هم سال 1365 بود که منجر بود که منجر به آسیبهای بدنی شدید و رسیدن به درجه جانبازی رسید، میگوید: سال 1365 بود و من برای اولین سال تحصیلی، خدمتم در آموزش و پرورش را آغاز کرده بودم، سه ماه از آغاز سال تحصیلی گذشته بود که یکی از دوستانم بنا به سابقه حضور من در جبهه و علم به توانایی من در رشته شنا که از گذشته در این رشته فعال بودم، در دی ماه سال 1365 از من برای حضور در عملیات مهم و ارزشمند کربلای پنج دعوت کرد، گرچه توجیه سازمان آموزش و پرورش برای غیبت من در میانه سال، تحت شرایطی که با غیبت من مدرسه روستایی محل خدمتم در اطراف سلطانیه عملا تعطیل میشد، کار سختی بود، اما هرطور که بود دعوت غواصان زنجانی را لبیک گفتم و به گردان حضرت ولیعصر عجلا… که برای شکستن خط دشمن، طی عملیات کربلای 5 برنامه و تمرین داشتند، پیوستم.
این عملیات به پیوست عملیات کربلای 4 شکل میگرفت و هدف آن عبور از خط دشمن در منطقه شلمچه و رسیدن به بصره بود. عراقیها در این منطقه با هدایت آب رود دجله بین نیروهای عراقی و ایرانی و تعبیه موانع بسیار در این مسیر آبی، راه را برای نفوذ ما بسیار سخت کرده بودند؛ از این رو برای شروع عملیات برای نیروهای غواص ایرانی شبانه و مخفیانه از آب عبور میکردند تا پس از شکستن خط و تسلط بر منطقه بقیه نیروهای ایرانی بتوانند خود را با دقایق به مقر نیروهای عراقی برسانند.
شب عملیات ساعت یازده بود که به آب زدیم، من هم جزء گردان ولیعصر زنجان به فرماندهی سردار اوصانلو بودم. باید در حدود یک کیلومتر در عمقهای مختلف شنا میکردیم تا به مقر عراق برسیم. از گردان ولیعصر دو گروهان به آب زدند، یکی به فرماندهی شهید ابوالفضل خدامرادی و دیگری به فرماندهی شهید فتحاللهی و من هم به عنوان مسئول دسته گروهانی که تحت فرماندهی شهید خدامرادی بود وارد آب شدیم.
شب بود و تاریکی فرصت خوبی برای استتار ما فراهم کرده بود و همین امر باعث شد بتوانیم تا نزدیکی سنگرهای عراق حرکت کنیم. عراقیها یک سنگر جلوتر از همه سنگرها به عنوان محل دیدبانی خود ساخته بودند. با رسیدن گروهان شهید فتحاللهی به این سنگر عراقیها متوجه حضور این گروهان شدند و آتش تیربار به روی این گروهان گشوده شد، منورهای عراقی آب را روشن کرده بود و استتار غیرممکن بود. گروهان ما که در فاصله کمی از این گروهان بود با تنفس به کمک نی، زیر آب ماند تا دشمن متوجه حضور ما نشود، در این میان ما به مسیر خود ادامه داددیم و با تلاشهای نیروهای تخریب، معبر باز شد و نیروها با عبور از معبر به نزدیکی سنگر عراقیها رسیدند که ناگهان نیروهای دشمن متوجه حضور ما شده و رگبار گلوله ما را نشانه رفت. به این ترتیب درگیری آغاز شد و در همین لحظات با انفجار یک نارنجک من دچار آسیب در ناحیه سر، شکم و پا شدم. بعد از پاکسازی منطقه با اعلام شکسته شدن خط به نیروهای ایرانی، قایقها از آب عبور کرده و وارد منطقه عرق شدند. این عملیات در حدود پنج ماه به طول انجامید که نتایج ارزشمندی هم برای ایران داشت.
همراز میگوید: جوانان دهه شصت اعتقادات محکم و عزم راسخی داشتند که توانستند با تکیه به آنها برابر عراق ایستادگی کنند، آنچه که در نسل امروز کمتر دیده میشود. وی در ادامه با اشاره به تهاجم فرهنگی دشمن که شکاف عمیقی بین جوانان نسل امروز و جوانان حماسهآفرین دهه شصت ایجاد کرده است، گفت: جنگ های امروز دیگر میدان نبرد گلوله و آتش نیست، بلکه دشمن از هر راهی برای آسیب زدن به فرهنگ، دین و اندیشه جوان ایرانی وارد میشود؛ چرا که میداند آینده انقلاب و جنگ در دستان جوانان است و اگر جوانان از انقلاب و جنگ دور شوند آینده ایران از آرمانهای والای امام و شهدا دور خواهد شد و این دقیقا همان چیزی است که دشمن میخواهد.
حمید همراز به روی کار آمدن مسئولینی را که خود از آرمانهای انقلاب و جنگ غافلند، مزید بر علت میداند و میگوید: نفوذ دشمن در فکر و اندیشه جوانان، سپردن مسئولیتهای جامعه به کسانی که اندیشه غیرایرانی دارند و در مکتب مخالفان ایران آموزش دیده و پرورش یافتهاند، در کنار مشکلات عدیدهای مانند بیکاری که صدای اعتراض نسل جوان را درآورده است، همه و همه میتواند کشور را از آنچه که هدف ما از هشت سال دفاع مقدس و هدف امام و شهدای انقلاب از مبارزه با دشمن بود، دور کرده و به خواسته دشمن نزدیکتر کند. گر چه نیروهای نظامی کنونی توان بالایی برای مقابله با دشمن دارند، اما ذهن نیروی مردمی هم باید با آرمانهای اساسی کشور همسو شود تا دشمن برای نفوذ به کشور امیدی به جوانان ایران نداشته باشد.
بیحجابی، بیکاری و بیعدالتی قلب من و تمام کسانی را که با هدف رسیدن به آرمانشهر اسلامی در برابر دشمن ایستادگی کردیم به درد میآورد. جوانان در کشوری که با خون شهدا به دست آمده و حفظ میشود، نباید طعم معضلاتی مانند بیکاری را بچشند؛ چرا که بیکاری جوان میتواند او را از مسیر اصلی زندگی دور کرده و با توجه به رونق فضای مجازی، ماهوارهها و تبلیغات گسترده دشمن او را به انحراف بکشند.
از همراز در مورد انتظاراتش از همنسلان و همرزمانش در قبال نسل جدید میپرسم؛ پاسخی که او میدهد دالنشین است و برای من که بعد از سالهای جنگ به دنیا آمدهام موجب دلگرمی و مباهات. او معتقد است باید افکار و آرمانهای اصیل زندگی را در قالب امروز به نسل جدید آموزش داد و نباید از او انتظار داشت که مانند دهه شصت زندگی کند. او ادامه میدهد: همنسلان ما باید خود را با تغییرات امروز وفق دهند و اصراری برای تداوم روشهای تربیتی دهه شصت نداشته باشند، کما اینکه اصل اندیشه و آرمانها را حفظ کرده و آن را در قالبهای بروز به فرزندان خود ارائه کنند. نرمش، نیاز آموزش به نسل امروز است تا راه برای نفوذ دشمن به افکار جوانان بسته شود. حمید همراز از آنچه رسانه با عنوان معرفی شهدا و آرمانهای آنان به جامعه عرضه کرده است گلهمند چرا که به اعتقاد او آنچه که ارزش شهدا را بالا برده است، اندیشه، تفکر و آرمانهای والای آنان است که متأسفانه در تلاش رسانههای مختلف برای معرفی شهدا کاملا مغفول مانده است.
او میخواهد شهدا عمیق تر به مردم معرفی شوند و جانفشانیهای آنان اسیر سطحینگری مسئولان و رسانهها نشوند. همراز میگوید: در بسیاری مواقع چون خود رسانهها و مسئولان شهدا را درک نکرده اند؛ نتوانستهاند معرفی ارزشمندی از آنان داشته باشند و این متاسفانه نتایج بدی در جامعه داشته و لازم است اهداف شهدا در مسیر صحیح و با آگاهی و درک واقعی به نسل امروز شناسانده شود.











































































ثبت دیدگاه