غدیر صرفا “در تاریخ” نیست بلکه “برای تاریخ” است

در سرزمین حجاز که تنها، صدای سوز صحرای کویری به گوش می رسید، چاه هایی بود تا جان های گداخته از تشنگی را سیر ِ آب می کرد. این چاه ها، غدیر نام داشت. بر کران این غدیر، خدا برایآخرین بار، آخرین پیامبر را ندا داد تا بار دیگر علیه تبارگرایی، تبعیض نژادی و معیار های ناانسانی در انتخاب پیشوای جامعه فریاد برآورد. اساسا پیام آخرین پیامبر، این بود که عیارهای جاهلی،  معیار قرار نگیرد و فقط سنجه تقوا وعدل در سنجش و گزیش، اساس باشد.
غدیر، گونه ای تحقق یافتن تئوری های چندین ساله پیامبر، آن هم در واپسین روزهای زندگی است. محمد (ص)، در این روز، آنچه را که بیش از دو دهه میان مردم فریاد می آورد را با عمل، عینیت داد. بجای تبارگرایی، تقوا؛ بجای انبوهی ِطرفدار، بشکوهی ایمان؛ و بجای بزرگی در ثروت و قدرت، سترگی در فروتنی و اخلاص را برگزید. یعنی علی را.

درست است که غدیر در زمانی خاص و مکانی معین به وقوع پیوست، ولی غدیر فقط یک واقعه تاریخی نیست بلکه  اگر بر آنچه در آن گذشت، خوب بیاندیشم یک مکتب است. غدیر صرفا “در تاریخ” نیست بلکه “برای تاریخ” است. غدیر فقط “موزه” نیست که سالی یکبار به روایت و تماشای آن بنشینیم بلکه “آموزه” ای که برای هر روز زندگی مان باید از آن توشه بر چینیم.

“خوانش فراتاریخی” از غدیر، به ما می آموزد که در باره رفتار پیشینیان به راحتی قضاوت نکنیم!

به ما می آموزد که زود، محکوم نکنیم تاریخ را؛ که چرا به پشتیبانی از “تندیس عدالت” پیش نرفتند حال آنکه خود در رفتار روزانه، بارها، “عدل” را فراموش می کنیم!

به ما می آموزد به همین راحتی قضاوت نکنیم که چرا جانشین نبی را تنها گذاشتند!؟ بی آنکه بدانیم  گاه نیک می دانیم- که برخی کنش های ناسره ما بی شباهت به واکنش پیشینیان نیست. ما گاه چنان دلمشغول ِ تن ها ییم که یک تنها را تنها گاه گذاشتیم.

اگر آنها را به قوم گرایی، سرزنش می کنیم مگر خود چندین بار حزب گرایی و فامیل بازی را در برابر تقوا شکست داده ایم؟!

خلاصه، ما هر روز در باره رفتار دیگران و تاریخ قضاوت می کنیم. به همین سادگی. بی آنکه بدانیم خود در معرض تاریخ، قضاوت خواهیم شد. آیندگان خواهند گفت از ما آنچنان که ما بر دیگران و گذشتگان گفتیم.

غدیر، فقط مال دیروز نیست برای امروز هم هست. در خوانش فراتاریخی از غدیر ما بیش از آنکه از “گذشتگان بگوییم” از مسئولیت “خود می پرسیم”. بیش از آنکه از دیگران “خبر” دهیم از خود “پرسش” داریم.
غدیر بیش از آنکه یک خبر باشد، انشاء است.
غدیر فقط “قصه تاریخی” نیست که “روایت” گردد، بلکه “غصه ای” هم دارد که باید آن را “درایت” کرد “دغدغه ای” هم دارد که باید به آن نگریست و گریست.

اگر غدیر فراتاریخی است، فرامذهبی هم هست. غدیر مایه همدلی و همگرائی است. نباید این برکه جاری، دل مسلمانی را از هم بگسلد. غدیر بجای آنکه “مایه تفرقه” مذهبی باشد می تواند “نشانه همدلی” قرار گیرد.

پیام غدیر برای شیعه هست برای سنی هست اصلا برای هر انسان هست. زیرا هر وجدان آگاه در برابر غدیر، کرنش می کند. هر انسانی، به حاکمیت عدل، برابری، پاکدستی، راستگویی، و به طور خلاصه حکومت علی وار، دل می دهد و گام پیش می نهد. لذا نباید پیام فرادینی غدیر را فرودینی و گاه حتی فرومذهبی تفسیر کنیم.
غدیر می تواند مکتب و ایسم باشد برابر ایسم های جدید.
غدیر، برکه جاری است. هنوز سیراب می کند تشنگان معرفت و معنویت را. کافی است دل عطش زده را با کاروان نور، بدرقه کنی.
باور کنیم هنوز هم صدای پیامبر، گوش من و تو را می نوازد تا دست علی را بیعت بندیم. فقط کافی است، تقوا و عدالت، منش و بیش مان باشد نه رانت و تبعض و تبار.
مباد..‌
مباد آن روز را که باز، چاه های غدیر بخشکد، آن روز باید تشنگی حسین را در کربلا انتظار کشید. زیرا اگر چاه های غدیر را نمی خشکاندند، حسین در کربلا تشنه نمی ماند.

یادداشتی از یحیی جهانگیری

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code