حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

افزونه جلالی را نصب کنید. ساعت تعداد کل نوشته ها : 6312 تعداد نوشته های امروز : 0 تعداد دیدگاهها : 363×
طلبه ای که کشتی گیر با معرفتی بود
1

خاطراتی کوتاه از شهید سید نورالدین ابراهیمی راوی:محمدرضا قهرمانی  سید نورالدین درس حوزه می خواند. به قدری مطالعه می کرد که بعضاً برای صرف غذا وقت کم می آورد. با این که در آن زمان وضعیت اغلب طلاب، از نظر مالی دشوار بود ایشان هیچگاه کم و کسری ها را بروز نمی داد و در […]

پ
پ

خاطراتی کوتاه از شهید سید نورالدین ابراهیمی

راوی:محمدرضا قهرمانی 

سید نورالدین درس حوزه می خواند. به قدری مطالعه می کرد که بعضاً برای صرف غذا وقت کم می آورد. با این که در آن زمان وضعیت اغلب طلاب، از نظر مالی دشوار بود ایشان هیچگاه کم و کسری ها را بروز نمی داد و در و حتی بقیه طلاب ها را هم برای صرف نهار و شام ساده دعوت می کرد.
یک روز که در مدرسه محسنیه بودم از ایشان خواستم من را به نهار مهمان کند، هیچوقت فراموشم نمی شود سرظهر با کمی میوه و چند قرص نان سنگگ وارد حجره شدند.ایشان از قبل خبر داشت که برای من تهیه نان با توجه به وضعیت جسمی و اوضاع مالی ام مقدور نیست. به خاطر همین با مهربانی زحمت نهار آن روز را قبول کرد.

سید نورالدین به ورزش کشتی علاقه زیادی داشت. خاطرم می آید بعضی از فرصت های بیکاری نرمش می کرد و از گاهی هم از من می خواست با هم کشتی بگیریم. به خاطر علاقه اش به این ورزش تصمیم گرفتیم با هم برویم و در کلاس های کشتی ثبت نام کنیم. من را به خاطر شرایط جسمی ام که مشکل داشتم رد کردند. هر موقع ایشان مسابقه داشت از من هم می خواست که حتما برای دیدن مسابقه به سالن بروم.نظرش این بود که با دیدن من برای مسابقه روحیه می گیرد. من هم متقابلا بهاطر علاقه ای که به سید داشتم حتما برای تماشای مسابقه می رفتم. 

در یکی از مسابقات، سید دو بار با حریفان خود کشتی گرفت و در هر دو نوبت برنده شد. با اینکه سن کمی داشت اما روحیه پهلوانی داشت و مناعت طبعش بلند بود.در هر دو بار با روبوسی حریفان، دست همتای خود را بعنوان برنده بالا برد. با اینکه خودش برنده مسابقه بود . بالاخره داور مسابقه ایشان را بوسید و با اصرار دست سید را که برنده واقعی مسابقه بود بالا برد.

یادم می آید سید درشت هیکلی به نام سید نجم الدین داشتیم که در زمان خودش خیلی پر زور و نسبت به بقیه کشتی گیرها قدرتمند بود. خبر داشت که سید نورالدین هم  اهل ورزش و کشتی است. پیشنهاد کرد با هم کشتی بگیرند.

سید نجم الدین وزنش ۳۰ یا ۴۰ کیلوگرم بیشتر از نورالدین بود و از نظر سنی هم بزرگتر بود. به هر حال با هم کشتی گرفتند. رقابت این دو طولانی شد. نورالدین فوت و فن کشتی را خوب می دانست و نزدیک بود دو بار حریفش را خاک کند اما حرمت سن و سالش را نگه داشت و طوری کشتی گرفت که حریفش برنده شود . در اخر هم با گذشت و مهربانی روی انسید را بوسید و کشتی تمام شد.

سیدنورالدین نسبت به بقیه دوستان حوزوی در درس خواندن هم تلاش زیادی داشت و پاسی از شب را عبادت می کرد و قرآن می خواند. من هرازگاهی یک نخ سیگار روشن می کردم ، اما ایشان اهل سیگار و دود و دم نبود گاهی برای شادی و شوخی انگشت خود را بالا می گرفت و می گفت من بازنشسته شدم. با خنده می گفتم سیگار با ورزش منافات دارد.

سید نورالدین روحیه هنری هم داشت. من تعدادی عکس داشتم اما توان مالی برای خرید آلبوم نداشتم. اسید با استفاده از شیشه ضایعات با یک فنر چوب رختی یک آلبوم جالب ودیدنی تهیه کرد. هر کس می دید از آلبوم حیرت می کرد و می پرسید از کجا خریده ام! من هم از ذوق هنری سید تعریف می کردم.

سید به صدقه خیلی اهمیت می داد. نماز اول وقت می خواند و علاقه داشت در روزهای ماه رجب روزه بگیرد.

سید یکم شهریور سال ۶۱ در ماموریت مهاباد به درجه رفیع شهادت رسید

روحش شاد

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.