علی اکبر مردانه ایستاد

شهید علی اکبر آریغ

شب خط دشمن زیر باران آتش گلوله و توپ و خمپاره دشمن ، زبانه می کشید. عراقی ها یک مقری در آنجا داشتند که قبلا شناسایی نشده بود و ما می دانستیم، که شاید بیشتر از ده نفر نیروی عراقی در آنجا نیستند که مقاومت می کند ما تا صبح به شدت جنگیدیم و با تمام توان خویش براین مقرّ می تاختیم ، که متاسفانه فرجی حاصل نشد و شهدای گرانقدری در همان شب آسمانی شدند و هر کس لیاقت داشت برای دیدار معبود خود می شتافت. 
سپیدی خورشید کم کم پدیدار می شد و فرماندهان نیز مضطرب بودند که اگر این مقرّ تسخیر نشود شاید کل عملیات به شکست می انجامد اندک نیروی که مانده بود را جمع کرد و سازماندهی کرد بنده آر پی جی زن بودم و علی اکبر آریغ را به عنوان تنها کمکی من منصوب شد.

اولین حرفی که به من گفت این بود که حتما یک موشک هم بدی من می زنم ، و من گفتم که چشم . در وسط مقرّ عراقی ها یک دَکل بلند که با گونی های خاک محافظت شده بود قرار داشت که در داخل آن یک قبضه دو شکا به شدت کار می کرد و آتش سنگینی را به روی بچه ها می ریخت و همه را زمین گیر می کرد و هر کس بلند می شد مورد اصابت تیر مستقیم قرار می گرفت.

ما تنها یک راه برای دور زدن مقرّ داشتیم که آن هم از داخل لوله هایی به قطر حدودا ۸۰ سانتیمتر داخل کانال که تا نیمه لجن بود رد می شدیم که آنهم برای افراد با جُثه کوچک میسر بود و یا از روی خاکریز رد می شدیم که آنهم اگر زنده می ماندیم . مرحله اول عملیات تسخیر مقر بود که عراقی ها را سر گرم کنیم و خود را به پل خاک ریز برسانیم، چند نفری که از روی خاکریز رد شده و به طرف دیگر رسیدند. علی اکبر بود و چند نفری در موقع عبور از روی خاکریز توسط عراقی ها مورد اصابت تیر مستقیم قرار گرفتند و به شدت مجروح شدند به خاطر تسلط دشمن بر این نقطه جنگ سختی داشتیم و به خاطر نزدیکی طرفین نارنجک دستی بود که رد و بدل می شد .
علی اکبر که در نزدیکترین نقطه به دشمن قرار داشت و شجاعانه می جنگید و از روحیه بالایی برخوردار بود و هر سلاحی به دستشان می آمد استفاده می کرد . نارنجک دستی ، نارنجک تفنگی و کلاشنکف و … اگر عراقی ها دقایقی بیشتر مقاومت می کردند مهمات ما نیز تمام شده بود؛ ولی امدادهای غیبی شامل حال ما شد دشمن از این قضیه بوی نبرد .
چند دقیقه قبل از تسلیم نیروهای عراقی و داخل مقرّ بعد از ان مقر نیز به تصرف نیروهای اسلام در آمد اکبر نیز زنده بود و شجاعانه می جنگید و تا آخرین گلوله ها را نیز به سوی دشمن شلیک نمود. در دقایق آخر بود که اکبر بلندشد و به طرف دشمن تیر اندازی می کرد از ناحیه پیشانی مورد اصابت تیر مستقیم دشمن قرار گرفت . هرگز یادم نمی رود ؛ شجاعت ، ایثار ، اخلاق و رفتار، کردار او و شهادت عاشقانه و مردانه اش هرگز فراموش نخواهد شد 

راوی:همرزم شهید علی اکبر آریغ

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code